کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۱۴۲۴
تاریخ خبر:

طلا و بیت‌کوین تحت تاثیر یک عدد | چرا نرخ بهره آمریکا همه‌ بازاها را تکان می‌دهد؟

 طلا و بیت‌کوین تحت تاثیر یک عدد | چرا نرخ بهره آمریکا همه‌ بازاها را تکان می‌دهد؟

ماجرای نرخ بهره فدرال رزرو فقط یک عدد نیست؛ تغییر در آن می‌تواند مسیر دلار، اوراق، سهام، طلا و حتی بازار رمزارزها را در سراسر جهان تغییر دهد. اما چرا تصمیم یک بانک مرکزی در واشنگتن تا این اندازه بر قیمت دارایی‌ها و جریان سرمایه در جهان اثر می‌گذارد؟

نرخ بهره فدرال رزرو در ظاهر تنها یک نرخ کوتاه‌مدت در اقتصاد آمریکاست، اما در عمل در نقطه آغاز زنجیره‌ای قرار دارد که قیمت پول، اعتبار و دارایی را در بخش بزرگی از اقتصاد جهانی تعیین می‌کند. دلیل این اهمیت را باید در جایگاه دلار و بازار بدهی آمریکا جست‌و‌جو کرد؛ دلار مهم‌ترین ارز تأمین مالی و ذخیره جهان است و اوراق خزانه‌داری آمریکا نیز یکی از اصلی‌ترین دارایی‌های مرجع برای قیمت‌گذاری ریسک در بازار‌های مالی محسوب می‌شود؛ اوراقی که برخی صاحب‌نظران آنرا کم ریسک‌ترین دارایی مالی دنیا تلقی می‌کنند.

به همین دلیل، وقتی فدرال رزرو قیمت پول (نرخ بهره) را تغییر می‌دهد، اثر آن تنها در سیستم بانکی باقی نمی‌ماند و از بازار اوراق و اعتبار گرفته تا سهام، ارز، طلا و رمزارز‌ها گسترش پیدا می‌کند.

البته فدرال رزرو مستقیماً نرخ وام مسکن، بازده اوراق ۱۰ساله یا نرخ استقراض یک شرکت فناوری را تعیین نمی‌کند. آنچه بانک مرکزی تعیین می‌کند، محدوده هدف نرخ بهره بسیار کوتاه‌مدت است؛ اما همین نرخ نقطه شروع انتظارات بازار درباره هزینه پول در ماه‌ها و سال‌های آینده است. اگر سرمایه‌گذاران تصور کنند نرخ‌های کوتاه‌مدت برای مدت بیشتری بالا خواهند ماند، این انتظار به منحنی بازده اوراق خزانه‌داری منتقل می‌شود و از آنجا به هزینه تأمین مالی شرکت‌ها، وام مسکن، وام خودرو و سایر اشکال اعتبار سرایت می‌کند.

 

تاثیر نرخ فد روی اوراق

بخشی از عدد بازدهی اوراق خزانه‌داری آمریکا تابع نرخ بهره پایه فدرال رزرو است؛ اوراق‌های کوتاه مدت اثر پذیری مستقیم و بیشتری از نرخ بهره فدرال رزرو دارند و در بازده‌های بلند مدت اثر مستقیم نرخ بهره کوتاه مدت کمتر است، اما بازار اوراق بلند مدت نیز به تغییرات نرخ کوتاه مدت واکنش نشان می‌دهد و تاثیر پذیری آن از این موضوع مبرا نیست.

 

تقابل بین دارایی های ریسکی و اوراق

ماجرا فقط به محاسبات ارزش‌گذاری محدود نمی‌شود. افزایش نرخ بهره همزمان یک جایگزین کم‌ریسک‌تر و پربازده‌تر در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد. وقتی اوراق خزانه‌داری آمریکا بازده بسیار کمی دارند، سرمایه‌گذار برای کسب سود بیشتر مجبور است به سمت سهام، اوراق شرکتی، بازار‌های نوظهور یا رمزارز‌ها حرکت کند. اما وقتی می‌تواند از یک اوراق دولتی کم‌ریسک بازده قابل توجهی دریافت کند، برای پذیرفتن ریسک بیشتر باید پاداش بزرگ‌تری مطالبه کند. همین تغییر در نسبت «ریسک به بازده» می‌تواند قیمت بسیاری از دارایی‌های ریسکی را پایین بیاورد.

