فلسفه با طعم بیمسئولیتی| نقدی براظهارات جنجالی بیژن عبدالکریمی درباره آبادان
عذرخواهی عجیبی که بیشتر به فرافکنی شباهت داشت تا پوزش
عذرخواهی عجیبی که بیشتر به فرافکنی شباهت داشت تا پوزش
شاید بهتر باشه به زندگی ساده نیاکانمون برگردیم
میخواهیم مثل گل مصنوعی همیشه بایستیم یا مثل گل طبیعی، هرچند کوتاه، اما با عطر...
از کلاس زبان و پیانو تا دوره فتوشاپ؛ چرا مدام باید چیزی یاد بگیریم، حتی وقتی قرار نیست از آن استفاده کنیم؟
انسان مدرن، دیگر باید چیزی فراتر از یک حلالمسائل متحرک باشد. باید دوباره بلد شود سؤال بپرسد. سؤالهای واقعی. تلخ، دشوار، اما نجاتبخش
خواب دیدم یه قطرهام و همراه قطرههای دیگه دارم به سد نزدیک میشم. هرچی جلوتر میرفتیم عمق آب کمتر میشد
خواستی سندی تنظیم کنی؟ کفش پلاستیکی بپوش و یک نفس عمیق بکش. اینجا دفترخانه نیست، رمان جناییست
پشتم میلرزد. کاش به دخترک بیشتر کمک کرده بودم و الان ته دلم قرص بود. این هم از بدیهای معلمی...
چراغ قرمز، فقط قانون نیست. فلسفه سادهایست: گاهی باید ایستاد. باید فرصت داد که چیزها خودشان را نشان دهند
کسی مجالی برای «بعد» ندارد. سیاست، در عصر بیقراری، گرفتار شده میان سرعت، واکنش و فراموشی