هفت صبح | جعفر فرهنگی جنگلبان شرکتی آستارا که در جریان رفع تصرف اراضی ساحلی دچار آسیب از ناحیه بینی شده، دو ماهی هست که در انتظار تامین هزینه‌های عملی بینی خود به سر می‌برد و روال عادی زندگی‌اش مختل شده‌‌. اگرچه مسئولان منابع طبیعی وعده داده بودند که با تصویب قانون حمایت از جنگلبانان و محیط‌بانان امکان پرداخت غرامت به نیروهای شرکتی و حتی داوطلب مردمی وجود دارد‌ اما شاهدیم که با وجود تصویب این قانون، هنوز هم نیروهای شرکتی زیر چتر حمایتی دولت قرار ندارند و در صورت بروز مشکل، خسارتی به آنها پرداخت نمی‌شود.


سال 98 لایحه حمایت از جنگلبانان و محیط‌بانان در مجلس شورای اسلامی تصویب شد. خلیل آقایی رئیس اسبق سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در آن مقطع اعلام کرد ‌‌با تصویب این لایحه جنگلبانان و محیطبانان همانند نیروهای مسلح از حمایت‌های قانونی قضایی و بیمه‌ای (شامل پرداخت دیه و جبران خسارت) برخوردار می‌شوند و دیگر با مشکل آنها مثل دعوای خیابانی برخورد نخواهد شد. قرار بود با تصویب این قانون حتی در بحث آتش‌سوزی و اطفای حریق هم برای ماموران رسمی و قراردادی سازمان منابع طبیعی و دیگر دستگاه‌ها، همکاران طبیعت، محافظان افتخاری و داوطلبان مردمی که دچار نقص عضو یا شهادت می‌شوند، اعتباراتی برای درمان و جبران خسارت وارده به آنها در نظر گرفته شود.

 

سرانجام با رفع ایرادات وارده از سوی شورای نگهبان، این قانون تصویب شد و آیین‌نامه اجرایی آن هم نوشته شد؛ اما شاهدیم که هنوز هم نیروهای شرکتی یگان حفاظت منابع طبیعی در درگیری‌های مختلف دچار آسیب می‌شوند و کسی پاسخگوی ضرر و زیان آنها نیست. متاسفانه این قشر از خدمات بیمه‌ای برای درمان خود برخوردار نیستند و بار سنگین هزینه‌های درمان را باید به تنهایی به دوش بکشند.

 

عدم همکاری منابع طبیعی برای تامین هزینه عمل


جعفر فرهنگی نیروی شرکتی یگان حفاظت آستارا که نزدیک به 45 روز پیش در جریان درگیری رفع تصرف در ساحل قره‌سو واقع در لوندویل آستارا بینی‌اش شکسته، یکی از نیروهای شرکتی است که نیاز به جراحی دارد اما قادر به تامین هزینه‌های عمل بینی‌اش نیست.
او در گفت‌وگو با هفت‌صبح می‌گوید ‌جراحی‌ حدود 75 میلیون تومان هزینه در‌بر‌دارد که شامل انجام عمل و هزینه‌های بستری است اما فرهنگی قادر نیست این هزینه را تامین کند. 


پس از آسیب دیدن این نیروی شرکتی یگان حفاظت آستارا، یکسری اقدامات اولیه روی بینی مجروحش انجام می‌شود و بعد از چند روز همان پانسمان را هم بر‌می‌دارند اما تنگی نفس و سردرد ناشی از شکستی بینی برای فرهنگی باقی می‌ماند. پزشک معالجش به او می‌گوید ‌اگر بینی‌اش را عمل نکند، سردردها برای همیشه جزئی از زندگی‌اش خواهد بود.

 

این روزها وقتی هوا اندکی آلوده می‌شود، او قادر نیست از منزل خارج شود. حتی در زمان بارش برف به این دلیل که فک، صورت و دور چشمش قرمز ‌ و صورتش بی‌حس می‌شود، ماندن در خانه را ترجیح می‌دهد زیرا بعد از آن سردردهای وحشتناک به سراغش می‌آید و همه این مسائل ناشی از همان درگیری با متخلفان و شکستن بینی‌اش است.

