هفت صبح، حسن آقانصیری| در طول زندگی زیسته‌ی انسان، قرار گرفتن در معرض حوادث و اتفاقاتی که روان او را دچار تغییر می‌کند اجتناب‌ناپذیر است. این تغییرات شامل اختلال عملکرد در انجام کارهای روزمره، بروز علائم جسمانی و روانی پس از اتفاقات، عدم تحمل ابهام نسبت به آینده و فقدان همدلی میان افراد حاضر در جامعه است. در این یادداشت به بررسی این موارد و ارائه‌ی راهکارهایی جهت کنترل و تخفیف آن‌ها می‌پردازیم.

 

خودتان و دیگران را به‌رسمیت بشناسید:

پیش از آنکه به‌دنبال راه‌حلی برای تسکین باشیم، پیش از آنکه برای شرایط کنونی که در آن قرار گرفته‌ایم به دنبال کلمه، تعریف و معانی باشیم، بهتر است در ابتدا خود و سپس دیگران و نزدیکان خویش را به «به رسمیت شناختن» احوالات و احساسات و تجربه‌هایی که داشتیم دعوت کنیم. این امر فقط وسیله نیست، خود بخشی از هدف برای درک بهتر یکدیگر، ایجاد همدلی و ادامه‌ی زندگی است.

 

 در روزهای ابتدایی و در لحظه‌ی حال ممکن است احساس کنید که عملکرد شما در محیط کار و خانه مختل شده است. به‌اندازه‌ی روزهای پیشین تمرکز ندارید، خواب و خوراک و تنظیم جسمانی دچار ایراد شده است و احساس لذت چندانی از کارهایی که در گذشته برایتان لذت‌بخش بوده نمی‌کنید. چطور می‌خواهید به روال سابق بازگردید اگر به پذیرش این نکته نرسید که این تغییرات به فراخور شرایطی بوده است که به ناخودآگاه جمعی ما مرتبط است؟ 

 

در نقطه‌ی مقابل، ممکن است افرادی بیش از پیش به انجام کار و امور روزانه مقید شده، دست از آن اهداف شخصی که برای آن تلاش می‌کردند برنداشته باشند و در ظاهر شاهد کمترین تغییر در روند زندگی آن‌ها باشیم. اما این خاصیت سیستم روانی ما انسان‌ها است. هر یک از ما با شرایط اضطراب‌آور، احساسات سخت و متناقض به شیوه‌ای یکسان برخورد نمی‌کنیم. تنها در صورتی همدلی ممکن استُ، که در ابتدا بپذیریم که به ترس‌ها، نگرانی‌ها، احساسات و رفتاری که نسبت به این احساسات از هر یک از ما سر می‌زند رسمیت بدهیم.

 

نقطه‌ شروع امکان گفتگو:

 پس از آن که همدلی شکل گرفت گفتگو آغاز می‌شود؛ احساسات از آنچه بدن تجربه کرده است کلمه می‌شود، روایت می‌شود، داستان می‌شود و سپس شنیده می‌شود. زمانی که ما تروماهای متعددی را بدون فرصت برای واکاوی آنها تجربه می‌کنیم، اگر احساسات اصیلی مانند غم، خشم و گناه، فرصتی برای روایت نداشته باشند، در بدن باقی می‌ماند و با نشانه‌هایی مانند بهت، کرختی و سنگینی جسم نمایان و در طی روز به هر محرکُ، حساس و در انتهای شب تبدیل به کابوس می‌شود.

 

و به‌مرور به اجتناب از بودن در فضای دوستانه و اجتماعی، فراموشی مقطعی اتفاقات گذشته، اجتناب از مرور خاطرات، باورهای منفی نسبت به خود و زندگی، ناتوانی در تجربه‌ی احساسات پایدار و احساس گسست از خویشتن و محیط می‌انجامد. این‌ها بخشی از علائمی است که بخش بزرگی از جامعه را درگیر می‌کنند. با وجود اینکه علائم از گذشته می‌آیند، در شرایطی که وضعیت جامعه از ثبات خارج می‌شود، ابهام از آینده به این مجموعه اضافه می‌شود.

 

ابهام با روان ما چه می‌کند؟

گروهی اضطراب را مترادف ترس می‌پندارند در حالیکه دو تعریف جداگانه در مورد آن‌ها وجود دارد. ترس، ناشی از یک رخداد یا یک احتمال مشخص است و اضطراب، ناشی از ناشناخته‌ها است. اضطراب، ندانستن میل دیگری تعریف می‌شود. و این روزها اضطراب نسبت به وضعیت ناشناخته بیش از هر زمان دیگری وجود دارد. روان ما «انتظار قطعیت» دارد. انتظار شنیدن یک پاسخ روشن درباره‌ی آینده. هیچ‌چیز در جهان امروز به اندازه‌ی ندانستن اضطراب‌زا نیست.

 

در روزگاری که از مسائل اجتماعی تا بازار و اقتصاد و درک هویت فردی و جمعی و مسائل محیط زیستی و آموزش، در وضعیت بی‌ثبات قرار داریم، انسان مدرن با پرسش‌هایی زندگی می‌کند که پاسخ قطعی ندارند. در مقیاس جمعی، ناتوانی در تحمل ابهام خود را به شکل خشم، دوپاره‌سازی و اضطراب نشان می‌دهد. جامعه‌ای که نمی‌تواند در وضعیت نامعلوم بماند، به‌سرعت به ‌تناقض پناه می‌برد: خوب و بد، ما و آن‌ها، درست و غلط. این همان چیزی است که روان‌شناسان اجتماعی از آن به عنوان «کاهش پیچیدگی شناختی» یاد می‌کنند؛ دفاع ذهن جمعی در برابر سیلابِ عدم‌قطعیت. در برابر این حجم اضطراب ما ناگزیر هستیم تا توانایی تحمل ابهام خود را افزایش دهیم.

 

حال چه باید کرد؟

حقیقت این است که پاسخ دشوار است زیرا رویدادهای سخت و ناگوار باعث می‌شود ابتدا ما به شکل حسی همه‌چیز را ذخیره کنیم و به‌مرور به بازتعریف آن بپردازیم. اما توصیه‌هایی با پشتوانه‌ی مناسب وجود دارند: ۱) تنظیم مدت و نحوه‌ی بررسی اخبار؛ ما نیازمند آگاهی هستیم اما ظرفیت روان ما برای دیدن تصاویر تلخ، محدود و آسیب‌پذیر است. ۲) انسان نیازمند گفتگو با گروهی کوچک اما نزدیک است تا بتواند همدلی دریافت کند. ۳) تاثیر آسیب روان در بدن باقی می‌ماند پس تلاش کنید بدن را از طریق فعالیت هوازی سبک فعال نگه‌دارید. در نهایت اگر روزهایی را سپری می‌کنید که عملکردتان در زندگی به‌شکل قابل ملاحظه‌ای مختل شده است توصیه می‌شود از متخصصان سلامت کمک بگیرید و این سوال را از خودتان بپرسید: اگر الان نه، پس کی؟