
هفت صبح| مناطق آزاد ایران در آغازین سالهای دهه ۷۰ با چشماندازی شفاف پا به عرصه گذاشتند. جهش صادرات غیرنفتی، جذب سرمایههای خارجی، ایجاد اشتغال پایدار و انتقال فناوریهای نوین در همین دوره بروز کردند و بسیاری تصور میکردند مناطق آزاد ایران پل کشور با بازارهای جهانی میشوند، اما عملا مناطق آزاد در ابتدا درگیر توسعه زیرساختی شدند و نقشی در اقتصاد ایفا میکردند و بعد از آن همه انتظار داشتند مسیر مناطق آزاد از وضعیت انفعال به فعال تغییر کند، اما در ادامه نیز اتفاق جدی نیفتاد هرچند تعداد مناطق آزاد کشور افزایش قابل توجهی یافت.
در نهایت در یک دهه اخیر که اقتصاد ایران بیشتر درگیر تحریمها شدند این مناطق به جای ماموریت جذب سرمایهگذار خارجی یا تسهیل واردات و صادرات عملا به مبادی قاچاق بدل شدند، حتی چابهار بهعنوان یگانه بندر اقیانوسی کشور، با برخورداری از معافیتهای تحریمی نتوانست در تسهیل تجارت موثر باشد، در حالی که ایران قرارداد بلندمدت برای اداره این منطقه با هندیها منعقدکرده بود. برخی مناطق آزاد قرار بود به دلیل جایگاه راهبردی در کریدور شمال-جنوب پیشران تجاری باشد. اما در عمل، آنچه رقم خورد، نه توسعه صنعتی و نه رونق تجاری، بلکه تبدیل این مناطق به ویترینی برای کالاهای وارداتی و گذرگاهی برای قاچاق بوده است. در روزگار تحریم، این پدیده نه تنها به یاری اقتصاد نشتافت، بلکه خود به عاملی برای خروج سرمایه، تضعیف تولید بومی و گسترش قاچاق تبدیل شد.
چرا مناطق آزاد در جذب سرمایه و توسعه صادرات ناکام ماندند؟
قرار بود مناطق آزاد با ایجاد زیرساختهای صنعتی و لجستیکی، به قطبهای تولید و صادرات بدل شوند اما فروش زمین بر جذب سرمایهگذاری مولد اولویت یافته، شبکههای فساد در تخصیص زمین شکل گرفته و واردات به انحصار شرکتهای خاص درآمده است. هرچند مدیران مناطق آزاد میگویند جو تحریمی، سرمایهگذاران بزرگ خارجی را از ورود به ایران برحذر داشته است اما واقعیت نشان میدهد که حتی معافیتهای تحریمی آمریکا برای چابهار نیز نتوانسته این منطقه را به مقصدی جذاب برای سرمایهگذاری کلان تبدیل کند و این موضوع ریشه در ضعف عملکرد مدیران دارد.
پژوهشی در سال ۲۰۱۹ نشان میدهد که مناطق آزاد ایران، بهجای ایفای نقش در اقتصاد ملی، به «اسب تروآ» برای اقتصاد بدل شدهاند. مناطق آزاد بهجای قطبهای صنعتی شدن، به مقصدی برای گردشگری خرید و مراکز تجاری بزرگ بدل شدند. این تغییر کاربری، آنها را به بازارهای مصرف کالاهای گرانقیمت خارجی تبدیل کرده، بدون آنکه ارزش افزوده قابلتوجهی ایجاد کنند یا اشتغال پایدار رقم بزنند. مناطق آزاد در شرایط تحریم میتوانستند پنجرههای امید برای اقتصاد ایران باشند، اما عملکرد ضعیف و انحراف از اهداف اولیه، آنها را به ابزاری برای تعمیق ناترازی ارزی تبدیل کرد. واردات کالاهای لوکس، تضعیف تولید داخلی و گسترش قاچاق، حاصل این انحراف بوده است. هرچند دولت جدید بر احیای کارکرد واقعی این مناطق از طریق اصلاح قوانین و مبارزه با قاچاق تأکید دارد، اما تا زمانی که مشکلات ساختاری، فساد و اثرات تحریمها پابرجاست، این وعدهها نیز سرنوشتی جز سراب نخواهند داشت.