 

نبود بیمه تکمیلی برای جبران خسارت


به گفته فرهنگی، شرکتی که او با آن قرارداد بسته بیمه تامین اجتماعی دارد اما بیمه تکمیلی ندارد. دو بار برای حل مشکلش به مدیرکل استان گیلان و دو بار هم به فرمانده یگان حفاظت مراجعه کرده اما همه این مراجعات بی‌نتیجه بوده است. سه‌شنبه هفته بعد هم مجددا به مدیر کل مراجعه خواهد کرد. شرکت برای این نیروی حافظ جنگل کاری نمی‌کند و هر بار با مدیران شرکت تماس گرفته شده، با وعده‌های مختلف و بدون عمل، نتیجه تماس‌ها به پایان رسیده است.


فرهنگی که این روزها فعالیت‌هایش تحت تاثیر شکستن بینی قرار دارد، هیچ جواب قانع‌کننده‌ای از مسئولان دریافت نکرده و گویا همه توپ حل مشکلش را در زمین شرکت می‌اندازند زیرا معتقدند که شرکت بیمه حوادث دارد و باید مشکل نیروهایش را حل کند اما در عمل هیچ اتفاقی برای این نیروی شرکتی یگان حفاظت رخ نداده ‌ تا جایی که حاضر است اگر داوطلبی برای تامین هزینه‌ها پیدا شد، عمل بینی‌اش را انجام دهد و چند ماه بعد، هزینه‌های پرداختی توسط آن داوطلب را به او باز‌گرداند.

 

  عدم جبران خسارت دیگر جنگلبانان


فرهنگی به دلیل شکستن بینی، شب‌ها خواب راحت ندارد. بخاری که در منزلش روشن است، هوای خانه را خشک کرده و برایش تنگی نفس می‌آورد. بنابراین در طول شب چندین بار مجبور است که به حیاط منزل برود تا بتواند نفس بکشد.او می‌گوید ‌ در جریان عملیات رفع تصرف، همکاران دیگرش هم آسیب دیده‌اند. آ‌ینه خودروی بهزاد بنی‌سلطان شکسته ‌ و علی بیرق‌دار همکار دیگرش که با موتور در عملیات شرکت کرده، پس از شکسته شدن طلق این موتورش، دچار آسیب از ناحیه صورت می‌شود اما برای هیچ کدام از آنها کاری انجام نمی‌شود.


فرهنگی تاکید می‌کند ‌بحث‌های مطرح شده در زمینه حمایت از جنگلبانان فقط در فضای مجازی و اخبار است اما با وجود اینکه او و همکارانش دو ماهی هست که دچار مشکل شده‌اند، یک نفر نمی‌گوید که باید به آنها کمک کرد و راه چاره‌ای پیش روی‌شان قرار نمی‌دهد.
قانونی که با هدف حمایت از جنگلبانان و محیط‌بانان تصویب شد، روی کاغذ امیدبخش بود، اما در اجرا هنوز نتوانسته فاصله میان وعده و واقعیت را پر کند.

 

وقتی جنگلبانی پس از انجام وظیفه دچار آسیب جدی جسمی می‌شود و حتی از حداقل‌های درمانی و جبران خسارت محروم است، این پرسش جدی مطرح می‌شود که فلسفه وجودی چنین قوانینی چیست و چرا نظارتی بر اجرای آنها وجود ندارد. تا زمانی که جعفر فرهنگی‌ها برای درمان ساده‌ترین آسیب‌های ناشی از انجام وظیفه مجبور به انتظار، پیگیری بی‌نتیجه یا حتی درخواست کمک مردمی باشند، نمی‌توان از تحقق عدالت و حمایت واقعی از جنگلبانان سخن گفت.