
هفت صبح| صدای بمباران و پدافند که تمام میشود و دود انفجار که فرو مینشیند تازه نوبت به خواندن آمارهایی میرسد که فراتر از تعداد ساختمانهای تخریب شده است. جنگ رمضان و نبردهای دوازده روزه سال گذشته زخمی عمیق بر پیکره جامعه به جا گذاشتهاند که شاید تا سالها التیام نیابد. در میان تمام خبرهای سیاسی و نظامی گروهی هستند که زندگیشان در یک لحظه به دو بخش قبل و بعد از انفجار تقسیم شده است. افرادی که تا دیروز شهروندانی عادی بودند و امروز با برچسب معلولیت ناشی از جنگ باید راهی نو برای زیستن بیابند. شناسایی ۶۰۲ معلول جدید که بهطور مستقیم در جریان حملات اخیر دچار آسیب شدهاند زنگ خطری است که سازمان بهزیستی را به تکاپو انداخته تا برنامههای حمایتی خود را از حالت سنتی خارج کرده و به یک مدل مدیریت بحران تمام عیار تبدیل کند.
میراث جنگ 12 روزه و بحران مراکز
برای درک ابعاد فاجعه باید به آمارهای تکان دهنده معاونت توانبخشی سازمان بهزیستی نگاهی انداخت. فاطمه عباسی معاون توانبخشی این سازمان در تشریح آنچه در نبردهای اخیر گذشت از آسیب جدی به ۳۷ مرکز توانبخشی خبر میدهد. این مراکز که پناهگاه امنی برای معلولان و سالمندان بودند در میانه آتش و خون با چالشهای بزرگی روبهرو شدند. در جریان این کارزا تاکنون ۱۴ مرکز شبانهروزی و ۲۳ مرکز روزانه هدف ترکشها و موج انفجار قرار گرفتند اما بحران تنها تخریب دیوارها نبود.
جابهجایی اضطراری ۳۳ مرکز و انتقال ۸۷۵ فرد مجهولالهویه که هیچ پناهی جز این دیوارها نداشتند بخشی از یک عملیات بزرگ انسانی بود که در سکوت خبری انجام شد. در آن روزهای سخت بیش از ۵ هزار مددجو برای حفظ جانشان به آغوش خانوادهها بازگردانده شدند اما سوال اصلی این بود که پس از پایان دود و آتش چه سرنوشتی در انتظار این افراد است؟ مددجویانی که خانههایشان تخریب شده یا خود در اثر انفجار دچار معلولیتهای جدید شده بودند حالا نیازمند نقشه راهی بودند که آنها را دوباره به جامعه بازگرداند.
از جنگ 12روزه تا جنگ رمضان
تجربه جنگ دوازده روزه باعث شد تا سازمان بهزیستی در جنگ اخیر با آمادگی بیشتری وارد میدان شود. درجنگ کنونی و در پاسخ به نیازهای جدید معلولان ناشی از جنگ پویشی با عنوان «کنار مردم» شکل گرفته که حالا به ستون فقرات خدمات بهزیستی تبدیل شده است. این پویش که با شعار خدمت آغاز شده فراتر از توزیع کالابرگ و کمکهای مالی است. در واقع این یک تغییر پارادایم در مواجهه با معلولیتهای جنگی است. سازمان بهزیستی به جای آن که منتظر مراجعه معلولان بماند با استفاده از ظرفیت دو هزار داوطلب جدید در برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه (CBR) به سراغ خانوادهها در دورترین نقاط و مناطق آسیب دیده رفته است.براساس این پویش، یکی از ستونهای اصلی این برنامه آموزش تسهیلگران است. این افراد یاد میگیرند که چگونه قبل و حین و بعد از بحران در کنار خانوادهها باشند. هدف اصلی این است که تابآوری خانوادههایی که ناگهان با عضو معلول در خانه روبهرو شدهاند بالا برود.
