هفت صبح| اقتصاد ایران این روزها با رکود مواجه شده است. شاخص «مدیران خرید» یا شامخ به حدود ۴۲درصد رسیده که نشان می‌دهد تولید به کمترین سطح خود در هفت سال اخیر افت کرده و کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ با حداقل ظرفیت کار  می‌کنند. در این میان اما نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران و شهر آفتاب همچنان پابرجا هستند، این رویدادها قرار بود پلی برای تجارت با جهان باشند، اما حالا که تحریم‌ها به اوج رسیده به محفلی برای هزینه‌کرد بودجه‌های تبلیغاتی شرکت‌های دولتی تبدیل شده‌اند. 

 

 اقتصاد ایران از مهر سال ۱۴۰۴ با فعالسازی مکانیسم ماشه شرایطش تغییر کرد و تحریم‌ها تشدید شدند هرچند بسیاری از مقامات دولتی اثر مخرب آن را انکار می‌کنند، اما فشار روانی آنها را شرکت‌ها احساس کردند. شاخص «مدیران خرید» که اتاق بازرگانی ایران آن را منتشر می‌کند، در خردادماه به ۴۲.۹ رسیده است. این یعنی اقتصاد کشور نه فقط در رکود که در وضعیتی فراتر از آن دست و پا می‌زند. نکته تکان‌دهنده‌تر، شاخص میزان تولید است که با عدد ۳۴.۸ پایین‌ترین سطح از آغاز اندازه‌گیری این شاخص در مهر ۱۳۹۷ را ثبت کرده است. به زبان ساده، چرخ تولید در بسیاری از کارخانه‌ها یا از حرکت ایستاده یا به سختی می‌چرخد. در حال حاضر که تورم بالاست بسیاری از بنگاه‌ها نه توان تأمین مواد اولیه دارند، نه انرژی ارزان است و نه چشم‌اندازی برای حاشیه سود بالا وجود دارد. این رکود به آمارهای رسمی محدود نمی‌شود. در بازارها و خیابان‌ها، مغازه‌داران از کاهش فروش و افزایش اجاره‌ها می‌گویند، کارگران از تعدیل نیرو و بیکاری و کارآفرینان از رکود کسب‌وکارشان می‌گویند. در چنین شرایطی، نمایشگاه‌های بین‌المللی با چه منطقی برگزار می‌شوند؟ 

 

آیا شرکت‌های بزرگ خارجی به ایران می‌آیند؟


گزارش‌های میدانی از کاهش حضور شرکت‌های خارجی در نمایشگاه‌های ایران حکایت دارد، البته خود شرکت‌های نمایشگاهی آمارهای دیگری می‌دهند به طوری که گفته شده سال گذشته بیش از سه هزار شرکت خارجی در این رویدادهای ایران شرکت کرده‌اند. این اعداد اگرچه در نگاه اول امیدوارکننده به نظر می‌رسند، اما واقعیت حکایت از این دارد که بسیاری از این شرکت‌ها که عمدتا صادرکننده محصول از ایران به چین یا برخی دیگر از کشورهای آسیایی هستند صرفا برای جذب مشتری بیشتری شرکت می‌کنند و از طرف دیگر فضای بزرگی هم در نمایشگاه ندارند؛ گاهی در حد چند استند و صندلی هستند. به همین دلیل سهم اصلی شرکت‌کنندگان همچنان داخلی هستند و آن چند شرکت خارجی هم اغلب با نمایندگی‌های محدود حضور می‌یابند.


نمایشگاه ایران اکسپو در اردیبهشت ۱۴۰۴ برگزار شد و انواع صادرکنندگان داخلی و بین‌المللی را گرد هم آورد. اما پرسش اساسی این است که حجم مبادلات و قراردادهای منعقد شده در این نمایشگاه‌ها، چقدر در خروجی اقتصاد نمایان شد؟ چرا میزان صادرات ایران رشد عجیبی نکرد! در مقابل شاهد هزینه‌های سرسام‌آور برگزاری این رویداد بودیم، توجیه چیست؟ اجاره هر متر مربع غرفه در نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برای غرفه‌های استاندارد بین ۵ تا ۷ میلیون تومان و برای غرفه‌های لوکس بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان است. هزینه طراحی و دکوراسیون نیز از 5 تا ۱۰ میلیون تومان برای هر متر مربع متغیر است. یک شرکت متوسط با غرفه 100مترمربعی، در یک نمایشگاه چهارروزه حداقل 500 میلیون تومان هزینه می‌کند. در شرایطی که بسیاری از کسب‌وکارها برای تأمین هزینه‌های جاری خود با مشکل مواجه‌اند، این ارقام غیرقابل باور به نظر می‌رسد.

 

 کسب‌وکارها به فکر بقا هستند، نه نمایش


در چند وقت اخیر رکود اقتصادی تنها محدود به شرکت‌های بزرگ نبوده و کسب‌وکارهایی نیز به‌شدت آسیب دیده‌اند. در روزهای اخیر حجم زیادی از چک‌ها برگشت خورده و شرایط مالی این گروه‌ها حتی بحرانی‌تر از بنگاه‌های بزرگ شده است.در صنعت قطعه‌سازی خودرو، نظرسنجی از ۶۰ شرکت نشان داده در آستانه تعدیل قرار دارند. کارشناسان می‌گویند در چنین فضایی، مدیران این شرکت‌ها به‌جای فکر کردن به حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی، به دنبال راهی برای بقا هستند. استارتاپ‌ها و شتاب‌دهنده‌ها نیز از این قاعده مستثنا نیستند. بسیاری از آنها بخشی از نیروی کار خود را تعدیل کرده‌اند. چون فعالیت در فضای اقتصاد دیجیتال تقریباً سخت شده است.

