
هفت صبح| هفتم بهمن ماه امسال؛ ملیکا، طراح یکی از شرکتهای مواد غذایی از محل کارش بیرون آمد و به سمت مترو رفت تا به خانهاش برسد. او ساعت 6 بعدازظهر از مترو آرژانتین به سمت جوانمرد قصاب رفت و در آنجا از مترو پیاده شد.ملیکا چندین بار درخواست خودروی اینترنتی داد اما خودرویی در آن نزدیکی پیدا نشد. هوا تاریک شده بود و ملیکا مجبور شد سوار خودروی پراید سفید رنگی شود تا به خانهشان در قرچک ورامین برود. اما در همان ابتدا به نظرش آمد که راننده فرد مشکوکی است و برای همین به یکی از دوستانش پیام داد و ماجرا را گفت.
موقعیت زنده
ملیکا که ترسیده بود لایو لوکیشن را برای دوستش ارسال کرد و از او خواست حواسش به مسیر باشد. چند لحظهای گذشته بود که دوست ملیکا متوجه شد راننده تغییر مسیر داده و به سمت محلی متروکه و پرت در حرکت است. بلافاصله با ملیکا تماس گرفت و صدای فریاد و التماسهای او را شنید که میگفت: گوشی تلفن همراهم را میدهم اما با من کاری نداشته باشد. بعد از آن بود که تماس قطع شد و سپس گوشی خاموش شد.
دوست ملیکا که به ماجرا مشکوک شده بود بلافاصله به خانوادهاش خبر داد. خانواده ملیکا هر چه منتظر ماندند از دخترشان خبری نشد و تلفن همراه او خاموش بود. خانواده ملیکا ساعتی صبر کرده و بعد از آن به پلیس مراجعه کرده و گزارش ناپدید شدن او را اعلام کردند.
متهم به قتل ملیکا در بازجویی ها چه گفت؟ اینجا ببینید
جسدی در کانال آب
با گزارش این خبر و از آنجایی که ملیکا آخرین بار در تهران حضور داشت، پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شدند. در حالی که تحقیقات برای یافتن رد و سرنخی از دختر جوان ادامه داشت رهگذران در حال عبور از کانال آبی در فشافویه متوجه جسد دختر جوانی شدند. آنها بلافاصله با پلیس تماس گرفته و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند.
در معاینات اولیه مشخص شد که دو روز قبل دختر جوان با ضربات چاقو به قتل رسیده است.
بررسیها نشان میداد جنایت در محل دیگری رقم خورده و قاتل جسد را داخل کانال آب انداخته و آب جنازه را به فشافویه منتقل کرده است. از آنجایی که هیچ مدرک هویتی همراه جسد دختر جوان نبود به همین دلیل جسد به عنوان مجهولالهویه به پزشکی قانونی منتقل شد. همزمان با کشف جسد کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت به رصد مداوم پروندههای اجسادی پرداختند که مشخصات آنها با مشخصات ملیکا شباهت داشته باشد. در میان پروندهها آنها با پرونده جسد مجهولالهویه دختر جوان برخورد کردند و از خانواده ملیکا خواستند برای شناسایی هویت جسد به پزشکی قانونی بروند. با حضور خانواده ملیکا در پزشکی قانونی، جسد شناسایی و راز ناپدید شدن دختر جوان برملا شد.
سناریوی مشابه الهه
بررسیهای تیم جنایی نشان میداد که ملیکا سرنوشتی مانند الهه حسیننژاد داشته و قربانی راننده عبوری شده است. در ادامه تحقیقات کارآگاهان جنایی به بازبینی دوربینهای اطراف محل مترو پرداخته و درنهایت موفق شدند تصاویر دختر جوان را زمانی که سوار بر خودرو شده است بهدست آوردند. با بهدست آمدن این تصاویر شماره پلاک خودروی پراید سفید رنگ بهدست آمد و کارآگاهان موفق شدند متهم جوان را دستگیر کنند.
انکار قتل
متهم جوان به نام رامین در خانه یکی از دوستانش در قرچک ورامین دستگیر شد. متهم 39 ساله که منکر جنایت است در تحقیقات گفت: سه فرزند دارم ولی مدتی است که با همسرم دچار مشکل شدم و در حال متارکه هستم. دیپلم ردیام اما کارم بلاگری است و تبلیغات اینترنتی میکنم. ملیکا را نمیشناسم و آن شب وقتی او را دیدم که به سمت خیابان میآید تا خودرو بگیرد جلوی پایش توقف کردم و او سوار خودروام شد.
او ادامه داد: تصور میکردم که میخواهد به باقرشهر برود به همین دلیل تغییر مسیر دادم اما او ترسید و شروع به داد و فریاد کرد. من هم در روستای قمصر او را پیاده کردم و دیگر از او خبری ندارم. اعتیاد ندارم و در این مدت هم کاشان بودم. در کاشان دچار افسردگی شدم و تصمیم گرفتم که خودکشی کنم. به همین دلیل رگ دستم را زدم اما پشیمان شدم. خونهایی که داخل خودروام است برای دست خودم است نه متعلق به مقتول. متهم جوان در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات از او ادامه دارد.



