شاهرخ بیانی: مگر پرسپولیس تیم مش حبیب بود که ۶ تا بزنیم؟!
کاپیتان پیشین استقلال و ستاره خط میانی این تیم در دهه 60 و ابتدای 70 به شدت از مصاحبه اخیر برادرش شاکی و شکار شده است.
به گزارش هفت ورزشی، دربی اسفند سال 1370 همواره محل بحث استقلالی ها بوده که می توانستند بیشتر از 2 گل به پرسپولیس بزنند اما به حرمت علی پروین بازی را 2 برصفر تمام کردند!
به تازگی هم شاهین بیانی کاپیتان و مدافع پیشین استقلال، ضمن اشاره به آن دربی، گفته است:« بین دو نیمه از طریق یکی از اعضای تدارکات تیم پرسپولیس به شاهرخ پیام داده میشود که علیآقا با ناراحتی گفته دیگه بس کنید و گل نزنید! شاهرخ هم این مسئله را فقط با مهدی فنونیزاده در میان گذاشت و گفت آقای پروین دارد سکته میکند؛ شل کنیم تا کار با همین نتیجه 2 بر صفر تمام شود!»
حالا این صحبت ها حسابی به شاهرخ بیانی بر خورده است. با شاهرخ بیانی در حالی تماس گرفتیم که او در سفر شمال کشور به سر می برد و ...
بهتر است خودتان این مصاحبه را تا انتها بخوانید؛
آقا شاهرخ، باز هم حرف از دربی اسفند سال 1370 شده و شاهین برادرتان بحث رعایت علی پروین و گل نزدن به پرسپولیس پس از جلو افتادن استقلال را مطرح کرده و از نقش شما و مهدی فنونی زاده در ثبت آن نتیجه حرف زده است؟
متأسفانه مصاحبه را دیدم. من نمی دانم این چه حرفی است؟ مگر کسی جرأت داشت آن زمان بین دو نیمه در رختکن استقلال را باز کند، وارد رختکن شود و از من یا مهدی فنونی زاده بخواهد هوای علی پروین را داشته باشیم؟ آن هم تدارکات پرسپولیس؟!
شاهین برادر شما و برخی استقلالی ها در این سال ها مدعی شده اند آن روز اگر اجازه می دادند، می توانستیم 5 یا 6 گل به پرسپولیس بزنیم؟
مگر پرسپولیس تیم مش حبیب است؟! برادرم متأسفانه سال هاست تلاش می کند من را روبروی هواداران استقلال قرار دهد. مهدی فنونی زاده که به من زنگ زد و گفت از شاهین شکایت می کند. فیلم بازی هم موجود است و همه می توانند دقیق نگاه کنند تا متوجه شوند هیچ اتفاقی نیفتاده و ما 2 بر صفر برنده شدیم. یک مثال برای شما بزنم؟
بفرمایید؟
آن دربی که ایمون زائد 3 گل به ما (استقلال) زد چه سالی بود؟
بهمن ماه سال 1390! چه طور؟
در آن بازی هم تیم استقلال 2 گل به پرسپولیس زد و جلو افتاد. همه هم فکر می کردند بازی پرگل شده و با نتیجه بهتری به سود استقلال تمام شود اما چه شد؟ پرویز مظلومی اشتباه کرد و در حالی که استقلال 2 برصفر پیش بود دستور حمله داد. تیم بی محابا جلو کشید و ظرف مدت 10 دقیقه 3 گل از ایمون زائد و پرسپولیس 10 نفره خورد! درست است؟ (منتظر جواب نمی ماند و ادامه می دهد) روزی که ما 2 برصفر در سال 70 پیش افتادیم منصورخان پورحیدری روی نیمکت بود و ما هوشمندانه بازی را بردیم. شاید اگر منصورخان خدابیامرز هم اشتباه پرویز مظلومی را می کرد، نتیجه چیز دیگری می شد.
