همچنان چیزهای شگفت‌انگیز زیادی را می‌توان درباره نخستین فیلم دنیای سینمایی مارول، یعنی «مرد آهنی» (Iron Man) بیان کرد. از جمله این که این فیلم در واقع آغازگر دنیای سینمایی مارول بود. این اثر تونی استارک، ملقب به مرد آهنی، را به دوران مدرن سینما آورد و پس از آن، قهرمانان بی‌شمار دیگری نیز به سرعت پا به عرصه گذاشتند.

باید پذیرفت که این فیلم در زمان خود با قرار دادن رابرت داونی جونیور در نقش اصلی، ریسک بزرگی را پذیرفت. می‌توان با اطمینان گفت که این ریسک ده‌برابر نتیجه داد، زیرا رابرت داونی جونیور برای بسیاری همچنان چهره اصلی دنیای سینمایی مارول محسوب می‌شود. با این حال، حتی با گذشت این همه سال، هنوز چند نکته در فیلم اول مرد آهنی وجود دارد که با عقل جور در نمی‌آید.

 

شاید باور آن سخت باشد که فیلم «مرد آهنی» در حال نزدیک شدن به مرز ۲۰ سالگی است. انگار همین چند سال پیش بود که دنیای سینمایی مارول آغاز شد، اما اکنون همه چیز تغییر کرده. فیلم Iron Man (سال ۲۰۰۸) یک ابرقهرمان شاخص را انتخاب کرد و او را به قالب لایواکشن درآورد، داستان منشا او را بازگو کرد و به آنچه در آینده رخ می‌داد اشاره‌ای داشت. طبیعتا نوعی علاقه خاص یا فاکتور نوستالژی در اینجا نقش بازی می‌کند، زیرا همه ما می‌خواهیم این فیلم را به عنوان اثری بی‌نقص ببینیم. به همین دلیل، با در نظر گرفتن همه جوانب، نادیده گرفتن برخی از عجیب‌ترین نکات یا تصمیمات فیلم واقعا کار ساده‌ای است.

 

۴. چرا اجازه دادند تونی استارک وارد یک منطقه جنگی شود؟

شاید این موضوع یک ایراد جزئی به نظر برسد، اما ابتدای فیلم تونی استارک را نشان می‌دهد که برای بازاریابی جدیدترین سلاح شرکتش به یک منطقه جنگی فعال می‌رود. چه کسی فکر می‌کرد این ایده خوبی است؟ حتی اگر فرض کنیم که تمام این ماجرا نقشه اوبادیا استن (جف بریجز) برای به قتل رساندن او بوده است، این واقعیت که رودی و دیگران به سادگی با آن همراه شدند، عجیب به نظر می‌رسد.

آیا برگزاری یک نمایش آزمایشی در مکانی نزدیک‌تر به خانه، آسان‌تر، ارزان‌تر و امن‌تر نبود؟ یا اینکه تونی از راه دور در نمایش منطقه جنگی شرکت می‌کرد؟ وارد کردن یک غیرنظامی به چنین منطقه‌ای نیازمند طی کردن مراحل اداری بسیار زیادی بود (حداقل امیدواریم که این‌طور باشد) و این جدا از در نظر گرفتن ارزش شرکت آن‌ها برای این تلاش‌هاست.

 

۳. تعطیلی موقت شرکت استارک

هم در کمیک‌ها و هم در فیلم، تونی استارک تصمیمی اجرایی می‌گیرد تا تولید تمام سلاح‌های «صنایع استارک» (Stark Industries) را متوقف کند. این یک حرکت بزرگ است و ما باید به آن احترام بگذاریم. با این حال، کمی تعجب‌آور است که تونی تا حدی بر شرکت کنترل داشت که توانست تمام اشکال تولید را تعطیل کند. بینندگان می‌دانند که هیئت مدیره از این تصمیم خشمگین بود، اما با این وجود به نظر می‌رسید برای مقابله با دستور تونی ناتوان هستند.

بدیهی است که چند توضیح احتمالی برای این موضوع وجود دارد، اما توضیح دادن این نکات تنها با یک یا دو خط دیالوگ بسیار آسان بود. برای مثال، اگر تونی واقعا اکثریت کنترل هیئت مدیره را در اختیار دارد، کافی بود در یکی از آن جلسات هیئت مدیره به سادگی به این موضوع اشاره شود.

