بازار تهران فقط یک فضای خرید و فروش نیست؛ قلب تپنده تاریخ شهری است که قرنها دوام آورده، اما امروز زیر پای سوداگران و در سایه غیبت نهادهای ناظر، آرامآرام فرو میرود. آنچه این روزها با عنوان «تونل ۵ هزار متری» زیر سه سرای قدیمی بازار مطرح شده، نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه حاصل سالها چشمپوشی، مماشات و مدیریت نمایشی است.
از انبارکنی زیر مغازهها تا کندن فضاهای منفی یک و دو، بازار تهران مدتهاست به آزمایشگاه تخلفات خاموش تبدیل شده؛ تخلفاتی که نخالههایش شبانه خارج شده و ستونهای باربرش بیصدا سابیده شدهاند. در این میان، پرسش اصلی این است: میراث فرهنگی کجا بوده است؟ نهادی که معمولاً پس از رسانهای شدن بحرانها وارد میدان میشود، نه پیش از وقوع فاجعه.
وقتی بازار تاریخی توسط رییس شورای شهر «بافت فرسوده» خوانده میشود، راه برای تخریب، سوداگری و ارزش افزودههای کاذب هموار میشود. امروز نه فقط ایمنی حجرهها، که معیشت کاسبان و حیثیت میراث شهری تهران در خطر است. بازار میلرزد و تاریخ هشدار میدهد؛ اما آیا این بار، متولیان شنوا خواهند بود یا باز هم نظارهگر فرو رفتن میراث خواهند ماند؟
