
فهرست
در لیست زیر بهترین فیلم های عاشقانه تاریخ سینما را جوری کنار هم آوردهایم که پاسخگوی تمام سلیقهها باشند، فیلمهای عاشقانه با مایههای کمدی فیلم انگلیسی عاشقانه فانتزی و فیلمهای واقعگرا، شبیه به زندگیمان با تمام مشکلات عشق و رابطه و آدمهایی که تلاش میکنند با تمام سختی عشقشان را حفظ کنند. هرکدام از این فیلمها ما را با چیزی در خودمان مواجه میکنند، با ترسها و ضعفهایمان در عشق، با امیدها و آرزوهایمان و با شکستها و فائق آمدنهایمان.
1- درخشش ابدی یک ذهن بیآلایش (Eternal sunshine of the spotless mind(

دختر با پسر آشنا می شود. دختر و پسر عاشق هم میشوند. دختر بعد از مدتی دیگر تحمل پسر را ندارد و در یک موسسه خاطرات پسر را از ذهنش پاک میکند. پسر که بعد از این که دختر ترکش کرده تمام زندگیاش به هم ریخته است از این موضوع مطلع میشود و تصمیم میگیرد همان کار را بکند. این داستان یک فیلم عاشقانه به شیوه چارلی کافمن است. این فیلم دومین همکاری کافمن با کارگردان فرانسوی، میشل گوندری بود و عنوان فیلم یعنی «درخشش ابدی یک ذهن بیآلایش» بخشی از شعری اثر الکساندر پوپ در سال ۱۷۱۷ است.
2- آپارتمان )The apartmen

دقیقا بعد از فیلم عاشقانه موفق «بعضیها داغشو دوست دارند» بیلی وایلدرسراغ ساختن فیلم «آپارتمان» رفت که همکاری دوباره جک لمون و بیلی وایلدر بود. ایده فیلم آپارتمان مدتهای زیادی بود که در گوشه ذهن وایلدر مانده بود و جرقه اول آن پس از دیدن فیلم رمانتیک خارجی «برخورد کوتاه» در سرش شکل گرفت. تمام فیلم در ۵۰ روز تصویربرداری شد و تدوین آن کمتر از یک هفته طول کشید و این فیلم یکی از ماندگارترین فیلمهای عاشقانه جهان شد.
.
3- در حال و هوای عشق )In the mood for love(

فیلم وونگ کاروای بسیار شبیه به اسمش است فیلمی در حال و هوای عشق، یکی از ستایششدهترین فیلمهای عاشقانه قرن ۲۱ و یکی از ۱۰۰ بهترین فیلمهای تاریخ سینما به انتخاب مجله سایت اند ساوند. فیلم وونگ کاروای تجربهای جسورانه در فیلم عاشقانه است، روایت عشقی ناممکن با رنگ و تصویر و موسیقی. این کلمات و اتفاقها نیستند که فیلم را پیش میبرند بلکه واقعا حال و هواست که داستان را برای ما روایت میکند. زن و مردی متاهل که در همسایگی هم زندگی میکنند عاشق هم میشوند. عشقی که از یک بازی شروع میشود، بازی همسرانمان چگونه به ما خیانت میکنند؟
4- کازابلانکا )Casabla(

فیلم «کازابلانکا» شاید مشهورترین فیلم در لیست بهترین فیلم های عاشقانه باشد، فیلمی که همیشه از بهترین فیلمهای تاریخ سینما به حساب میآید. «کازابلانکا» داستان عشقی در میانه جنگ است. در زمان جنگ جهانی دوم، ریک کاباره معروفی در شهر کازابلانکا در مراکش دارد. کازابلانکا محل مهمی در دوران جنگ است، محلی که بسیاری از پناهجویان از اروپا به آنجا گریختهاند و در آرزوی مجوز خروجند تا از آنجا به امریکا پناه ببرند. در یکی از شبها ریک در کابارهاش عشق قدیمش، لیزا را میبیند، زنی که قرار بود با هم از پاریس فرار کنند اما در لحظه آخر ریک را تنها میگذارد. لیزا همراه همسرش ویکتور است، یکی از مبارزان علیه فاشیسم که گشتاپو به دنبالش است. حالا ریک، لیزا و ویکتور درگیر یک مثلث عشقی شدهاند و جنگ وضعیت را برای هرسه آن ها پیچیدهتر هم کرده است.
5- داستان زمستان ((A Tale of winter

