هفت صبح |  سلام. من قوی فریادکش هستم. دیشب خواب عجیبی دیدم: مثل هرسال، در فستیوال ویژه‌ای مهمان پرندگانی از سراسر جهان بودیم و داشتیم آماده می‌شدیم آهنگ مرحوم حبیب عزیز رو با ارکسترمون اجرا کنیم: «شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد، فریبنده زاد و فریبا بمیرد»... یهو یه سری شغال سیاه به مراسم ما حمله کردند و همه جا سیاه شد و صدایی زیبا شنیدم که می‌خوند: «روزای روشن، خداحافظ، سرزمین من خداحافظ!». بعد شغال‌ها با چشم‌های قرمز شروع کردن به خوردن زمین‌ها و پرنده‌ها و اندازه‌ بالن بزرگ شدند. یه دفعه چند تا کودک اومدن و با لبخند سوزن‌هایی که در دست داشتن رو فرو کردن توی تن شغال‌ها! ناگهان همه چیز به روز اول برگشت و ما موندیم و بچه‌ها و جشن رو برگزار کردیم.

_ خواب‌گذار: اولاً از کرامات مملکت‌داری رؤسا همین بس که نه‌تنها مردم، که فریاد قوها هم دراومده و حالتی رفت که قو نیز به فریاد آمد!

ثانیاً بدون که اون ترانه زیبا که حبیب جان خوندن، اثری از مهدی حمیدی شیرازیه و برای مادر نوشته شده و شاهکاره. ثالثاً قوی عزیز، شما احتمالاً از قوهای فریادکش دوست‌داشتنی تالاب میانکاله هستی. خب یه عده آدم هستن که مغزشون میانکاله! یعنی مغزشون اونقدر پخته نیست که اهمیت محیط زیست‌رو بفهمن و به قول قیصر امین‌پور عزیز:

کالیم که سر سبز دل از شاخه بریدیم

   تا حادثه سرخ رسیدن نرسیدیم!

و اما تعبیر خوابت: اون شغال‌های سیاه، موجوداتی هستند که برای منافع خودشون نه‌تنها شما و تالاب و محیط زیست، بلکه نزدیکان‌شون رو هم قربانی می‌کنن‌ و جز جیب گشادتر از لایه‌ اوزون‌شون، چیزی براشون مهم نیست. کودکانی که خواب دیدی هم مجاز از انسان‌هاییه که قلب‌شون مثل دل بچه‌ها پاکه و دنیاشون به زیبایی تالاب میانکاله است. اون‌ها باد شغال‌هایی که باد در کله دارند رو خالی می‌کنن‌ و نمی‌ذارن‌ دنیای جذاب و دلنواز شما و سایر پرنده‌ها، به سیاهی دل شغال‌ها بشه.

در انتها برای اینکه ازمون شکایت نکنن و ناراحت نشن، لازمه عذرخواهی کنم از شغال‌ها و انجمن حمایت از شغال‌ها که مجاز از همچین موجوداتی گرفته شدن‌‌ اما خواب قوهاست و ما فقط خواب‌گذاریم و معذور.

 

آخرین تحولاتگوناگونرا اینجا بخوانید.