این منطق توضیح می‌دهد چرا بازار‌ها گاهی حتی قبل از آنکه فدرال رزرو نرخ بهره را تغییر دهد واکنش نشان می‌دهند. بازار‌ها آینده را قیمت‌گذاری می‌کنند. اگر یک گزارش تورمی، یک آمار اشتغال یا حتی چند جمله از رئیس فدرال رزرو معامله‌گران را متقاعد کند که نرخ بهره احتمالاً در آینده بالاتر خواهد رفت، بازده اوراق می‌تواند همان لحظه افزایش یابد و ارزش‌گذاری سایر دارایی‌ها نیز تغییر کند؛ بنابراین برای بازار، آنچه فدرال رزرو «خواهد کرد» گاهی از آنچه امروز انجام داده مهم‌تر است.

 

پیامد افزایش نرخ بهره

افزایش نرخ‌ها یک کانال دیگر نیز دارد: شرایط مالی را سخت‌تر می‌کند. شرکت‌ها برای انتشار بدهی و سرمایه‌گذاری باید هزینه بیشتری بپردازند، خانوار‌ها با وام‌های گران‌تر مواجه می‌شوند و خرید خانه، خودرو یا سایر کالا‌های اعتباری دشوارتر می‌شود. در نتیجه تقاضا کاهش می‌یابد، سرمایه‌گذاری بنگاه‌ها می‌تواند کند شود و در نهایت رشد اقتصادی تحت فشار قرار گیرد. همین سازوکار است که فدرال رزرو از آن برای مهار تورم استفاده می‌کند؛ بانک مرکزی مستقیماً قیمت کالا‌ها را پایین نمی‌آورد، بلکه با گران‌تر کردن پول، سرعت گردش تقاضا در اقتصاد را کاهش می‌دهد.

دلار نیز در قلب این زنجیره قرار دارد. وقتی بازده دارایی‌های دلاری افزایش می‌یابد، نگهداری دلار برای سرمایه‌گذاران جهانی جذاب‌تر می‌شود و در شرایط عادی می‌تواند تقاضا برای این ارز را افزایش دهد. قدرت گرفتن دلار خود یک موج دوم ایجاد می‌کند: دارایی‌هایی که به دلار قیمت‌گذاری می‌شوند تحت فشار قرار می‌گیرند و کشور‌ها و شرکت‌هایی که بدهی دلاری دارند، با هزینه سنگین‌تری برای تأمین مالی و بازپرداخت بدهی مواجه می‌شوند. به همین دلیل سیاست پولی آمریکا می‌تواند حتی در اقتصادی که هزاران کیلومتر با واشنگتن فاصله دارد، شرایط مالی را تغییر دهد.

بازار اوراق در این میان نقش مرکزی دارد. افزایش نرخ‌های مورد انتظار معمولاً بازده اوراق را بالا می‌برد و از آنجا که قیمت اوراق و بازده آن در جهت مخالف حرکت می‌کنند، قیمت اوراق موجود کاهش پیدا می‌کند. در عین حال بازده بالاتر خزانه‌داری به مرجعی تبدیل می‌شود که سایر نرخ‌ها بر اساس آن قیمت‌گذاری می‌شوند. یک شرکت خصوصی برای جذب سرمایه باید معمولاً چیزی بیشتر از دولت آمریکا بپردازد؛ بنابراین افزایش بازده خزانه‌داری می‌تواند حتی بدون افزایش ریسک اعتباری شرکت، هزینه استقراض آن را بالا ببرد.

