هفت صبح| در مراسم امضای توافق چارچوب میان لبنان و اسرائیل که در واشنگتن برگزار شد، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، این توافق را «آغاز آغاز» توصیف کرد و گفت راه دشواری در پیش است و این سند تنها نخستین گام محسوب می‌شود. همین تعبیر نشان می‌دهد حتی طراحان توافق نیز آن را پایان بحران نمی‌دانند. توافق پس از چندین ماه گفت‌وگوی مستقیم میان نمایندگان لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا حاصل شده و واشنگتن نیز به عنوان یکی از امضاکنندگان آن حضور دارد.

با این حال، آنچه بیش از همه توجه ناظران را جلب کرده، نه خود امضای توافق، بلکه مفاد آن و ترتیب اجرای تعهدات دو طرف است. برخلاف انتظار افکار عمومی لبنان، متن توافق اسرائیل را ملزم به خروج فوری از مناطق اشغالی جنوب لبنان نمی‌کند. در مقابل، تل‌آویو این حق را برای خود محفوظ نگه داشته است که در صورت تشخیص «تهدید امنیتی»، همچنان به عملیات نظامی در خاک لبنان ادامه دهد؛

 

بندی که از نگاه بسیاری از کارشناسان، دست اسرائیل را برای تداوم حملات باز می‌گذارد و این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا چنین توافقی به راستی می‌تواند صلحی پایدار ایجاد کند؟ از نگاه بسیاری از تحلیلگران منطقه، این مسئله نشان می‌دهد آمریکا همچنان بیش از آنکه نقش یک میانجی بی‌طرف را ایفا کند، در تلاش است چارچوبی را طراحی کند که نگرانی‌های امنیتی اسرائیل در اولویت قرار گیرد؛ رویکردی که طی دو دهه گذشته نیز در اغلب ابتکارهای دیپلماتیک واشنگتن درباره لبنان و فلسطین مشاهده شده است.

مفاد توافق چیست؟


براساس بیانیه منتشرشده از سوی وزارت امور خارجه آمریکا، توافق جدید، روندی مرحله‌بندی‌شده را تعریف می‌کند که در آن ارتش لبنان باید کنترل کامل همه مناطق کشور را در دست بگیرد و همزمان، همه گروه‌های مسلح خارج از ساختار رسمی دولت خلع سلاح شوند؛ بندی که آشکارا حزب‌الله را هدف قرار داده است. پس از تحقق این شرایط و تأیید آن از سوی سازوکارهای پیش‌بینی‌شده در توافق، اسرائیل به صورت تدریجی نیروهای خود را از مناطق اشغالی لبنان خارج خواهد کرد.

 

همچنین یک گروه هماهنگی نظامی سه‌جانبه با حضور آمریکا، لبنان و اسرائیل تشکیل خواهد شد تا براجرای مراحل مختلف توافق نظارت کند. در متن توافق، برای آغاز روند عقب‌نشینی اسرائیل، دو منطقه آزمایشی در جنوب لبنان در نظر گرفته شده است. طبق این سازوکار، ابتدا ارتش لبنان مسئولیت امنیت این مناطق را بر‌عهده می‌گیرد و پس از آنکه خلع سلاح گروه‌های مسلح و برچیده شدن زیرساخت‌های آنان تأیید شد، بازسازی مناطق آغاز و امکان بازگشت ساکنان فراهم می‌شود.

 

این ترتیب اجرایی، مهم‌ترین نقطه اختلاف است. از دید دولت آمریکا، نخست باید امنیت اسرائیل تضمین و سپس روند خروج آغاز شود؛ اما مخالفان توافق معتقدند اصل بنیادین حقوق بین‌الملل ایجاب می‌کند که اشغالگر ابتدا خاک کشور مقابل را ترک کند و پس از آن درباره سایر مسائل امنیتی مذاکره شود. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران لبنانی و جریان‌های نزدیک به مقاومت این چارچوب را دارای نوعی عدم توازن می‌دانند؛ زیرا لبنان موظف به اجرای تعهدات فوری شده، در حالی که تعهد اصلی اسرائیل یعنی پایان اشغال، به آینده و تحقق شروط متعدد موکول شده است.

 

دولت لبنان چه می‌گوید؟


در مقابل روایت آمریکا، مقام‌های لبنانی تلاش کرده‌اند این توافق را گامی برای بازگرداندن کامل حاکمیت ملی معرفی کنند. نواف سلام، نخست‌وزیر لبنان، اعلام کرده است هدف اصلی توافق، خروج اسرائیل از تمامی اراضی اشغالی لبنان است. او تأکید کرده که این چارچوب در حقیقت ادامه اجرای قطعنامه‌های پیشین سازمان ملل متحد است؛ قطعنامه‌هایی که بر حاکمیت دولت لبنان بر سراسر خاک این کشور تأکید دارند.