 

۲. چرا پرواز آزمایشی مرد آهنی هیچ واکنشی در پی نداشت؟

پس از ساخت نخستین زره مرد آهنی که متاسفانه همراه با قهرمان به خانه بازنگشت، تونی به شکلی قابل درک مصمم بود تا دوباره تلاش کند. با دسترسی بهتر به تجهیزات و تکنولوژی، زره بعدی او ظاهر بسیار بهتری داشت. با این حال، برای اطمینان از عملکرد صحیح آن، او مجبور بود ریسک کند و آن را به پرواز آزمایشی ببرد. تمام این موارد کاملا منطقی است، اما نکته اینجاست که پرواز آزمایشی بعدی تونی از آزمایشگاهش آغاز شد، اما به سرعت به آسمان کشیده شد.

همه ما به یاد داریم که این پرواز چگونه پیش می‌رود، زیرا زره او در نهایت یخ می‌زند و باعث فرودی نسبتا ناگهانی برای زره می‌شود. نکته قابل توجه این است که تمام این ماجرا در محدوده یک شهر بزرگ رخ داد. ما می‌دانیم که مردم متوجه پرواز تونی شدند، با این حال هیچ تحقیقات واقعی یا واکنشی آغاز نشد. حداقل چیزی که می‌توان گفت این است که پرواز ثبت‌نشده تونی مانند یک «شیء پرنده ناشناس» (U.A.P) به نظر می‌رسد، بنابراین باید نوعی واکنش را برمی‌انگیخت؛ حتی اگر فقط یک گشت هوایی معمولی برای بررسی اوضاع بود. با این حال، هیچ اتفاقی نیفتاد.

 

۱. ضعف امنیتی عجیب در طراحی رآکتور آرک صنایع استارک

چیزهای زیادی را می‌توان درباره رآکتور آرک غول‌پیکر در صنایع استارک بیان کرد. ظاهر آن شگفت‌انگیز بوده و بدیهی است که از نظر تولید نیرو پتانسیل زیادی دارد. این دستگاه ظاهرا یک منبع انرژی نامحدود است و بنابراین می‌توانست برای کمک به حل بحران انرژی جهان مورد استفاده قرار گیرد، با این حال هیچ صحبتی در این باره مطرح نمی‌شود. البته این انتظار بزرگی است، بنابراین حاضریم آن را نادیده بگیریم.

با این حال، ظاهرا رآکتور آرک یک تهدید عظیم نیز محسوب می‌شود و حتی برای تبدیل کردن آن به یک خطر بالقوه، به تلاش زیادی نیاز نیست. در جریان نبرد نهایی تونی با اوبادیا (آیرون مانگر)، بینندگان می‌بینند که تونی از هر آنچه درباره ساخت زره آموخته بود استفاده می‌کند. این یک ارجاع عالی به گذشته بود، اما نکته‌ای در این میان وجود دارد که هنوز هم نسبتا نگران‌کننده است. برای وارد کردن ضربه نهایی، تونی از پپر پاتس خواست تا بار رآکتور آرک اصلی را بیش از حد افزایش دهد (Overload). تکرار می‌کنیم: پپر رآکتور آرک را «اورلود» کرد و عملا این منبع انرژی مهم را به یک سلاح خطرناک تغییر داد.

بیایید به این موضوع با دیدی دقیق‌تر نگاه کنیم. این کار زمان زیادی از پپر نگرفت و حتی با وجود اینکه او دستورالعمل‌های دقیقی داشت، این مسئله همچنان یک نگرانی بزرگ است. آیا این کار در هر زمانی ممکن بود؟ توسط هر کارمند ناراضی (با دانش کافی)؟ به یاد بیاورید که این انفجار انرژی برای بلعیدن اوبادیا و زره او و عملا نابودی هر دوی آن‌ها کافی بود. همچنین این انفجار تقریبا تونی را هم به کشتن داد، بنابراین دقیقا درباره یک انفجار کوچک صحبت نمی‌کنیم.

 

فیلم مرد آهنی بدون شک سنگ بنای دنیای سینمایی مارول است، اما بازبینی آن پس از ۱۸ سال، حفره‌های داستانی و تصمیمات غیرمنطقی را آشکار می‌کند که نادیده گرفتنشان دشوار است. از حضور بی‌دلیل یک میلیاردر در خط مقدم جنگ گرفته تا سکوت عجیب ارتش در برابر پرواز یک شیء ناشناس بر فراز شهر، این موارد نشان می‌دهند که حتی آغازگر یک امپراتوری سینمایی نیز از خطا مبرا نبوده است.

با این حال، کاریزمای بی‌نظیر رابرت داونی جونیور و روایت جذاب فیلم چنان قدرتمند عمل می‌کنند که مخاطب با کمال میل این ایرادات را می‌بخشد. در نهایت، این ناهماهنگی‌ها نه تنها از ارزش اثر نمی‌کاهند، بلکه یادآور دورانی ساده‌تر در ژانر ابرقهرمانی هستند که در آن، هیجان و نوآوری بر منطق سخت‌گیرانه اولویت داشت.