آب کدر و بدبو؛ این فقط یک توصیف نیست، روایت روزمره زندگی در اهواز است. شهری که بعد از آلودگی هوا، حالا با دومین بحران خاموش خود دست‌وپنجه نرم می‌کند: آب. 

آبی که نه‌تنها قابل شرب نیست، بلکه گاهی حتی برای شست‌وشو هم تردید ایجاد می‌کند. در خانه‌های اهوازی، دستگاه تصفیه آب و بشکه‌های آب خریداری‌شده به یک ضرورت تبدیل شده؛ نشانه‌ای روشن از بی‌اعتمادی مردم به آبی که از لوله‌ها می‌آید.

بخشی از آب اهواز از کارون تأمین می‌شود؛ رودی که سالانه حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب فاضلاب از ۲۴ نقطه مختلف به آن می‌ریزد. نتیجه روشن است: بوی فاضلاب، تغییر رنگ لحظه‌ای آب و رسوباتی که صافی‌ها را پر می‌کند. این وضعیت تازه نیست؛ سال‌هاست تکرار می‌شود، با وعده‌های پرشمار و نتیجه‌ای ناچیز.

در این میان، میلیاردها تومان و میلیون‌ها دلار بودجه برای اصلاح آب و فاضلاب اهواز اختصاص یافته، اما یا به سرانجام نرسیده یا در پیچ‌وخم سوءمدیریت و فساد گم شده است. شبکه‌ای فرسوده، نشتی‌های رهاشده کنار خطوط فاضلاب و کلری بیش از حد مجاز، ترکیبی ساخته که سلامت شهروندان را تهدید می‌کند.

وقتی آمارهای رسمی از «۹۹ درصد سلامت» حرف می‌زنند اما مردم از بوی فاضلاب می‌گویند، این فقط اختلاف نظر نیست؛ یک تناقض نگران‌کننده است. تناقضی که بهایش را شهروندان اهواز با سلامتی خود می‌پردازند.