از تنگه هرمز تا والاستریت؛ هزینه بحران انرژی را چه کسی میپردازد؟
اختلال در امنیت تنگه هرمز میتواند از مسیر نفت، تورم و نرخ بهره به بازار سهام و هزینه زندگی خانوارها برسد. بار نهایی این زنجیره معمولاً بر دوش مصرفکننده و شرکتهای وابسته به انرژی است.
به گزارش هفت کریپتو به نقل از شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، در اقتصاد جهانی، تنگه هرمز بسیار نزدیکتر از آن چیزی به والاستریت است که روی نقشه دیده میشود. حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان از این آبراه باریک عبور میکند. به همین دلیل، هر نشانهای از ناامنی در این مسیر در مدت کوتاهی روی قیمت نفت اثر میگذارد. این اثر سپس به بازارهای مالی چند هزار کیلومتر دورتر هم میرسد.
اهمیت این موضوع برای خانوارها به زنجیرهای برمیگردد که از قیمت نفت آغاز میشود. نفت گرانتر یعنی هزینه بالاتر برای حملونقل و تولید. این هزینه در نهایت به قیمت کالاها و سفره مصرفکننده میرسد. پرسش اصلی بازارها این است که این هزینه میان چه کسانی تقسیم میشود.
زنجیره انتقال: از بشکه نفت تا نرخ بهره
نخستین حلقه، قیمت نفت است. وقتی عرضه در معرض خطر قرار میگیرد، خریداران برای تضمین سهم خود حاضرند قیمت بالاتری بپردازند. به این مبلغ اضافی «صرف ریسک» میگویند. یعنی بخشی از قیمت نفت نه کمبود واقعی، بلکه نگرانی از کمبود را نشان میدهد.
حلقه دوم، تورم است. انرژی تقریباً در هزینه همه کالاها سهم دارد؛ از کود کشاورزی تا بلیت هواپیما. اگر قیمت نفت مدتی بالا بماند، تورم هم بالا میرود و کار بانکهای مرکزی سختتر میشود.
حلقه سوم، هزینه تأمین مالی است. وقتی تورم بالاتر است، بانک مرکزی آمریکا انگیزه کمتری برای کاهش نرخ بهره دارد. نرخ بهره بالاتر یعنی وام گرانتر برای شرکتها و خانوارها. در همین نقطه است که اثر بحران به بازار سهام میرسد.
بازار سهام: دو سوی یک کشمکش
در بازار سهام، دو گروه از شرکتها در برابر هم قرار میگیرند. شرکتهای نفت و انرژی معمولاً از قیمت بالاتر نفت سود میبرند. در مقابل، شرکتهای هواپیمایی، حملونقل و تولیدکنندگان کالای مصرفی هم هزینه بیشتری میپردازند و هم تقاضای ضعیفتری میبینند.
برای فعالان حرفهای بازار، متغیر مهمتر «نرخ تنزیل» است. این نرخ نشان میدهد سود آینده شرکتها امروز چقدر ارزش دارد. هرچه نرخ بهره بالاتر بماند، ارزش امروزِ سودهای آینده کمتر میشود. این فشار بیشتر به سهام شرکتهای فناوری وارد میشود، چون بخش بزرگی از ارزش آنها به رشد آینده وابسته است.
سهم مصرفکننده از بحران
مصرفکننده در انتهای این زنجیره قرار دارد. او هم سوخت و کالای گرانتر میخرد و هم برای وام هزینه بیشتری میپردازد. این روند برای بازارهای داخلی هم مهم است، چون نوسان نفت و تورم جهانی معمولاً روی قیمت جهانی طلا و جهت حرکت دلار اثر میگذارد. مسیر بعدی بازارها به این بستگی دارد که اختلال در هرمز کوتاهمدت بماند یا ادامه پیدا کند.
سلب مسئولیت: مطالب ارائه شده در این سایت صرفاً جنبه اطلاعرسانی و آموزشی دارد و به هیچ عنوان نباید به عنوان توصیه سرمایهگذاری یا مشاوره مالی تلقی شود. مسئولیت تصمیمگیری برای هرگونه خرید یا فروش بر عهده خود کاربر است. توصیه میشود پیش از هرگونه فعالیت، تحقیقات لازم را انجام دهید.