ونوس حسن کانلی در یک خانواده چهار نفری در شهر تهران بزرگ شده است و تنها یک خواهر به نام «پانیذ» دارد و از سمت پدری اصالتا اهل روسیه می باشد.

بازیگری را سال ۱۳۸۹ در ۱۹ سالگی با بازی در تئاتر شروع کرد و پس از حضور در صحنه های نمایش های مختلف سال ۱۳۹۳ نخستین تجربه جلوی دوربین خود را با فیلم «تا آمدن احمد» تجربه کرد.

سال ۱۳۹۴ در ۲۴ سالگی در نخستین تجربه تلویزیونی خود با ایفای نقش یگانه در سریال «دوردست ها» شناخته شد که فاطمه گودرزی و دانیال حکیمی از چهره های آن بودند.

وی بعد از پنج سال دوری از تلویزیون سال ۱۳۹۹ در نقش لیلا شهرابی با سریال «بیگانه ای با من است» به قاب تلویزیون بازگشت.

درخشش در سینما

سال ۱۴۰۰ نقش فرعی در سریال «مرد بازنده» به کارگردانی محمدحسین مهدویان داشت سپس همین سال در فیلم «تاوان» محصول مشترک ایران و فنلاند بازی کرد که چندان در گیشه موفق نبود.

 

با این حال سال ۱۴۰۳ در فیلم «بچه مردم» به کارگردانی محمود کریمی خوش درخشید که این فیلم نیز با فروش بیش از ۱۳ میلیارد تومانی نسبتا عملکرد موفق داشت.

بخاطر زیبایی کنار گذاشته شدم

پیش آمده است که مثلاً قرار بود فیلمی را کار کنم که به من زنگ زدند گفتند؛ بازیگر نقش اول فیلم خانم فلانی هستند و ما باید بازیگری را برای نقش بعدی انتخاب کنیم که از لحاظ چهره ای و زیبایی چند سطح پایین تر از نقش اول فیلم باشد، بنابراین من را از پروژه کنار گذاشتند.

 

تئاتر، جایگاه خوبی برای محک زدن بازیگر می باشد، از طرف دیگر، هیچ اشتباهی در تئاتر قابل برگشت نیست و همین سبب می شود تا حواس بازیگر بیشتر جمع باشد تا هیچ اشتباهی نکند

معتقدم تئاتر سبب پیشرفت بازیگر در عرصه فعالیت هنری اش می شود، البته منظورم این نیست اگر بازیگری کارش را با سینما آغاز کند، موفق نیست، ولی تئاتر در این باره کمک بیشتری به بازیگر می کند

 

برکناری از سریال بامداد خمار

در گروه قبلی ساخت سریال بامداد خمار پیش از سپرده شدن کار به خانم نرگس آبیار حضور داشتم و برای ۲٫۵ ماه جلو دوربین رفتم و حدود ۲، ۳ ماه هم کار پیش تولید داشتیم و حدودا ۶ ماه درگیر این کار بودم

نقشی داشتم که فوق العاده دوستش داشتم و برایش زحمت کشیدم ولی متاسفانه با تغییر گروه از پروژه کنار گذاشته شدم

حس خیلی بدی است که برای کاری زحمت میکشی و زمان میگذاری و امید داری که راهت روشن تر می شود ولی این اتفاق نمی افتد، در کل احساس ناکامی دارد و شاید بعدا به تراپی احتیاج داشته باشم

برای مهم ترین چیز قبل از اینکه یک نقشی خوب بود باشد و بخواهم در آن بازی کنم، این است که در آن پروژه چه آدم هایی بازی می کنند و عوامل آن چه کسانی هستند و تا چه حد اخلاق مدار هستند

همچنین چه مقدار بستر برای من فراهم است که در آرامش و امنیت بتوانم در آن پروژه کار کنم و هر چه قدر تجربه و بازی پارتنرت بیشتر باشد روی بازی شما هم تاثیر می گذارد

نقطه امن من

من هرجای دنیا باشم و هر اتفاقی که افتاده باشد و چه بخواهم کسی من را بشناسد و چه نشناسد به نقطه امن خودم برمیگردم و نقطه امن من جایی نیست جز پیش خانواده ام؛ مامان و بابا و پانیذ

چون می دانم که آنها از من مراقبت می کنند و خانه همه اش عشق است و ترسی نداری و امنیت و آرامش داری

 

ازدواج

ونوس کانلی هنوز ازدواج نکرده و زندگی مجردی دارد

سینما از پشت ویترین قشنگ است

سینما خیلی زرق و برق دارد و یک چیزهایی از پشت ویترین قشنگ هستی و وقتی نزدیکش می شود دیگر به آن قشنگی نیستند

مردم قشنگی های سینما را می بینند ولی رنج و صبری از پس آن تحمل می کنی را بعضا نمی بینند و فکر می کنند همه چیزی به این سادگی است

به قول یک عزیزی که در اوایل کارم به من گفت؛ سینما مثل خورشید است و به همان اندازه که زیباست به همان اندازه هم سوزاننده است

 

دنبال حاشیه نیستم

پیشنهاداتی داشتم که حاشیه سازی کنم و وایرال شوم اما این از جنس من نیست و در تمام این سال ها سعی کردم این اتفاق را از خودم دوری کنم

ولی وقتی شما در چشم هستی حاشیه قطعا وجود دارد ولی تا حد امکان سعی کردم از آن دوری کنم، چون من آمدم که با هنرم حرف بزنم و حرفی که دلم میخواهد بگویم را با بازیگری ام بزنم و نقشی را انتخاب کنم که حرف هم سن و سال هایم را بزنم و حرفی از اجتماع بزنم، برای همین خیلی دنبال حاشیه نیستم

بزرگترین دروغ به خودم

بزرگترین دروغی که به خودم گفتم این بود که گفته ام “این نیز بگذرد” ولی واقعیت این است که خیلی چیزها نمی گذرد

شاید نسبت دوری با جنیفر کانلی (بازیگر آمریکایی) داشته باشیم، آره حتما نسبت داریم، به نظرم همه انسان ها با هم نسبت دارند ولی نسبت خیلی دور، پدر بزرگم روس بودند و به ایران مهاجرت کردند

عشق سینمای قدیمی

من عاشق یک سری فیلم های سینمای دهه شصت و دهه هفتاد ایران مثل «باشو، غریبه کوچک» هستم

کلا عاشق جنس سینمای «پرسه در مه»، «اینجا بدون من»، «دایره زنگی»، «درباره الی»، «بوتیک»، «بی پولیم و «خون بازی» خانم رخشان بی اعتماد هستم

در «خون بازی» نقشی که خانم باران کوثر چقدر به درستی و خوبی آن ایفا کرده است، خون بازی از آن نقش هایی است که به نظرم جنون بازیگری می خواهد و دوست داشتم که من آن نقش را بازی می کردم

معتقدم باید حتما احترام بازیگران پیشکسوت را نگه داشت و از آنها یاد گرفت، یکی از ویژگی های بزرگان این است که می توان از منش آنها آموخت و بازی در کنار اساتید از اضطراب آدم کم می نماید