 

با این حال، اجرای این هدف با دو چالش اساسی روبه‌روست؛ نخست ادامه حضور ارتش اسرائیل در بخشی از جنوب لبنان و دوم، موضوع سلاح حزب‌الله که سال‌هاست به یکی از مهم‌ترین مسائل سیاسی و امنیتی این کشور تبدیل شده است. دولت لبنان از یکسو خواهان استقرار کامل ارتش در سراسر کشور است و از سوی دیگر می‌داند که بخش مهمی از جامعه لبنان، به‌ویژه در جنوب، حزب‌الله را نه‌تنها یک گروه نظامی، بلکه نیرویی می‌داند که در سال ۲۰۰۰ با مقاومت مسلحانه، اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی از بیشتر مناطق اشغالی جنوب لبنان کرد و در جنگ ۳۳روزه سال ۲۰۰۶ نیز مانع تحقق اهداف نظامی تل‌آویو شد. از همین رو، هرگونه تصمیم درباره آینده سلاح مقاومت، فقط یک مسئله نظامی نیست؛ بلکه موضوع بسیار عمیق سیاسی، اجتماعی و مرتبط با موازنه قدرت داخلی لبنان به شمار می‌رود و همین امر، اجرای توافق را با پیچیدگی‌های فراوان روبه‌رو کرده است.

 

جنوب لبنان؛ سرزمینی زیر سایه اشغال و آتش


در حالی که مقام‌های آمریکایی از آغاز روندی تازه برای کاهش تنش سخن می‌گویند، واقعیت‌های میدانی در جنوب لبنان تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. جنگ ماه‌های گذشته، خسارت‌های گسترده‌ای بر جای گذاشته است. ده‌ها شهر و روستا در جنوب لبنان بر اثر بمباران‌های ارتش اسرائیل به شدت آسیب دیده یا به طور کامل ویران شده‌اند و هزاران خانواده ناچار به ترک خانه‌های خود شده‌اند. ارتش اسرائیل در طول این جنگ، علاوه بر مناطق مرزی، بارها ضاحیه جنوبی بیروت و منطقه بقاع را نیز هدف حملات هوایی قرار داد و مدعی شد که مراکز و زیرساخت‌های حزب‌الله را هدف گرفته اما گزارش‌های متعدد از نهادهای امدادی و رسانه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از تلفات و خسارت‌ها متوجه مناطق مسکونی و زیرساخت‌های غیرنظامی بوده است.

 

اگرچه آتش‌بس حاصل از مذاکرات واشنگتن از شدت درگیری‌ها کاسته، اما جنگ پایان نیافته است. اسرائیل همچنان حدود یک‌پنجم خاک جنوب لبنان را در اشغال خود نگه داشته و حملات هوایی نیز به طور کامل متوقف نشده است. همزمان با امضای توافق چارچوب در واشنگتن، حملات اسرائیل به شهرهای «میفدون» و «نبطیه الفوقا» ادامه یافت و گزارش‌هایی نیز از پرتاب اعلامیه‌های هشدار برای تخلیه شهر المنصوری منتشر شد؛ رخدادهایی که از نگاه بسیاری از ناظران، این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه می‌توان از آغاز یک روند صلح سخن گفت، در حالی که عملیات نظامی همچنان ادامه دارد. از سوی دیگر، منابع ارتش لبنان گزارش‌های منتشرشده درباره پیشروی نیروهای اسرائیلی در ارتفاعات «علی الطاهر» را رد کردند و اعلام کردند تغییری در وضعیت استقرار نیروها رخ نداده است. این موضوع نشان می‌دهد فضای میدانی همچنان آکنده از جنگ روانی، روایت‌های متضاد و تنش‌های امنیتی است.

 

آیا این توافق به صلح منتهی خواهد شد؟


پاسخ به این پرسش، به مراتب پیچیده‌تر از آن است که در بیانیه‌های سیاسی واشنگتن یا تل‌آویو مطرح می‌شود. اسرائیل و لبنان از زمان تأسیس رژیم اسرائیل در سال ۱۹۴۸ تاکنون از نظر حقوقی در وضعیت جنگ قرار داشته‌اند. در این هفت دهه، لبنان بارها هدف حملات نظامی اسرائیل قرار گرفته است؛ از اشغال جنوب لبنان در سال ۱۹۸۲ گرفته تا اشغال ۱۸ ساله این منطقه که سرانجام در سال ۲۰۰۰ و در پی عملیات مستمر مقاومت اسلامی لبنان پایان یافت. پس از آن نیز جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ بار دیگر نشان داد که مسئله لبنان فقط یک اختلاف مرزی نیست، بلکه بخشی از منازعه گسترده‌تر میان محور مقاومت و اسرائیل محسوب می‌شود.

 

به همین دلیل، توافق اخیر نیز تنها به روابط دولت لبنان و اسرائیل محدود نمی‌شود؛ بلکه سرنوشت آن به موضع حزب‌الله، موازنه قدرت داخلی لبنان و تحولات منطقه‌ای نیز وابسته است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، آشکارا اعلام کرده است که ارتش این رژیم تا زمانی که حزب‌الله خلع سلاح نشود و آنچه «تهدید علیه اسرائیل» می‌نامد از میان نرود، از لبنان خارج نخواهد شد. این موضع، از نگاه بسیاری از ناظران، نشان می‌دهد تل‌آویو همچنان خروج از لبنان را یک تعهد قطعی نمی‌داند، بلکه آن را ابزاری برای اعمال فشار سیاسی بر دولت لبنان و مقاومت تلقی می‌کند.