
ﺻﺪای ﺧﺶ ﺧﺶ ﺑﺮﮔﻬﺎی ﺧﺰوﻧﻲ ﺗﻮی ﮔﻮﺷﻢ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﻲﻛﺮد
آﺳـﻤـﻮن ﺑـﻐـﻀﺸﻮ ﺗﻮ ﭘـﺮدهی اﺑﺮای ﺳﻴـﺎﻫﺶ ﭘﺎره ﻣﻲﻛﺮد
رﻋـﺪ و ﺑـﺮق ﻧـﮕﺎه ﺷـﻬﺮو ﺑﺎﺻـﺪاش ﺧـﻮاب زده ﻣﻲﻛﺮد
زﻣﻴﻦ از اﻳـﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺑﺎر ﺑﻪ روی ﺷﻮﻧﺶ ﮔﻠﻪ ﻣﻲﻛﺮد
ﻫﻤﭽﻨﺎن ﭘﺎی ﭘﻴﺎده ﻓﺎرغ از ﺻﺪای ﺧـﺸﻢ آﺳﻤﻮﻧﻲ
ﺑﻲ ﺧﻴﺎل از ﻧﺎﻟﻪﻫﺎ و ﮔﻠﻪﻫﺎی ﺑﺮﮔﻬﺎی زرد ﺧﺰوﻧﻲ
ﺟﺎدهﻫﺎی ﺑﻲ ﻛﺴﻲ رو ﮔﻢ ﻣﻴﻜﺮدم آروم آروم
ﺗﻦ ﻏﺮﺑـﺖ رو ﻣﻴـﺸﺴﺘﻢ زﻳﺮﻗﻄﺮهﻫﺎی ﺑﺎرون
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻳﺎد ﻋﻄﺮ ﺑﺎرون زدهی ﮔﻠﻬﺎی ﭘﻮﻧﻪ
ﻣﻲﻛـﺸـﻴـﺪم ﭘـﺎی ﺧـﺴـﺘـﻤﻮ ﺗﻮﺟـﺎده
ﺑﻪ ﻫﻮای ﺑﻮی ﺧﻮﻧﻪ
وﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺻﺪای ﺧﻮﻧﻪ، ﻣﻨﻮ ﺗﺎ آﺧﺮﺟﺎده ﻣﻴﻜﺸﻮﻧﻪ
اﻳـﻦ ﺳـﺮاﺑـﻪ ﺗـﻮی ﺟـﺎده، ﻛﻪﭼﺸﺎﻣﻮ ﻣﻲﭘﻮﺷﻮﻧﻪ
ﺻﺪای ﺧﺶ ﺧﺶ ﺑﺮﮔﻬﺎی ﺧﺰوﻧﻲ ﺗﻮی ﮔﻮﺷﻢ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﻲﻛﺮد
آﺳـﻤـﻮن ﺑـﻐـﻀﺸﻮ ﺗﻮ ﭘـﺮدهی اﺑﺮای ﺳﻴـﺎﻫﺶ ﭘﺎره ﻣﻲﻛﺮد
رﻋـﺪ و ﺑـﺮق ﻧـﮕﺎه ﺷـﻬﺮو ﺑﺎﺻـﺪاش ﺧـﻮاب زده ﻣﻲﻛﺮد
زﻣﻴﻦ از اﻳـﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺑﺎر ﺑﻪ روی ﺷﻮﻧﺶ ﮔﻠﻪ ﻣﻲﻛﺮد
ﻫﻤﭽﻨﺎن ﭘﺎی ﭘﻴﺎده ﻓﺎرغ از ﺻﺪای ﺧـﺸﻢ آﺳﻤﻮﻧﻲ
ﺑﻲ ﺧﻴﺎل از ﻧﺎﻟﻪﻫﺎ و ﮔﻠﻪﻫﺎی ﺑﺮﮔﻬﺎی زرد ﺧﺰوﻧﻲ
ﺟﺎدهﻫﺎی ﺑﻲ ﻛﺴﻲ رو ﮔﻢ ﻣﻴﻜﺮدم آروم آروم
ﺗﻦ ﻏﺮﺑـﺖ رو ﻣﻴـﺸﺴﺘﻢ زﻳﺮﻗﻄﺮهﻫﺎی ﺑﺎرون
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻳﺎد ﻋﻄﺮ ﺑﺎرون زدهی ﮔﻠﻬﺎی ﭘﻮﻧﻪ
ﻣﻲﻛـﺸـﻴـﺪم ﭘـﺎی ﺧـﺴـﺘـﻤﻮ ﺗﻮﺟـﺎده
ﺑﻪ ﻫﻮای ﺑﻮی ﺧﻮﻧﻪ
وﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺻﺪای ﺧﻮﻧﻪ، ﻣﻨﻮ ﺗﺎ آﺧﺮﺟﺎده ﻣﻴﻜﺸﻮﻧﻪ
اﻳـﻦ ﺳـﺮاﺑـﻪ ﺗـﻮی ﺟـﺎده، ﻛﻪﭼﺸﺎﻣﻮ ﻣﻲﭘﻮﺷﻮﻧﻪ








