
هفت صبح| حدود یک سال قبل زن جوانی در حالی که وحشت زده و پریشان به نظر میرسید همراه همسر خود با مراجعه به پلیس از یک فرد ناشناس به اتهام تعرض و آزار و اذیت شکایت کرد.این زن در شرح شکایت ابتدایی خود به ماموران گفت:«در خانه تنها بودم که یک مرد جوان زنگ آیفون را زد.من جواب دادم و او گفت که راننده اسنپ هستم.البته من بعدا فهمیدم که دروغ میگفته و این ادعا جزو نقشه شومش بود.»
این زن ادامه داد:«آن آقا میگفت مسافری داشتم که کرایه من را نداده و دیدم که وارد خانه شما شد اما من به او گفتم کسی به جز خودم در خانه نیست و اشتباه میکنی. بعد آیفون را قطع کردم اما حدود 10دقیقه بعد آن مرد دوباره زنگ در را زد و وقتی من جواب دادم باز هم همان حرفهای قبلی را زد. میگفت مطمئنم مسافر من وارد آپارتمان شده است.همان موقع یکی از همسایهها وارد خانه شد و آن مرد به من گفت مگر شما طبقه اول نیستی؟من دارم کفشهای مسافرم را پشت در خانه شما میبینم. همان موقع تلفن من زنگ خورد و همسرم پشت خط بود. او متوجه صحبت من با مرد غریبهای که پشت در بود شد و من به همسرم گفتم این آقا فکر میکند مسافرش که کرایه را پرداخت نکرده در خانه ماست و از پشت در خانه نمیرود. همسرم گفت من سریع خودم را از محل کارم به خانه میرسانم.»
ورود به عنف به منزل
مرد جوان به بهانه دیدن کفشهایی که پشت در بود وارد ساختمان شده بود:«آن مرد به بهانه دیدن کفشها از لای در داخل آمد و من که متوجه شدم او وارد ساختمان شده در آپارتمان را باز کردم تا برایش توضیح بدهم و بگویم که اشتباه میکند اما در یک چشم بر هم زدن من را هل داد و وارد خانهام شد. او به طرز وحشیانهای گوشوارههای من را از گوشم جدا کرد به طوری که لاله گوشهایم پاره شد. بعد به من تعرض کرد و در آخر بقیه طلاهایم را سرقت کرد و پا به فرار گذاشت.چند دقیقه بعد از رفتن او بود که شوهرم سر رسید و همراه هم برای شکایت اقدام کردیم.»
با طرح این شکایت پرونده برای رسیدگی به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و با دستور قضایی زن جوان برای انجام معاینات و آزمایشهای لازم به پزشکی قانونی معرفی شد.کارشناسان پزشکی قانونی ضرب و جرح شدید شاکی و همچنین انجام عمل تجاوز را تایید کردند. به این ترتیب اقدامات لازم برای شناسایی و دستگیری متهم آغاز شد.
سرانجام با طی روند تحقیقات متهم شناسایی و دستگیر شد.زن جوان نیز در مواجهه حضوری با شاکی تایید کرد که این فرد عامل آزار و اذیت سیاه و همچنین سرقت از اوست.اما متهم در تمام مراحل تحقیقات اولیه اتهام خود را انکار کرد.با این حال با وجود ادله و مستندات موجود در پرونده و در حالی که انجام عمل تجاوز به عنف در تحقیقات محرز شده بود به رغم انکارهای پیدرپی متهم قضات دادگاه او را به اعدام محکوم کردند.اما رای صادر شده در دیوانعالی کشور نقض شد و قضات عالی رتبه این مرجع قضایی با ایراد به تناقض ادعای شاکی و تشخیص پزشکی قانونی خواستار رسیدگی مجدد به این پرونده در شعبه هم عرض شدند.به این ترتیب متهم بار دیگر در شعبه پنجم دادگاه کیفری پای میز محاکمه رفت.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی، خانم جوان بار دیگر به طرح شکایت خود پرداخت و گفت:«وقتی این مرد با فریب بنده و به زور و اجبار وارد خانه من شد و به بنده تجاوز کرد از لحاظ روحی خیلی به هم ریخته بودم و اصلا توانایی تصمیم گیری درستی نداشتم.وقتی شوهرم از راه رسید و من را در آن وضعیت دید به حدی آشفته و ناراحت بود که فکر میکردم شاید سکته کند.با آن حال خودم به فکر این بودم که شوهرم را هم آرام کنم.برای همین به او گفتم این مرد به من تجاوز نکرده و فقط در حد آزار و اذیت بوده اما حقیقت این است، همانطور که پزشکی قانونی هم تایید کرده است این آقا به من تجاوز کرد و من در شکایت ابتدایی مجبور شدم به خاطر مصلحت زندگیام به دروغ بگویم به من تجاوز نشده است.»
سپس نوبت به متهم رسید که در دفاع از خود گفت:«من از ابتدای دستگیری تا به حال بارها گفتهام که این خانم را نمیشناسم و اتهامم را قبول ندارم.»
قاضی گفت:«بررسیها نشان میدهد که شما درست هم زمان با وقوع جرم در محل حادثه بودید و شاکی هم شما را شناسایی کرده است.»
متهم گفت:«من راننده مسافربر هستم و ممکن است به صورت اتفاقی در آن منطقه بودهام تا مسافرم را برسانم. شاکی هم اشتباهی من را معرفی کرده است.»
پس از پایان دفاعیات متهم، قضات دادگاه برای صدور مجدد حکم متناسب برای این پرونده وارد شور شدند.