از فیزیوتراپی تا هنردرمانی
در این پویش برنامههای جدید سازمان بهزیستی برای معلولان جنگی به صورت هدفمند طراحی شده است. شناسایی خانوادههایی که در اثر حملات دچار آسیبهای جسمی و روانی شدهاند اولین قدم است. اما پس از شناسایی نوبت به تیمهای تخصصی سیار میرسد. این تیمها به صورت شبانهروزی به سراغ خانوادهها میروند تا خدماتی را که روزی تنها در مراکز درمانی بزرگ پایتخت در دسترس بود به مناطق محروم ببرند.
تکنولوژی در خدمت توانبخشی
یکی از درسهای بزرگی که جنگ رمضان به سیستم حمایتی کشور آموخت لزوم استفاده از زیرساختهای نوین بود. وقتی راهها بسته میشود و صدای انفجار اجازه خروج از خانه را نمیدهد توانبخشی از راه دور تنها راه نجات است. سازمان بهزیستی با درک این موضوع بسترهایی را ایجاد کرده که در آن متخصصان از طریق فضای مجازی با خانوادهها در ارتباط هستند. تدوین فیلمهای آموزشی که گام به گام مراحل فیزیوتراپی و کاردرمانی را در منزل آموزش میدهند باعث شده تا فرآیند درمان حتی در زیر بمباران هم متوقف نشود.
این یک تحول بزرگ در مدیریت بحران است؛ جایی که دانش جایگزین حضور فیزیکی میشود تا معلولیت ناشی از جنگ منجر به گوشه نشینی و تحلیل رفتن عضلات مددجو نشود. علاوه بر این مناسب سازی محل زندگی که در بندهای اجرایی به آن تاکید شده تنها به معنای ساختن یک رمپ ساده نیست. این فرآیند شامل هوشمندسازی نسبی محیط برای افرادی است که ناگهان بینایی یا توان حرکتی خود را در اثر ترکشها از دست دادهاند. تیمهای مهندسی بهزیستی حالا وظیفه دارند خانههای تخریب شده را به گونهای بازسازی کنند که فرد معلول بتواند بدون نیاز به دیگران حداقلهای زندگی خود را مدیریت کند. این یعنی بازگرداندن استقلال به انسانی که جنگ سعی داشت او را زمینگیر کند.
هنردرمانی؛ پل پیروزی بر ترس
شاید در میانه جنگ صحبت از تئاتر و هنر کمی عجیب به نظر برسد اما کارشناسان بهزیستی معتقدند روح درهم شکسته معلولان جنگی بیش از جسمشان به ترمیم نیاز دارد. لرزش دستها و کابوسهای شبانه که یادگار روزهای بمباران است تنها با دارو درمان نمیشود. پایگاههای هنردرمانی که اخیرا و در قالب همین پویش در مناطق آسیب دیده راهاندازی شدهاند با تمرکز بر هنرهای نمایشی سعی دارند این تروماهای پنهان را تخلیه کنند. معلولی که روی صحنه تئاتر روایت خودش را بازسازی میکند در واقع در حال غلبه بر فاجعه است. این پایگاهها به ویژه در مناطق محروم و کم برخوردار به پناهگاهی برای بازگشت به خود تبدیل شدهاند.
تاب آوری خانواده؛ خط مقدم پدافند غیرعامل
بند چهارم و پنجم پویش «کنار مردم» مستقیما قلب تپنده جامعه یعنی خانواده را هدف قرار داده است. آموزش چگونگی مواجهه با موقعیتهای بحرانی به خانوادهها کمک میکند تا در لحظه وقوع حادثه به جای وحشت زدگی بهترین تصمیم را برای عضو معلول خود بگیرند. شناسایی دقیق نیازهای روان شناختی این خانوادهها و ارجاع به موقع به مراکز مشاوره باعث میشود زنجیره آسیب قطع شود. وقتی خانواده بداند که تیمهای سیار تخصصی به صورت شبانه روزی در دسترس هستند و حتی در صورت مهاجرت اجباری به شهری دیگر خدماتشان قطع نمیشود سطح آرامش روانی در کل جامعه بالا میرود.