چابهار به عنوان منطقه معاف از مالیات در یک دهه گذشته به سرزمین وعدههای بیسرانجام تبدیل شدهاست، درواقع در ۸ سالی که این منطقه از معافیتهای تحریمی آمریکا بهرهمند بوده، نه خبری از سرمایهگذاری بزرگ خارجی است و نه تحولی در تأمین کالاهای اساسی کشور رخ داده است. این منطقه با موقعیت ممتاز جغرافیایی، میتوانست پل ارتباطی ایران با کشورهای حاشیه اقیانوس هند، حوزه خلیج فارس و حتی اروپا باشد. این منطقه به عنوان بخشی از کریدور شمال-جنوب، امکان دسترسی کشورهای محصور در خشکی مانند افغانستان و آسیای مرکزی را به آبهای آزاد فراهم میکند. هند که سالهاست به دنبال توسعه این بندر است، تا سال ۲۰۲۶ حدود ۱۲۰ میلیون دلار در تجهیزات آن سرمایهگذاری کرده و قرارداد ۱۰سالهای برای بهرهبرداری از پایانه شهید بهشتی امضا کرده بود، اما عملا چند ماه پیش به طور کامل از این منطقه آزاد خارج شد.
برخلاف انتظارات،معافیت مالیاتی حجم سرمایهگذاری خارجی در مناطق آزاد را چندان بالا نبرد و در منطقه آزاد چابهار با معافیت مالیاتی به جز مذاکرات اولیه با بلاروس برای ایجاد خط تولید ماشینآلات کشاورزی و چند سرمایهگذاری خرد از افغانستان و پاکستان، هیچ سرمایهگذاری بزرگی از سوی شرکتهای بینالمللی جذب نشده است. درحالی که معافیتهای قانونی و دسترسی به بازارهای جهانی، میتوانست تحولی بزرگ در تراز تجاری کشور ایجاد کند. درواقع این پنجرههای طلایی نیز نتوانستند سرمایهگذاران بزرگ را به چابهار بکشانند. بررسی عملکرد منطقه از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۶ نشان میدهد که بهرغم وجود این معافیتها در بازههای طولانی، عملاً تحول چشمگیری در جذب سرمایه یا توسعه زیرساختهای تجاری رخ نداده است.
شانس از دسترفته در تأمین کالاهای اساسی
یکی از مهمترین کارکردهایی که میتوانست چابهار را به یک نقطه استراتژیک تبدیل کند، نقش آن در تأمین کالاهای اساسی کشور بود. دسترسی به آبهای آزاد و نزدیکی به مسیرهای کشتیرانی بینالمللی، موقعیتی بینظیر برای تخلیه و توزیع کالاهای اساسی مانند روغن، برنج و نهادههای دامی فراهم کرده است. اما در یک سال اخیر و پس از جنگ ۱۲ روزه، این ظرفیت مغفول ماند. انتظار میرفت سیاستهای منطقه در مسیر تقویت تأمین کالاهای اساسی و کاهش وابستگی کشور به مسیرهای پرخطر شمالی حرکت کند، اما آنچه رخ داد، تداوم همان الگوی سنتی و بیتوجهی به نقش راهبردی چابهار بود.
نتیجه این غفلت در گرانی و کمبود روغن در مقاطعی از سال و تداوم وابستگی به واردات دیده شد. به طور کلی ضعف عملکرد مدیران مناطق آزاد، یکی از اصلیترین دلایل عدم توسعه مناطق بوده است. نبود برنامه مدون برای توسعه صادرات و ترانزیت و فقدان نگاه راهبردی به جایگاه مناطق در کریدورهای بینالمللی، از جمله نقاط ضعف مدیریتی است که مانع از شکوفایی ظرفیتهای اقتصادی شده است. بر اساس پژوهشی که عملکرد مناطق آزاد ایران را در بازه ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ تحلیل کرده، مناطق آزاد شمالی به دلیل دسترسی به بازارهای اوراسیا عملکرد بهتری دارند، اما چابهار با وجود برخورداری از موقعیت اقیانوسی، در جذب سرمایه، توسعه صادرات و ترانزیت بینالمللی با چالشهای جدی مواجه است.
راهی برای نقش آفرینی در آینده
اگر مناطق میخواهند به جایگاه واقعی خود به عنوان یکی از قطبهای توسعه کشور دست یابند، تغییر رویکرد اساسی ضروری است. اولویت اصلی باید جذب سرمایهگذاری مولد خارجی از طریق رفع موانع بوروکراتیک و ارائه تضمینهای کافی به سرمایهگذاران باشد. دوم، توجه به نقش مناطق در تولید و تأمین کالاهای اساسی و ترانزیت منطقهای، با بهرهگیری از معافیتهای تحریمی موجود، باشد تا بتوانند به کاهش وابستگی کشور به مسیرهای پرخطر و گرانقیمت کمک کنند. تقویت زیرساختهای بندری و ترانزیتی برای تبدیل مناطق آزاد شمال کشور به یک هاب منطقهای، به نقش آفرینی سایر بازیگران منطقهای همچون سرمایهگذاران روس و قزاقستانی و... در مناطق آزاد کمک کند



