
هفت صبح| اواسط سال ۱۴۰۲ گزارش قتل مرد جوانی به نام برزو روی میز بازپرس جنایی تهران قرار گرفت. بلافاصله تحقیقات تیم جنایی برای روشنشدن راز ماجرا آغاز شد و مشخص شد مقتول ساعتی قبل از قتل در جریان درگیری در یک پارک مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته و با جراحت عمیق و خونریزی شدید به بیمارستان منتقل شده است.بلافاصله اقدامات درمانی پزشکان برای نجات جان فرد مجروح آغاز شد؛ اما شدت جراحت به حدی بود که برزو جانباخته بود.
تحقیقات اولیه
تیم جنایی و کارآگاهان پلیس آگاهی در تحقیقات اولیه به سرنخهای مهمی از ماجرا رسیدند. در اولین گام از این بررسیها عاملان شرکت در نزاع دستهجمعی منجر به قتل شناسایی شده و دو نفر از آنها به نامهای وحید و مسعود که مطابق ادله و مستندات و همچنین اظهارات شاهدان بهعنوان متهمان به قتل بهنام شناخته شده بودند بازداشت شدند.
اهالی محل شرکتکنندگان در نزاع را میشناختند و در جریان تحقیقات محلی این دو نفر را بهعنوان عاملان جنایت معرفی کردند.
یکی از شاهدان عینی ماجرا در مراحل تحقیقات محرمانه به مأموران گفت: «شرکتکنندگان در نزاع همگی بچهمحل ما بودند. آن روز در حال گذر از کنار بوستان بودیم که چشمم به جمعیت افتاد و متوجه شدیم دعوا شده است. ابتدا متوجه نشدم درگیری به چه علت بوده فقط دیدم برزو زخمی و خونین به بیمارستان منتقل شد؛ اما بعداً بین پچپچه اهالی محل متوجه شدم برزو به یکی از بچهمحلها به نام وحید سیلی زده بود و او جلوی دخترها خجالت کشیده و درگیری را آغاز کرده است.»
اعتراف به قتل
در اولین بازجوییها وحید واردکردن ضربات منتهی به قتل را گردن گرفت؛ اما خیلی سریع اعتراف خود را پس گرفت و ادعا کرد که مسعود عامل جنایت است. در مقابل مسعود هم در تمام مراحل تحقیقات گناه را گردن وحید انداخت و قتل را گردن نگرفت.
با تکمیل تحقیقات در مرحله دادسرا و صدور کیفرخواست، متهمان برای دفاع از خود در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند. سپس وحید در دفاع از خود به شرح ماجرا پرداخت و گفت: «روز حادثه به همراه مسعود و یکی دیگر از دوستانمان به نام شهاب در پارک پرسه میزدیم که دو دختر از بچهمحلههایمان وارد پارک شدند. من از مدتها قبل به یکی از آنها علاقه داشتم و میخواستم هرطورشده نظرش را جلب کنم. برزو هم کمی آنطرفتر ایستاده بود و من میدانستم او هم به آن دختر علاقهمند است؛ اما فکر میکردم در نهایت خود دختر باید بین ما یکی را انتخاب کند.»
متهم ادامه داد: «وقتی برزو احساس کرد که سر صحبت بین من و آن دخترباز شده جلو آمد و به من سیلی زد. همان موقع دوستانم به هواداری از من وارد درگیری شده و مسعود با چاقوی خودش به برزو ضربهای زد که باعث مرگش شد.» وقتی نوبت به مسعود رسید او گفت: «من حرفهای وحید را قبول ندارم. آن روز وقتی بهنام به مسعود سیلی زد دوست دیگرمان به نام شهاب، وحید را تحریک کرد و گفت باید درس اساسی به برزو بدهی؛ چون تو را جلوی دخترها ضایع کرد.
همین باعث شد وحید چاقوی من را گرفت و به برزو حمله کرد. من میگفتم بس کن اما شهاب باز او را تحریک کرد تا جایی که وحید چند ضربه به برزو زد و او غرق در خون روی زمین افتاد.» در این قسمت از رسیدگی اولیای دم گفتند: «ما از شهاب هم شکایت داریم او با تحریککردن وحید باعث رقمخوردن این جنایت شد. اما در هیچکدام از مراحل احضار نشده است.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهمان برای صدور رای وارد شور شدند.


