از اخراج بهخاطر تیم ملی تا رؤیای نجات فوتبال ایران

مهدی مهدویکیا یک بازیکن معمولی یا یک ستاره گذرا نیست، او مانند اندک بازیکنان موفق بخشی از حافظهی جمعی فوتبال ایران شده است.
به گزارش "هفتصبح"، چهرهاش با لباس تیم ملی که با سرعت به سمت دروازه حریف میرفت، مدتها تصویر اول صفحات نمایش و رسانهها بوده است. مردی با عشاق سینه چاک در دوران فوتبالش و شاید هنوز.
در سکوت و با آرامش و تواضعی قهرمانانه او یکی از بهترین و موفقترین ستارههای فوتبال ایران در عصر طلایی بوده است. چهرهای محبوب آنهم بعد از سالها که از فوتبال خداحافظی کرده است. به بهانه تولد ۴۸ سالگی او بخشهای جالبی از یک گفتوگوی قدیمی که در تیرماه ۱۳۸۴ با هفتهنامه کیهان ورزشی انجام داده را در زیر میخوانید؛ جایی که از اخراج بهخاطر فوتبال، از معلمهایش، و از رؤیای ساختن آیندهای بهتر برای نوجوانهایی که مثل خودش میگوید.
چون مرتب در اردوهای تیم ملی نوجوانان، جوانان بودم، سال آخر دبیرستان رویهمرفته ۱۵ روز هم مدرسه نرفتم... ناظمی داشتیم به اسم آقا نعمتی، همیشه به من میگفت: باز تو آمدی اجازه بگیری؟... علیرغم همان اخراج شدن از مدرسه باز هم دوران شیرینی بود.
همیشه معلمها به ما میگفتند قدر این لحظهها را بدانید، دیگر تکرار نمیشود. الان متوجه حرف آنان میشوم. زنگهای ورزش خاطراتی بهیادماندنی برای من بود.
سال گذشته آقای کتابفروش، معلم دوران دبستان را دیدم و بعد نزد آقای فتحی که الفبای ورزش یعنی دو و میدانی و هندبال را به من آموزش داد رفتیم، و به اتفاق ایشان و چند معلم دیگر در دبستان شهید منتظری که قبلاً در آن درس میخواندم فوتبال بازی کردیم و بسیار خوش گذشت.
من هنگام شکلگیری فوتبالم، فوروارد نوک بازی میکردم و بنا به توصیه مربیانم در بانک ملی از هجده قدم دور نمیشدم. تبحر خاصی در گلزنی پیدا کرده بودم؛ هر توپی در محوطه جریمه میآمد، گل میکردم. طی چهار سال حدود ۱۲۰ گل برای بانک ملی زدم... بعد از اینکه از بانک ملی جدا شدم و به پرسپولیس آمدم، ساختار فوتبالم فرق کرد. استانکو مربی وقت پرسپولیس، مرا از محوطه جریمه دور کرد و بیشتر به سمت گلسازی رفتم تا گلزنی، و این مسئله به نفع من شد.
یک فوتبالیست نمیتواند کاملاً از فوتبال دور شود. اگر بگویم برای همیشه از فوتبال جدا میشوم، دروغ گفتهام. این ورزش دیگر جزئی از وجود امثال من شده است. میخواهم فوتبال ایران را از ریشه درست کنم. میخواهم در آینده کاری کنم که یک نوجوان ۱۲، ۱۳ ساله از همین سنین پایین، فوتبال مدرن را آموخته و در زمین پیاده کند. این کوچکترین کاری است که مهدی مهدویکیا میتواند برای کشورش انجام دهد.
از ته دلم میگویم: من از شرایط فوتبال ایران استفاده کردم و به اینجا رسیدم. پس وظیفه من است که شرایطی بهوجود بیاورم که دیگران هم بتوانند راه مرا ادامه دهند.
در سن ۱۹ سالگی، در حالیکه مهاجم تیم ملی بودم، با اعتماد و دید تحسینبرانگیز آقای مایلیکهن، به پیستون راست منتقل شدم و خدا را شکر جواب اعتماد ایشان را دادم. آقای محمد مایلیکهن نقش غیرقابل انکاری در پیشرفت فوتبال من داشت، و همیشه ممنون ایشان هستم که در حضور جواد زرینچه با تجربه و دیگران، پیراهن فیکس تیم ملی را به تن من کرد. هیچوقت یادم نمیرود.