هفت صبح| در آستانه دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا، فضای دیپلماتیک میان دو کشور در موقعیتی پیچیده اما قابل مدیریت قرار گرفته است. پس از ماه‌ها وقفه و تنش، تهران و واشینگتن با میانجیگری عمان دوباره به مسیر گفت‌وگو بازگشته‌اند. دو دور نخست مذاکرات در مسقط و ژنو بیشتر به سنجش اراده سیاسی و تعریف اصول کلی گفت‌وگو اختصاص داشت و اکنون قرار است در دور سوم، چارچوب‌های عملیاتی‌تری بررسی شود. شرایط منطقه‌ای و آرایش نظامی آمریکا پیرامون ایران به این مذاکرات نوعی فوریت بخشیده است. برخی این تحرکات را ابزار فشار برای دستیابی به توافق سریع‌تر می‌دانند و برخی آن را نشانه‌ای از احتمال تشدید تنش. در هر دو صورت، واقعیت آن است که گزینه دیپلماسی برای هر دو طرف نسبت به سناریوی تقابل نظامی کم‌هزینه‌تر و عقلانی‌تر به نظر می‌رسد.

 

یکی از تحولات مهم این دور از گفت‌وگوها، حضور مستقیم رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در روند مذاکرات است. ورود آژانس به صورت پررنگ‌تر نشان می‌دهد که تمرکز اصلی فعلاً بر «ستون‌های فنی توافق» قرار گرفته است. از نگاه گروسی، گفت‌وگوها از سطح کلی عبور کرده و وارد بحث‌های عملیاتی شده‌اند؛ مسائلی مانند نحوه راستی‌آزمایی، دامنه نظارت‌ها، وضعیت تاسیسات آسیب‌دیده و سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا. چارچوب مذاکرات را می‌توان در سه محور خلاصه کرد: مسائل هسته‌ای، رفع تحریم‌ها و منافع اقتصادی متقابل. در بخش فنی، هدف طراحی توافقی «به اندازه کافی قابل اعتماد» است که از منظر آژانس قابل راستی‌آزمایی باشد. بازگشت بازرسان به برخی سایت‌ها، شفاف‌سازی درباره مواد هسته‌ای موجود و تعریف سازوکار نظارتی دقیق از جمله موضوعات کلیدی است.


مهم‌ترین نقطه اختلاف همچنان موضوع غنی‌سازی در داخل ایران است. آمریکا خواهان محدودیت‌های جدی یا توقف غنی‌سازی است و نسبت به حجم ذخایر اورانیوم ایران ابراز نگرانی می‌کند. در مقابل، ایران ادامه غنی‌سازی در خاک خود را خط قرمز می‌داند. با این حال، بحث اصلی بیش از آنکه «وجود یا عدم وجود» غنی‌سازی باشد، درباره چگونگی تضمین صلح‌آمیز ماندن آن است. به بیان دیگر، اگر سازوکارهای نظارتی و محدودیت‌های فنی بتوانند اطمینان کافی ایجاد کنند، امکان نزدیک شدن دیدگاه‌ها وجود دارد. موضوع دیگر، سرنوشت مواد هسته‌ای پس از حملات به برخی تاسیسات است.

 

گروسی اعلام کرده بخش عمده مواد همچنان موجود است و نشانه‌ای از برنامه نظام‌مند برای ساخت سلاح هسته‌ای مشاهده نشده است. این ارزیابی می‌تواند فضای سیاسی را برای توافق بازتر کند، زیرا مبنای گفت‌وگو را بر «مدیریت نگرانی‌ها» و نه «اثبات نظامی‌سازی» قرار می‌دهد. در سوی دیگر، دونالد ترامپ بار دیگر بر شعار «ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد» تاکید کرده است. تجربه خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ نشان داد که فشار حداکثری و ترک توافق، به کاهش نظارت‌ها و افزایش سطح غنی‌سازی در ایران انجامید. بسیاری از کارشناسان معتقدند که چارچوب برجام با محدودیت‌های فنی، کاهش ذخایر و نظارت‌های گسترده، نوعی اطمینان ساختاری ایجاد کرده بود؛ هرچند از منظر سیاسی با بی‌اعتمادی همراه بود.


اکنون مسئله  این است که آیا می‌توان فرمولی مشابه اما به‌روزتر طراحی کرد؟ وزیر خارجه ایران تأکید کرده که توافقی بهتر از برجام ممکن است؛ توافقی که بر اصول اساسی تمرکز کند، از پیچیدگی‌های زائد بکاهد و همزمان تضمین‌های اقتصادی روشن‌تری ارائه دهد. از نگاه تهران، رفع موثر تحریم‌ها و بهره‌مندی واقعی از منافع اقتصادی، بخش جدایی‌ناپذیر هر توافقی است. گزارش‌ها حاکی است که در تیم آمریکایی نیز نشانه‌هایی از آمادگی برای پذیرش غنی‌سازی محدود در ایران دیده می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند شکاف اصلی را تا حدی کاهش دهد. با این حال، رسیدن به متن نهایی مستلزم انعطاف‌پذیری متقابل و پذیرش این واقعیت است که هیچ توافقی صددرصد خواسته‌های طرفین را تأمین نمی‌کند.

 

در مجموع، فضای کنونی نه خوش‌بینانه مطلق است و نه ناامیدکننده. چارچوب کلی توافق از منظر فنی قابل تصور است و اختلاف‌ها بیشتر بر سر دامنه و میزان محدودیت‌ها و نحوه رفع تحریم‌هاست. اگر دو طرف بتوانند توازن میان اطمینان‌بخشی هسته‌ای و انتفاع اقتصادی را برقرار کنند، توافقی سریع و قابل اعتماد دور از دسترس نخواهد بود. چنین توافقی نه تنها تنش‌های دوجانبه را مهار می‌کند، بلکه می‌تواند به کاهش ریسک‌های منطقه‌ای و تثبیت نسبی بازارهای انرژی و امنیت خاورمیانه نیز کمک کند.


خطوط قرمز ایران در مذاکرات هسته‌ای، ادامه غنی‌سازی در خاک ایران و عدم خروج مواد غنی‌شده موجود از کشور است. تهران می‌گوید فرمول‌هایی برای تطبیق این اصول با مطالبه آمریکا و حصول اطمینان از عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای وجود دارد. همزمان، برخی رسانه‌های آمریکایی اعلام کرده‌اند که تیم ترامپ آماده پذیرش غنی‌سازی محدود در ایران است. این موضع می‌تواند در کاهش نسبی فاصله دو طرف در این فقره خاص کمک‌کننده باشد. در نهایت، مسیر پیش‌رو دشوار اما بسته نیست. ژنو می‌تواند به محل تعریف ستون‌های فنی توافق تبدیل شود و همزمان کانال سیاسی رفع تحریم‌ها را پیش ببرد. موفقیت این روند بیش از هر چیز به اراده سیاسی، خلاقیت دیپلماتیک و پذیرش اصل «برد نسبی برای هر دو طرف» وابسته است.