زمان، با سرعتی سپری می‌شود که در یک چشم‌برهم‌زدن، نوادگانمان از امروز ما به‌عنوان خاطرات تهران و کوچه‌هایش می‌نویسند. همان‌طور که ما از نیاکانمان می‌گوییم؛ نیاکانی که در زمان زیست خود، هرگز گمان نمی‌بردند صدها سال بعد، افرادی، درمورد تصمیمات، خوش‌گذرانی‌ها، رویکردها و اشتباهات آن‌ها، این‌قدر جزئی و دقیق صحبت کنند. به‌هرترتیب، زمان همیشه کوتاه است و آن‌طور که بنجامین فرانکلین گفته: «شما ممكن است تعلل كنید، اما زمان هرگز». شاید همین دریافت از مفهوم زمان، پیشینیان ما را بر آن داشت که هرطور شده، زمان سپری‌شده خود را محاسبه کنند؛ با اختراعاتی که در هر دوره‌ای به‌شکلی نمایان شده؛ روزگاری مصریان باستان، با کمک سایه‌های ایجادشده از سازه‌های بلند سنگی و معابد، می‌توانستند زمان را به‌صورت حدودی تعیین کنند، روزگاری دیگر بابلی‌ها مدل‌های اولیه ساعت‌های خورشیدی را ساختند و بزرگ‌ترین دوره نوآوری این ساعت‌ها در یونان اتفاق افتاد و مورد استقبال ایرانیان باستان گرفت. این‌ اختراعات برای ثبت زمان متوقف نشد تا به زمان‌سنج‌ها و ساعت‌های امروزی رسید که بخشی از سیر تحول زمان‌سنج‌ها، در تهران، در دل یکی از خانه‌های تاریخی که خودش، یادگار زمان سپری‌شده است، جمع‌آوری شده؛ موزه تماشاگه زمان؛ موزه‌ای که با فراهم‌آوردن زمینه‌ای مناسب به موضوعاتی چون مفهوم زمان، دیدگاه اقوام و ملت‌های مختلف و نگرش آن‌ها نسبت به زمان و چگونگی تکامل ابزارهای زمان‌سنجی و صنعت ساعت و ساعت‌سازی پرداخته است.