 

سرمایه‌گذاری‌ها متوقف شده، اختلالات اینترنتی گسترده است و بسیاری از تیم‌ها ناچار به تعطیلی شده‌اند. حالا با در نظر گرفتن این واقعیت‌ها این پرسش مطرح می‌شود که چه نهادهایی حاضرند هزینه‌های سرسام‌آور حضور در نمایشگاه‌ها را تقبل کنند؟ پاسخ در بودجه‌های تبلیغاتی شرکت‌های دولتی نهفته است.نمایشگاه بین‌المللی بورس، بانک و بیمه (فاینکس ۱۴۰۴) نمونه‌ای از این رویدادهاست که هر ساله میزبان شرکت‌های مالی و بانکی است. شرکت‌هایی دولتی با هزینه‌های قابل توجه در این نمایشگاه حضور می‌یابند و به معرفی خدمات خود می‌پردازند. اما با توجه به محدودیت‌های بین‌المللی و نبود امکان جذب سرمایه‌گذار خارجی، این حضور چه خروجی عملی برای اقتصاد کشور دارد؟


واقعیت این است که شرکت‌های دولتی خود را موظف به هزینه‌کرد بودجه‌های تبلیغاتی می‌بینند و به همین دلیل، به دنبال خروجی مشخص از نمایشگاه‌ها نیستند. گاهی حتی مدیران روابط عمومی این شرکت‌ها از حضور در نمایشگاه‌ها استقبال می‌کنند، چراکه فرصتی برای نمایش فعالیت‌های خود و توجیه بودجه‌های دریافتی می‌یابند. اینجا دیگر هدف، ارتباط با مشتری یا عقد قرارداد نیست بلکه خرج کردن بودجه‌ای است که باید خرج شود.

 

نمایشگاه‌ها، تشریفات اداری شده‌اند


وقتی سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی، آینده اقتصادی کشور را مبهم می‌بینند همین مسئله موجب شده تا نتوانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند. به همین دلیل حضور در نمایشگاه‌ها نه یک تصمیم اقتصادی، بلکه یک تشریفات اداری است.هزینه‌های برگزاری نمایشگاه‌ها تنها به اجاره غرفه محدود نمی‌شود. بر اساس جدول هزینه‌های غرفه‌سازی در سال ۱۴۰۴، طراحی و ساخت هر متر مربع غرفه از ۵.۳ میلیون تا 15 میلیون تومان هزینه دارد. این ارقام بسته به نوع طراحی، متریال مصرفی و امکانات درخواستی تغییر می‌کند.


غرفه‌های لوکس که با طراحی‌های ویژه و دکوراسیون حرفه‌ای ساخته می‌شوند، هزینه‌های بیشتری دارند. شرکت‌های دولتی اغلب برای نمایش بهتر و جلب توجه بیشتر، به سراغ این نوع غرفه‌ها می‌روند که با بودجه‌های عمومی ساخته می‌شوند و پس از چند روز، بدون هیچ دستاورد ملموسی جمع می‌شوند.مکان غرفه نیز در قیمت آن تأثیر دارد. غرفه‌های نزدیک به ورودی‌ها، خروجی‌ها و نقاط پررفت‌وآمد، با قیمت بالاتری عرضه می‌شوند. شرکت‌های دولتی برای حضور در این نقاط با یکدیگر رقابت می‌کنند و هزینه‌های هنگفتی صرف می‌کنند؛ هزینه‌هایی که در نهایت از جیب مردم پرداخت می‌شود.


یکی از مهم‌ترین آسیب‌های نظام نمایشگاهی کشور، نبود سیستم ارزیابی دقیق از عملکرد و خروجی این رویدادهاست. سازمان توسعه تجارت ایران بر تلاش برای بهبود جایگاه صنعت نمایشگاهی و توجه بیشتر به نظارت و ارزیابی تأکید دارد، اما عملاً هیچ مکانیسم شفافی برای سنجش اثربخشی هزینه‌ها وجود ندارد. این عدم شفافیت و نبود ارزیابی دقیق، زمینه را برای سوءاستفاده‌های مالی و هزینه‌کرد غیرهدفمند بودجه‌ شرکت‌های دولتی فراهم کرده است. نمایشگاه‌ها در عمل به محلی برای کسب درآمد عده‌ای خاص تبدیل شده‌اند؛ از برگزارکنندگان و غرفه‌سازان تا شرکت‌های تبلیغاتی و تأمین‌کنندگان خدمات.


در شرایطی که شاخص‌های تولید و اشتغال هشدار می‌دهند، کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ در آستانه ورشکستگی قرار دارند و حضور خارجی‌ها در نمایشگاه‌ها به حداقل ممکن رسیده است، برگزاری نمایشگاه‌های پرهزینه بین‌المللی در تهران چه توجیهی دارد؟ واقعیت این است که ادامه روند کنونی برگزاری نمایشگاه‌ها، نه تنها کمکی به رونق تولید و تجارت نمی‌کند، بلکه منابع محدود کشور را هدر می‌دهد و فرصت را برای هزینه‌کرد هدفمند بودجه‌ها از بین می‌برد. از این رو وزارت صنعت و سازمان توسعه تجارت باید برای صدور مجوز برگزاری این نمایشگاه‌ها توضیح دهند.