زنان شاغل در خانه، بیرون از آمار

این روزها، پشت بسیاری از مشاغل آنلاین و خانگی، هزاران زن نشستن که از صبح تا شب، درگیر کسب‌وکارشونن اما به‌دلیل نبود تعریف رسمی، بیمه و حمایت قانونی، شغل و هویت حرفه‌ای‌شون به رسمیت شناخته نمی‌شه. یعنی اصلاً شاغل حساب نمی‌شن. این موضوع بیشتر از اونکه یه مسئله فردی باشه، نشونه‌ای از تغییرات عمیق در بازار کار و ساختار خانواده در ایرانه و دیده‌نشدن این زنان، علاوه بر اینکه وضعیت اقتصادی‌ و اجتماعی‌شون رو شکننده می‌کنه، نابرابری جنسیتی رو از نسلی به نسل دیگه انتقال می‌ده. واقعاً چه تعریفی برای زیست اقتصادی زنانی که کار می‌کنن، اما شاغل محسوب نمی‌شن، هست؟ موضوعی که حمیده عبدالهی در گزارش «زنان شاغل در خانه، بیرون از آمار» به‌طور دقیق به واکاوی اون پرداخته. این گزارش رو می‌تونید در صفحه جامعه امروز روزنامه هفت صبح بخونید. 


سکانس پایانی دسیسه مرگبار با زهر سمی

شهریور پارسال وقتی محمدرضا از پاساژ محل کارش بیرون اومد، همه‌چیز عادی بود. یه نوازنده سنتور هم مقابل پاساژ در حال سازنواختن بود. اما همین که کمی از پاساژ دور شد، دو نفر به‌سمت اون حمله‌ور شدن و خیلی سریع رفتن. بعدش با اینکه به نظر نمی‌رسید محمدرضا ضربه جدی‌ای خورده باشه، اما به چند ساعت نکشید که با حال وخیم، جون خودش رو از دست داد. وقتی پای پلیس آگاهی وسط اومد، خیلی سریع، پیکر بی‌جان این پسر، به پزشکی‌قانونی منتقل شد. نتیجه به‌قدری عجیب بود که همه رو شوکه کرد؛ محمدرضا با تزریق سم مار افعی پلنگی توی کمرش کشته شده بود و متهم هم، چنگیز، عموی محمدرضا بوده که به‌خاطر اختلاف ملکی 40میلیاردی نقشه قتل برادرزاده خودش رو کشیده و به تمام آدم‌هایی که این نقشه رو اجرا کردن، پول خیلی زیادی داده، از نوازنده سنتور مقابل پاساژ که نشسته بود رفت‌وآمد محمدرضا رو خبر بده، تا تزریق‌کننده و فروشنده سم. مگه چنگیز کی بوده که تونسته چنین سناریوی هولناکی رو بنویسه و اجرا کنه؟ فاطمه شیخ‌علیزاده در گزارش «سکانس پایانی دسیسه مرگبار با زهر سمی» به جزئیات پرونده این باند جنایتکار پرداخته که می‌تونید در بخش حوادث امروز روزنامه هفت صبح بخونید. 


بازارسازی دلالان مسکن در فضای مجازی 

بشتابید؛ فرصت استثنایی برای خرید مسکن با دلار 80هزار تومانی. این متن، این روزها که رشد نرخ ارز به کانال 160هزار تومان رسیده، سراسر فضای مجازی رو پر کرده و خریداران رو به ورود فوری به بازار ترغیب می‌کنه. آیا واقعیه؟ اون‌هم توی این شرایط که بازار مسکن در سومین سال متوالی رکود عمیقه و افزایش هزینه‌های ساخت به‌جای تحریک تولید، به توقف پروژه‌ها و جهش اجاره‌بها دامن زده. از طرف دیگه، بی‌ثباتی اقتصادی، باعث شده سرمایه‌گذاران منابع خودشون رو به بازارهای نقدشونده‌تری مثل ارز و طلا منتقل کنن تا در صورت بروز شوک‌های جدید، امکان تصمیم‌گیری سریع داشته باشن. بنابراین به نظر می‌رسه این تبلیغات دلاری، هیچی نیست جز ایجاد رونق مصنوعی در بازار املاک. موضوعی که مونا موسوی، در گزارش «بازارسازی دلالان مسکن در فضای مجازی» به‌طور کامل به اون پرداخته. اگر به فکر خرید مسکن هستید، حتماً این گزارش رو در سایت و کانال هفت صبح بخونید تا گیر دلالان سودجو نیفتید. 


