روزنامه هفت صبح| روشنفکر ایتالیایی:سینمای آنتونیونی به‌عنوان کامل‌ترین نماینده سینمای روشنفکرانه اروپایی، همواره از فقدان نمایش احساس واقعی زندگی آن‌هم در برابر قدرت رعب‌آور آنتونیونی در انتقال معنا، گرفتار بوده است. او نه حس طنز فلینی را دارد و نه اعتماد به‌نفس زجرآور برگمان را. قدرت او در میزانسن است.

پس مدام تماشاگر را با توان تکنیکی شگفت‌انگیزش به کوچه‌های تنگ مفهوم و معنا کوچ می‌دهد و به‌ندرت به تماشاگر فرصت سر چرخاندن به سمت منظره و یا دورنمای دیگری را می‌دهد. تسلطش بر حرکات دوربین و معماری و زیبایی‌شناسی متعالی‌اش، موجب می‌شود همچون یک دیکتاتور بر تماشاگر فرمان براند.

تماشاگر همان احساسی را کشف می‌کند که فیلمساز برایش در نظر گرفته است. حتی قدم زدن فریبنده ژان مورو در فیلم شب یا مغازله‌های مونیکا ویتی و آلن دلون در کسوف و تنیس‌بازی کردن خیالی در آگراندیسمان هم در نقشه راه قاطعانه فیلمساز معنا پیدا می‌کنند‌. در تلقی تلخش از دنیایی بی‌خدا و اگزیستانسیالیسم فلج‌کننده‌اش.

پس عموما عنصر نمایش، عنصر روایت، عنصر زندگی، عنصر بداهگی، قربانی معنا می‌شوند. قربانی صناعت. به‌خصوص در چهارگانه مشهورش. شاید مهاجرت او به انگلیس و آمریکا و ساخت فیلم‌هایی مثل بلوآپ (آگراندیسمان) و زابریسکی پوینت و حرفه خبرنگار (مسافر) تلاش او بوده برای استفاده از الگوهای معمایی و شبه‌نوآر و فرار از پیچک تصنع که بر پیکر شاهکارهایش بالا رفته بودند.
شش فیلم مشهور او را به‌ترتیب سال ساخت آورده‌ام:

ماجرا. ۱۹۶۰. هشت از ده
شب. ۱۹۶۱. هشت‌و‌نیم از ده
کسوف. ۱۹۶۲. هشت‌و‌نیم از ده

صحرای سرخ. ۱۹۶۴. شش از ده
آگراندیسمان. ۱۹۶۶. هشت از ده
حرفه خبرنگار. 1974. هشت از ده

پایان رابطه
اگر طرفدار گراهام گرین باشی توقع‌ات از اقتباس‌هایی سینمایی که از کتاب‌هایش انجام شده معمولا برآورده نمی‌شود. فیلم‌هایی که بر مبنای کتاب‌های گرین ساخته شده‌اند کمتر طرفداران این نویسنده را راضی می‌کنند. تنها مورد استثنا یعنی شاهکاری مثل مرد سوم که دنیای گرین را به‌خوبی منتقل می‌کند، روند معکوس را پیموده.

اول فیلمنامه بوده و بعد کتاب! نه اقتباس فورد از قدرت و جلال، ‌نه کار کیوکر روی سفرهایم با خاله و نه فیلم منکیه‌ویتس از روی آمریکایی آرام و نه وزارت ترس فریتس لانگ به‌رغم ارزش‌هایشان حال و هوای کتاب‌های گراهام گرین را به شکل کامل منتقل نمی‌کنند. حس و حالی که باید شهروند گرین‌لند باشی تا درک کنی.

اما این نسخه نیل جوردن از کتاب پایان رابطه یا همان اند آو افیر تا نیم‌ساعت انتهایی‌اش به شکلی باور‌نکردنی بیننده را در کانون یک تجربه تمام و کمال «گرینی» قرار می‌دهد. داستان نویسنده عاشق‌پیشه‌ای (رالف فاینس) که پس از یک رابطه سودایی آن‌هم در میانه بمباران لندن، به معشوقه متاهلش (جولین مور) مشکوک می‌شود: این‌که با مرد دیگری به‌جز شوهر و البته خود مرد عاشق‌پیشه ارتباط دارد! پس دیوانه‌وار یک کارآگاه خصوصی برای پاییدن معشوقه شوهردارش استخدام می‌کند.

از دل چنین داستان گناه‌آلودی، گراهام گرین قلب شما را با تیرهای زهرآلود ایمان و نیایش و معجزه و ایثار هدف قرار می‌دهد. جولین مور مفهوم پیچیده و غیرفمینیستی زن گرینی را درک کرده و فداکارانه چنین نقشی را ایفا می‌کند. معجونی از جنسیت، ‌جاذبه، ‌مازوخیسم و ایمان. اگر طرفدار گراهام گرین و کتاب‌هایش هستید این نسخه جمع‌و‌جور و استادانه نیل جردن را ببینید. با این تذکر که نیم‌ساعت پایانی فیلم افت می‌کند.
the end of the affair
1999
هفت از ده

زندگی شیرین
زندگی شیرین، نه بهترین فیلم فلینی (که این عنوان را هشت‌و‌نیم تصاحب کرده است) که مشهور‌ترین فیلم اوست. فیلمی که در زمانی نزدیک به سه ساعت هنوز هم دلفریب و دیدنی است. داستان روزنامه‌نگار خوش‌چهره‌ای که هر شب در جذبه زیستن کنار ستاره‌ها و بازیگران و مه‌رویان، تا گردن در عیاشی‌های شبانه غرق می‌شود و هر صبح با وجدانی آزرده تصمیم به اصلاح خود می‌گیرد اما هرشب ماجرا تکرار می‌شود. فلینی خود، زندگی شیرین را داستان صعود و سقوط مستمر انسان در نردبان اخلاق توصیف کرده است.

مارچلو روزنامه‌نگار متاهلی است که نمی‌تواند از جاذبه زندگی بورژوازی دل بکند. در پایان آخرین شب عیاشی‌اش، وقتی سحرگاه به کنار ساحل می‌رود، دختر فرشته‌صورت معصومی، او را به اسم می‌خواند. اما صدای امواج نمی‌گذارد مارچلو صدای دخترک را بشنود. فلینی به ما می‌گوید که مارچلو جزای ماجراجویی‌های بوالهوسانه و شادخواری‌های بی‌وقفه‌اش را با از دست دادن معصومیتش پرداخت کرده است.

او حتی صدا و نهیب فرشته خود را نمی‌شنود… زندگی شیرین با ساختار غیر‌خطی و موقعیت‌های جذابی که بی‌وقفه شکل می‌گیرند و با تیزهوشی فلینی در استفاده‌ای کوتاه اما پر‌مفهوم از آنیتا اکبرگ سوئدی، یک موفقیت بزرگ تجاری برای فلینی محسوب می‌شد. یکی از سی فیلم برتر تاریخ سینما و در کنار هشت‌و‌نیم، جاده، آمارکورد و شب‌های کابیریا از مهم‌ترین آثار فلینی.
la dolce vita
1960
هشت از ده

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.