رمزارز‌ها نیز به دلیل نداشتن جریان نقدی ثابت و وابستگی بالا به نقدینگی جهانی، معمولاً نسبت به تغییر قیمت پول حساس هستند. دوره‌های نرخ پایین و نقدینگی فراوان، سرمایه‌گذاران را به پذیرش ریسک بیشتر تشویق می‌کنند؛ در مقابل، بالا رفتن بازده واقعی و فراهم شدن بازده مناسب در دارایی‌های کم‌ریسک، هزینه فرصت نگهداری دارایی‌هایی مانند بیت‌کوین را افزایش می‌دهد. البته این رابطه مکانیکی نیست، اما توضیح می‌دهد چرا تغییر انتظارات نرخ بهره می‌تواند در مدت کوتاهی نوسانات بزرگی در بازار کریپتو ایجاد کند.

 

کاهش هزینه پول ( نرخ بهره)

کاهش نرخ بهره معمولاً همین زنجیره را در جهت معکوس حرکت می‌دهد. هزینه تامین پول پایین‌تر می‌آید، ارزش فعلی جریان‌های نقدی آینده افزایش پیدا می‌کند، تأمین مالی شرکت‌ها و خانوار‌ها آسان‌تر می‌شود و سرمایه‌گذار برای دستیابی به بازده بالاتر دوباره انگیزه بیشتری برای پذیرفتن ریسک پیدا می‌کند. به همین دلیل کاهش نرخ‌ها در شرایط عادی می‌تواند به نفع سهام و دارایی‌های ریسکی و به زیان دلار باشد؛ چون دسترسی به پول راحت‌تر و سیستم نقدینگی روان‌تر می‌شود و سرمایه‌گذاران راحت‌تر پول‌های خود را به سمت دارایی‌های ریسکی‌تر و گزینه‌هایی که بازدهی دوره‌ای مشخص ندارند روانه می‌کنند.

اما یک نکته حیاتی وجود دارد: کاهش نرخ همیشه خبر خوب و افزایش نرخ همیشه خبر بد برای بازار نیست. دلیل تغییر نرخ اهمیت دارد. اگر فدرال رزرو به این دلیل نرخ را کاهش دهد که تورم مهار شده و اقتصاد همچنان سالم است، بازار می‌تواند آن را مثبت تلقی کند. اما اگر کاهش نرخ پاسخی اضطراری به رکود یا بحران مالی باشد، کاهش نرخ ممکن است همزمان با سقوط سهام اتفاق بیفتد. به همین ترتیب، افزایش نرخ ناشی از رشد بسیار قدرتمند اقتصاد می‌تواند برای برخی شرکت‌ها کمتر منفی از افزایش نرخی باشد که در نتیجه یک شوک تورمی مخرب اتفاق افتاده است.

 

به همین دلیل معامله‌گران فقط به خود عدد نرخ بهره نگاه نمی‌کنند؛ آنها دائماً می‌پرسند چرا نرخ در حال تغییر است و فدرال رزرو درباره آینده چه برداشتی دارد؟

 

در نهایت، اهمیت نرخ بهره آمریکا از این واقعیت ناشی می‌شود که این نرخ در مرکز سه سازوکار قرار گرفته است: قیمت پول، نرخ تنزیل دارایی‌ها و جریان جهانی سرمایه. دلار ارز مسلط نظام مالی بین‌المللی است، اوراق خزانه‌داری آمریکا پایه بخش بزرگی از قیمت‌گذاری ریسک در جهان هستند و اقتصاد آمریکا نیز بزرگ‌ترین بازار سرمایه دنیا را در اختیار دارد؛ بنابراین وقتی فدرال رزرو قیمت پول را تغییر می‌دهد، تنها یک نرخ روی صفحه معاملات جابه‌جا نمی‌شود؛ قیمت زمانی پول در بخش بزرگی از اقتصاد جهان دوباره محاسبه می‌شود؛ و دقیقاً به همین دلیل است که گاهی چند جمله در یک نشست فدرال رزرو می‌تواند ظرف چند دقیقه دلار، اوراق، سهام، طلا و بیت‌کوین را همزمان به نوسان وادار کند.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۱۴۲۴
تاریخ خبر:
ارسال نظر