مشق شب با چاشنی هک

بعد از اینکه به‌دلیل شرایط موجود در دوران شیوع کرونا، بچه‌ها از پشت نیمکت‌های مدرسه به نرم‌افزار شاد کوچ کردن، دیگه رنگ آموزش بی‌دردسر رو ندیدن. از قطعی‌های اینترنت گرفته تا ایراداتی که این اپلیکیشن داره و فعالیت کاربران رو دشوار می‌کنه. به‌تازگی هم معاون اجتماعی پلیس فتا، به خانواده‌ها و دانش‌آموزان، درباره موج جدید کلاهبرداری‌های سایبری در شبکه شاد هشدار داده؛ گویا مجرمان لوگوی این برنامه رو جعل کردن و پیام‌هایی تحت عنوان «بخشنامه‌ دولتی»، «تأیید حساب کاربری» یا «دریافت منابع درسی» برای کاربران می‌فرستن تا اون‌ها رو به کلیک روی لینک ترغیب کنن. شاد، بزرک‌ترین کلاس درس ایرانه و در واقع ستون اصلی آموزش مجازی کشور رو تشکیل می‌ده. واقعاً بهتر نیست امنیتش بالاتر بره؟ گروه اجتماعی هفت صبح در گزارش دقیقی با عنوان «مشق شب با چاشنی هک» به ماجرای اعتماد دانش‌آموزان و نفوذ هکرها در شبکه شاد نوشته. اگر فرزند دانش‌آموز دارید، خیلی ضروریه که این گزارش رو در سایت و کانال هفت صبح بخونید.

احساس معمولی‌بودن

اینجا همه‌چیز عالیه؛ زندگی ایده‌آل، کسب‌وکار پررونق، لباس و کفش همه برند، خونه توی بهترین محله شهر، تحصیلات عالی، پوست و مو و اندام بدون نقص... شاید حدس زده باشید که درمورد کجا حرف می‌زنیم: شهر رؤیایی اینستاگرام که چند سالی می‌شه معیارهای تازه‌ای برای «خوب‌زیستن» ساخته. معیارهایی که با واقعیت روزمره زندگی، خیلی فاصله داره و حتی در بعضی موارد، زیستن مطابق این معیارها، غیرممکنه. در چنین فضایی، بسیاری از کاربران به‌تدریج دچار احساس ناکافی‌بودن می‌شن؛ حسی که از مقایسه مداوم زندگی واقعی با نسخه‌های آرمانی دیگران شکل می‌گیره. نتیجه هم ظهور پدیده‌ایه به‌ نام بحران معمولی‌بودن. توی این بحران، فرد خودش، دستاوردهاش و حتی کل زندگی‌ش رو به‌اندازه کافی خوب، خاص یا ارزشمند نمی‌بینه و درنهایت، نه‌تنها سطح رضایت از زندگی کاهش پیدا می‌کنه، بلکه اضطراب، افسردگی، فرسودگی روانی و اختلال اجتماعی، تمام زندگی فرد رو می‌گیره. رها قویدل، در گزارشی به ابعاد گوناگون این پدیده، ریشه‌های روان‌شناختی اون، و پیامدهایی که برای فرد و جامعه داره، پرداخته و گفته که چطوری شبکه‌های اجتماعی برای جوانان اضطراب تولید می‌کنن. این گزارش با عنوان «احساس معمولی‌بودن» در سایت و کانال هفت صبح قابل‌دسترسیه و خوندنش برای هرکسی که اینستاگرام رو می‌شناسه، واجبه.