هفت صبح| حدود یک سال قبل رسیدگی به قتل مرد جوانی به نام مهران در جریان درگیری دسته جمعی مقابل باغی واقع در شهریار، در دستور کار ماموران جنایی و کارآگاهان پلیس قرار گرفت. بررسی‌های ابتدایی تیم تشخیص هویت حکایت از آن داشت که مهران با اسلحه شکاری ساچمه‌ای هدف اصابت گلوله قرار گرفته بود و به دلیل وارد شدن یک ساچمه از فاصله نزدیک به شاهرگش جان خود را از دست داد.

 

به این ترتیب تحقیقات برای رازگشایی از ماجرا آغاز شد و در اولین قدم از بررسی‌ها تعدادی از دوستان مهران که در زمان وقوع جنایت همراهش بودند هدف تحقیق قرار گرفتند.
یکی از آنها به ماموران گفت:«شب حادثه در باغ در حال تفریح بودیم. من و چند نفر دیگر از دوستانم در استخر بودیم که متوجه شدیم مهران مقابل در با دو نفر درگیر شده است. برای همین به کمک او رفتیم. من آن افراد را نمی‌شناختم اما بعدا از دوستانم شنیدم که همسایه مهران بودند. درگیری ادامه پیدا کرد و در نهایت وقتی در ماشین نشستند تا از آنجا بروند ناگهان یکی از آنها شروع به تیراندازی کرد.»

 

دستگیری


با اطلاعاتی که شاهدان عینی ماجرا در اختیار ماموران پلیس قرار دادند، مشخص شد که عاملان جنایت دو شریک بودند که در همسایگی محل زندگی مهران کار می‌کردند. همچنین مشخص شد که این افراد از مدتی قبل با مهران درگیری داشتند و چند بار با همدیگر درگیری لفظی پیدا کرده بودند.به این ترتیب متهمان شناسایی و دستگیر شدند و یکی از آنها به نام مسعود در همان برخورد ابتدایی با ماموران به تیراندازی مرگبار اعتراف کرد. به این ترتیب با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست مسعود به اتهام مباشرت در قتل عمدی و شریک او به نام حمید به اتهام مشارکت در نزاع منجر به قتل و اخلال در نظم در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند.

 

در دادگاه


در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص کردند.سپس متهم پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود جزئیات جنایت را شرح داد:«مدتی قبل شریکم حمید به من زنگ زد و گفت همسایه‌مان در حین بازسازی خانه‌اش یک تکه از سنگ نمای ما را خراب کرده است. قرار شد با او حرف بزنیم تا خسارت را پرداخت کند تا اینکه یک روز دوباره حمید به من گفت که چند با مهران صحبت کرده اما در نهایت او با پرخاش و فحاشی با حمید حرف زده بود.

 

برای همین این بار من با مهران تماس گرفتم و گفتم خسارت ما را پرداخت کن اما او در ادامه دعوای لفظی با حمید به من هم فحاشی کرد و گفت تو خیلی غلط کردی به من زنگ زدی و خسارت می‌خواهی. بعد بین ما فحاشی و توهین در گرفت اما در نهایت مهران به من گفت شب کنار باغی که آدرسش را می‌فرستم بیا و پولت را بگیر. من هم فکر کردم او واقعا نیت دارد که مسئله را حل کند برای همین سر ساعت مقرر به همراه حمید به باغی که او آدرس داده بود رفتیم.»


متهم ادامه داد:«وقتی به باغ رسیدیم متوجه شدم آنجا استخرپارتی برگزار شده است.مهران به محض اینکه در را به روی ما باز کرد شروع به فحاشی کرد و سمت ما حمله کرد.بعد دوستانش از استخر بیرون پریده و همگی با چاقو و قمه به سمت ما آمدند و حتی سه چهار ضربه هم به من وارد شد که بعد از درگیری به خاطر آن زخم‌ها در بیمارستان بستری شدم.آن‌ها حتی مانع ما برای سوار شدن به ماشین می‌شدند و به سختی توانستیم آنها را کنار بزنیم و داخل ماشین بنشینیم.اما باز هم ما را رها نمی‌کردند و خودرو را محاصره کرده بودند.

 

آنها اجازه حرکت به من نمی‌دادند.در آن وضعیت مجبور شدم برای نجات جان خودم و حمید اسلحه شکاری ساچمه‌ای را که در ماشین داشتم بردارم.من قصد کشتن کسی را نداشتم و فقط می‌خواستم مهاجمین را بترسانم تا از آنجا بروند.برای همین ابتدا یک شلیک به سمت ساختمان کردم تا از صدای آن مهران و دوستانش متفرق شوند اما آنها که دیدند اسلحه ساچمه‌ای است بیشتر از قبل به سمتم هجوم آوردند. من تصمیم گرفتم شلیک دوم را انجام دهم و می‌خواستم این بار به شیشه‌های ساختمان شلیک کنم تا شاید از صدای شکستن شیشه‌ها آنها بترسند و دور شوند.اما همان موقع مهران جلو آمد که ساچمه‌ها به سمت راست بدنش اصابت کرد.من اتهام قتل عمد را قبول ندارم چون تنها برای دفاع از خودم مجبور به شلیک شدم.اگر این کار را نمی‌کردم دوستان مهران با قمه‌هایی که در دست داشتند من را تکه تکه می‌کردند.»


دراینجا قاضی به متهم گفت:«به نظر می‌رسد تو اسلحه را روبه‌روی مقتول گرفتی چون تعداد زیادی ساچمه به او اصابت کرده است.»
متهم گفت:«نه من اسلحه را رو به ساختمان گرفته بودم برای همین فقط به سمت راست بدن مهران ساچمه اصابت کرد و یکی از آنها به شاهرگش خورد.»
قاضی گفت:«ادعا می‌کنی برای دفاع از خودت شلیک کردی، اما می‌توانستی فرار کنی یا به پلیس زنگ بزنی.»


متهم گفت:«من هیچ راه فراری نداشتم چون آنها با چاقو و قمه ما را محاصره کرده بودند و حتی اجازه نمی‌دادند سوار ماشین شویم.در آن شرایط فرصت تماس با پلیس پیدا نمی‌شد.»
سپس وکیل مسعود در دفاع از موکل خود گفت:«موکل من بعد از درگیری در حال فرار بوده که مهاجمین مانع او شدند.همچنین پزشکی قانونی وارد آمدن جراحات عمیق او را تائید کرده است.افراد حاضر در درگیری حتی مانع سوار شدن او به خودرو می‌شدند.به همین دلیل تقاضای پذیرش دفاع مشروع او از سوی دادگاه را دارم.»


بعد از مسعود نوبت به حمید رسید که در برابر اتهام انتسابی از خود دفاع کند که متهم گفت:«درگیری ما با مهران به خاطر تخریب یک سنگ پنجاه سانتی‌متری بود اما او حاضر نبود که خسارت ناچیز را بپردازد.هر بار با او حرف می‌زدم با پرخاشگری الفاظ رکیک به کار می‌برد و فحاشی ناموسی می‌کرد.در نهایت هم به دوستم گفته بود برای گرفتن خسارت به باغ بیایید اما دوستانش با قمه و چاقو به ما حمله کرده و فرصت فرار را از ما گرفتند.من فکر می‌کردم آن شب واقعا قصد حل و فصل موضوع را دارد اما در یک چشم بر هم زدن دوستانش چندین ضربه به مسعود زدند و ما واقعا شوکه شده بودیم.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهمان برای صدور رای وارد شور شدند.