حسن یزدانی: تا المپیک لس آنجلس من را تحمل کنید!
دوشنبه گذشته کاروان تیم ملی کشتی آزاد ایران در حالی از مسابقات جهانی 2026 به تهران برگشت که حسن یزدانی برخلاف قزاقستان، در فرودگاه سکوت کرد و با رسانه ها مصاحبه ای انجام نداد.
به گزارش هفت ورزشی، خدا مرحوم جعفر کاشانی را رحمت کند. جعفرخان که سال ها مدافع فیکس تیم ملی و شاهین بود و اواخر فوتبالش هم با قدرت در پرسپولیس توپ زده بود یک جمله معروف داشت و همواره آن را در جمع شاگردان، دوستان و حتی خبرنگاران تکرار می کرد:« اسطوره کُش نباشیم و اسطوره سازی کنیم.»
حرفی به جا، درست و سنجیده که در ورزش ایران همواره نادیده گرفته شده است و برای روشن تر شدن این ادعا شما به اواخر دوران قهرمانی تمامی ستاره های ورزش این مملکت دقیق شوید؛ از جهان پهلوان غلامرضا تختی بگیرید تا عبدالله موحد و حتی علی دایی!
در ورزش این مملکت " پهلوان زنده را عشق است" فقط یک شعار معمولی و سرسری نبوده و به واقع همیشه وهمواره تکرار و تکرار شده است.
آخرین نمونه زنده اسطوره کشی حسن یزدانی است که برای اولین بار در تاریخ کشتی ایران در چهار وزن 70 کیلوگرم، 74 کیلوگرم، 86 کیلوگرم و 97 کیلوگرم در مسابقات جهانی و المپیک مدال گرفته و با کسب 11 مدال پرافتخارترین کشتی گیر تاریخ است اما...
یک روز میکروفون باز می ماند و گزارشگر مادام العمر مسابقات کشتی از جمله " حالا ببین یوشیدا با حسن چه کار می کنه" استفاده می کند و پخش می شود و روزی دیگر جانشین خام و جوان تر در مصاحبه ای تند و عجیب، تهران را پایتخت کشتی ایران دانسته و غیر مستقیم به پهلوان حسن و زادگاهش طعنه می زند!
می خواهد همت مسلمی مربی سازنده اش را با خرج خود به قزاقستان ببرد که در تنهایی خودش شریک کند اما مخالفت می شود و در تهران و آستانه (پایتخت قزاقستان) هر روز این و آن واسطه می شوند تا با مسافر دائمی مسابقات کشتی (بخوانید هادی عامل) روبوسی و آشتی کند اما...
پهلوان حسن یک رو بیشتر ندارد و نمی تواند الکی روبوسی کند درحالی که دلش خون است و ... از طرفی می بیند چه کسانی و به ظاهر دوستانی نشسته اند به آرش یوشیدا ببازد!
از یوشیدا جلو می افتد و می خواهد باز هم حمله کند و امتیاز بیشتری بگیرد که یکی از کنار تشک ترمزش را می کشد:« بس است حسن، دفاع کن!»
دستوری که بیشتر از کمک به حسن، کمک به آرش یوشیداست و ... یک ثانیه به اتمام کشتی و ناداوران اتحادیه جهانی و تسویه حساب با علیرضا دبیر!
به یوشیدا می بازد تا حرف آقای گزارشگر سبز شود اما پهلوان حسن خودش را نمی بازد و یک تصمیم جدید می گیرد:« می مانم، می جنگم و باز هم مدال می گیرم!»
او می جنگد، مبارزه می کند و یازدهمین مدالش را می گیرد و مصاحبه ای کوتاه انجام می دهد:« انشالله در المپیک حضور خواهم داشت. لطف خدا بود که شرمنده مردم نشدم و در لسآنجلس برای طلا خواهم جنگید. سعی میکنم به بهترین شکل آماده المپیک لسآنجلس شوم.»
خط و نشان و پیامی روشن به هادی عامل، آرش یوشیدا، عبدالرشید سعدالله یف، کایل اسنایدر و حتی امیرعلی آذرپیرا!