فیلم رمانتیک خارجی «داستان زمستان»، دومین فیلم از مجموعه قصههای چهار فصل، شامل چهار فیلم با محوریت روابط عاشقانه، از کارگردان مؤلف موج نوی سینمای فرانسه، اریک رومر، کاوشی است در عشق و ایمان است از خلال روایت زندگی عاشقانه فلیسی. در شروع فیلم فلیسی را میبینیم که در یک تابستان داغ در ساحلی با مردی آشنا شده و هر دو دلباخته هم شدهاند. مرد که معمولا در سفر است آدرس فلیسی را میگیرد، اما یک اشتباه اتفاقی و ناخواسته، همه چیز را عوض میکند. حالا پنج سال از آن تابستان گذشته و فلیسی با فرزندش از چارلز، معشوقی که او را از آن تابستان گم کرده است و مادرش در یک خانه زندگی میکنند. او در آستانه ازدواج با یک مرد خوب آرایشگری است. دوستش که در یک کتابخانه شاغل است، میخواهد او را از این ازدواج منصرف کند، چرا که عاشق او است. خود فلیسی هم برای ازدواج مردد است چون هنوز عاشق چارلز است و در ته قلبش امید دارد که شاید معجزهای شود و او برگردد.
6- هر کسِ دیگر (Everyone else)
کریس و گیتی، زوج عاشق فیلم، در تعطیلات به ویلای پدری کریس میروند. کریس معماری است که به سختی به دنبال سرمایه برای اجرای پروژههایش است و در وضعیت کاری و مالی مناسبی نیست. گیتی مدیر برنامه یک گروه موسیقی است و موقعیت شغلی اجتماعی برایش ارزش چندانی ندارد. همه چیز از یک شب مهمانی با زوجی دیگر به هم میریزد، مهمان آنها دوست قدیمی کریس است که آرشیتکت موفق و سرشناسی شده است. خوشبختی و موفقیت این زوج، کریس را آزرده است اما گیتی فکر میکند که این زوج میخواهند ادای خوشبختی در بیاورند. این مهمانی شروع مشکلات رابطه کریس و گیتی در این سفر است. هرچه جلوتر میرویم مشکلات بیشتر عیان میشوند و این زوج هر دو به درک عمیقتر و حتی گزندهای از خود و رابطهشان میرسند.
7- پیتزای لیکوریش (Licorice Pizza)

فیلم عاشقانه «پیتزای لیکوریش» ماجرای دوستی آلانا کین، دختری بیست و پنج ساله، با گری ولنتاین، بازیگری نوجوان و پانزده ساله است. گری که عشقِ اول تلخ و شیرینش را با آلانای بزرگسال تجربه میکند سعی میکند به آلانا نزدیک شود اما فاصله سنی مانع آلانا است. پُل توماس اندرسن کارگردان آمریکایی سرشناس در این فیلم مانند فیلمهای قبلیاش، برههای از تاریخ معاصر آمریکا را انتخاب میکند و از دریچه آن روایتی عاشقانه را در سال 1973 در سن فرناندو کالیفرنیا به تصویر میکشد. فیلمبرداری بینقص فیلم توسط خود کارگردان انجام شده و او استادانه با سمفونی رنگ و نور به دلِ دهه هفتاد آمریکا نقب زده است.
8- دختری روی پل (Girl On The Bridge)

شب است و دختری از پلِ پاریس بر روی رودخانه سن خم شده است. مردی که حوالی پل میچرخد، متوجه نیت دختر برای خودکشی میشود. مرد یک پرتابکننده چاقو است و برای نمایشش به دنبال دستیار میگردد، کسی که به سمت او نشانهگیری کند. مرد دختر را راضی میکند تا به جای خودکشی دستیار او شود و دختر هم که چیزی برای از دست دادن ندارد درخواست او را قبول میکند.
9- فیلم Midnight In Paris – نیمهشب در پاریس

فیلم نیمهشب در پاریس یکی از بهترین فیلم های عاشقانه تاریخ سینما محسوب میشود. داستان این فیلم درباره نویسندهای به نام گیل است که رؤیای زندگی در قرن بیستم میلادی را در سر دارد. او تصور میکند زندگی انسانها در آن زمان لذتبخشتر بوده است. او در آستانه ازدواج با دختری به نام اینز است. گیل اغلب به پاریس سفر میکند و همیشه از جذابیتهای این شهر و زندگی در آن جا میگوید. این در حالی است که نامزد او اینز، فقط در حال خوشگذرانی و دیدن مکانهای تفریحی پاریس است. این تفاوت عقیده بین او و نامزدش باعث اذیت و آزار گیل شده و از لحاظ روانی او را در شرایط آشفته و پیچیدهای قرار میدهد.
10- فیلم سینمایی City Lights – روشناییهای شهر

فیلم سینمایی روشنایی شهر با بازی بی نظیر چارلی چاپلین یکی از بهترین فیلم های عاشقانه هالیوود است. این فیلم داستان زندگی مردی را روایت می کند که با دختر گلفروش نابینایی آشنا و به تدریج عاشق او می شود. دختر از نظر شرایط مالی اوضاع مساعدی ندارد. چارلی چاپلین هم که به شدت به او علاقمند شده است، برای معالجه دختر دنبال پول میگردد. دختر گلفروش هم چون قادر به دیدن ظاهر فقیرانه چارلی نیست این قضیه را می پذیرد. به این خاطر که تصور می کند که این کار سخاوتمندانه حتما باید از جانب مردی باشد که به اوضاع مالی خوبی دارد. در همین حین، چارلی اتفاقی جان یک فرد میلیونر مست را از مرگ نجات می دهد. میلیونر با چارلی دوست می شود؛ اما قضیه جالب فیلم اینجاست که او تنها در حالت مستی چارلی را می شناسد و در حالت هوشیاری او را به جا نمی آورد.