چرا برادر شاهرخ بیانی باید علیه شما...؟
متأسفانه شاهین از بچگی با من مشکل داشت. او یادش رفته است که من چه محبت هایی در حق اش کردم. وقتی قطری ها و باشگاه نادی القطر به من پیشنهاد دادند، شاهین را هم با خودم به این کشور بردم. محمد پنجعلی شاهد است که باشگاه قطری مدافع نمی خواست. یک مهاجم برزیلی داشت و من را هم برای خط هافبک می خواست که کمک کنم او گل بزند اما وقتی به قطر رفتیم شرط گذاشتم. به مدیران باشگاه نادی القطر گفتم به شرطی قرارداد می بندم که با برادرم هم قرارداد ببندید. آنها شرط من را پذیرفتند و حدود 300، 400 هزار دلار آن زمان با او بستند! زندگی شاهین با آن پول زیر و رو شد و حتی در قطر به برادرم رانندگی یاد دادم که بتواند ماشین خوب بخرد و سوار شود و...
به هر حال برادرتان بود دیگر...
بله اما همه چیز را فراموش کرده است. من خواهش کردم منصورخان پورحیدری اجازه دهد شاهین را با خودم به قطر ببرم و حتی مدافع راست هم داشتند و برادرم مجبور شد دفاع چپ بازی کند! مگر شاهین دفاع چپ بود؟ به خاطر من پذیرفتند.
رابطه شما و علی پروین هم خیلی صمیمی بود و شاید این شائبه به وجود آمده باشد که...
به ارواح خاک مادرم من بیشتر از همه دوست داشتم پرسپولیس را با گل های زیاد شکست بدهیم. من خیلی از دست پرسپولیسی ها ناراحت بودم چون در شرایط خاصی برای یک فصل به این تیم رفتم و به من وعده های دروغ دادند و ... از آن گذشته مگر ما دربی را باختیم که تبانی کرده باشیم؟ بگذریم! آرزو داشتم با اختلاف زیاد پرسپولیس را ببریم اما جلوی 100 هزار تماشاگر ... مگر به حرف است؟ چند سالی می شود که این چرندیات درباره دربی سال 1370 گفته می شود. من و مهدی فنونی زاده را هدف قرار داده و دست هم بر نمی دارند. چرا بقیه بازیکنان نتوانستند به پرسپولیس گل بزنند؟ ما دو گل زودهنگام زدیم و چرا بعد از گل دوم تا دقیقه 45 نیمه اول نتوانستیم گل بزنیم؟ این حرف ها فوتبالی نیست و فقط کینه توزانه است. من خیلی کارها برای برادرم کردم که ...
مثل اینکه خیلی ناراحت شدید؟
ببینید، شاهین برادرم بازیکن تیم جوانان ورزنده بود. ما با تاج سابق یک بازی با این تیم داشتیم و ولادیمیر جکیج سرمربی وقت استقلال معمولا بازی های جوانان و پایه ها را تماشا می کرد. آن روز هم به امجدیه آمده بود و من هم گفتم شاهین برادرم است و جکیچ هم به من گفت که بگو بیاید سر تمرین استقلال که...
پس شاهین این شکلی بازیکن استقلال شد؟
بازیکن استقلال نشد! جکیچ گفت بیاید سر تمرین استقلال که او را ببیند و بعدش هم انقلاب شد. من شاهین را به استقلال بردم و حالا ادعا می کند کاپیتان تیم قهرمان آسیا بوده و جام را بالای سر برده است.
کاپیتان تیم استقلال در جام باشگاه های آسیا که بوده ؟
بله باز هم به خاطر من بود. به هر حال من کاپیتان استقلال بودم اما وقتی رفت و برگشت به پرسپولیس به خاطر یک بازیکن و مربی پیش آمد بعضی بازیکنان روی کاپیتانی من حساسیت نشان دادند. خدابیامرز منصورخان پورحیدری تصمیم گرفت بازوبند را چرخشی کند. یک روز من ببندم، یک روز جعفر مختاری فر و ... من هم دیدیم وضعیت این طوری است از منصورخان خواستم بازوبند را به شاهین بدهد چون برادرم بود. فرقی نمی کرد او ببندد یا من ولی الان ...
بسیار خوب، ممنون از اینکه پاسخگو بودید. اگر حرفی یا نکته ای باقی مانده در خدمتیم؟
جام ملت های 1984 آسیا و در بازی نیمه نهایی برابر عربستان، تیم ملی ایران با گل من، یک برصفر جلو افتاده بود. دقیقه 89 شاهین برادرم گل به خودی زد، بازی یک – یک شد و در ضربات پنالتی باختیم درحالی که آن تیم شایسته باید قهرمان آسیا می شد. آیا شاهین با عربستانی ها تبانی کرده بود؟!