
ملکه جهان در اوایل دهه ۱۸۸۰ میلادی و در سالهای پایانی سلطنت ناصرالدینشاه، به همسری او درآمد. با وجود جایگاه رسمی در حرمسرا، منابع تاریخی اطلاعات محدودی از زندگی شخصی، دیدگاهها و نقش سیاسی او ارائه میدهند؛ مسئلهای که باعث شده نام او در میان زنان دوره قاجار کمتر برجسته شود.
برخلاف بسیاری از همسران شاه که در مناسبات درباری، رقابتهای درونی و نمایشهای قدرت نقش فعالی داشتند، ملکه جهان آگاهانه مسیر متفاوتی را برگزید. گفته میشود اقامت او در قصر گلستان بیشتر جنبه غیررسمی داشت و حضورش در مراسم و تعاملات سیاسی چندان چشمگیر نبود.
پس از ترور ناصرالدینشاه در سال ۱۸۹۶ میلادی، ملکه جهان بهتدریج از فضای دربار و سیاست فاصله گرفت. او نه در کشمکشهای پس از مرگ شاه نقشی ایفا کرد و نه تلاشی برای حفظ نفوذ یا جایگاه خود در ساختار قدرت انجام داد.
این کنارهگیری آگاهانه، باعث شد نام ملکه جهان در تاریخ قاجار آرام، کمصدا و بدون جنجال ثبت شود؛ نمادی از زنانی که در دل قدرت زیستند، اما ترجیح دادند در حاشیه بمانند. حضوری خاموش که امروز، توجه پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ را بیش از پیش برمیانگیزد.






