روزنامه هفت صبح، علی غفوری| سه سال پیش در چنین روزهایی سرتیپ خلبان هوشنگ صدیق فرمانده اسبق نیروی هوایی در سال‌های دفاع مقدس در اثر بیماری، چشم از جهان فرو بست. خلبانی که بزرگراه یا میدان مهمی به‌نامش نیست و به‌جز افراد آشنا به مباحث نیروی هوایی یا نویسندگان تاریخ جنگ کمتر کسی او را می‌شناسد حال آنکه صدیق برخلاف بسیاری از خلبانان نه تنها در سال‌های جنگ بلکه در سال‌های پس از جنگ نقشی بسیار مهم در سرپا نگاه داشتن ناوگان هوایی غیر نظامی کشور داشت.نقشی که تا بعد از فوتش به آن پرداخته نشد.

‌هوشنگ صدیق متولد بهمن 1320در تهران خلبان اف- ۴ فانتوم ۲ نیروی هوایی ارتش و فرمانده‌ نیروی هوایی ارتش ایران بین سال‌های ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵ بود. صدیق ابتدای دهه 40 وارد نیروی هوایی شد و با توجه به هوش بالا خیلی زود مراحل اولیه رسته خلبانی را طی کرد و از جمله اولین خلبانانی بود که برای گذراندن دوره‌های پیشرفته پروازی به خارج رفت. ‌

ویژگی وی کم حرفی، پرکاری و دقت بالا بود و پیش از انقلاب دوره‌های تکمیلی اف-4 را گذراند و در مانورها چشم بقیه را خیره می‌کرد به ویژه مهارت عجیبی در تیراندازی هوا به زمین (گانری) داشت. صدیق چند بار به آمریکا رفته و حتی دوره پیشرفته نجات خدمه دیده بود و جزو یکی از افسرانی بود که از طرف دولت آمریکا تشویق به اقامت در آمریکا شد اما صدیق راه «ماندن» و خدمت به کشور را برگزید.

پیروزی انقلاب در سال 57 فرصتی در اختیار برخی عناصر مشکوک، نفوذی ‌ یا فرصت‌طلب گذاشت تا با افسران ارشد قدیمی در نیروی هوایی تصفیه‌حساب کنند و آنها تا حدودی موفق شدند اما صدیق که آن سال‌ها با درجه سرگردی خدمت می‌کرد به اندازه‌ای کم‌حرف و بی‌حاشیه بود که حتی تندباد ماه‌های اول انقلاب و کودتای مشکوک نقاب هم تاثیری در وضعیت او نداشت. البته این به معنای بی‌تفاوتی صدیق نبود و او در نجات خلبانان مظنون به شرکت در کودتا حداکثر تلاش خود را به کار برد و تا آنجا که در توان داشت مانع دستگیری و محاکمه خلبانان شد؛ تا جایی ‌که خود در معرض سوءظن قرار گرفت. ‌

فرمانده سال‌های خاکستری جنگ‌
خرداد 1360 پس از خروج بنی‌صدر از کشور با انتصاب سرهنگ محمد‌حسین معین‌پور، ‌صدیق ‌‌به فرماندهی منطقه یکم هوایی مهرآباد انتخاب شد. مشکلات نیروی هوایی در زمان تصدی معین‌پور افزایش یافت و به دلیل نوع دیدگاهش عملا موجب خروج هزاران نیروی متخصص از این نیرو شد و در مجموع نه فرماندهی ارتش و نه بدنه تخصصی نیروی هوایی چندان رضایتی از او نداشتند به همین دلیل در آذر 1362با حکم فرمانده کل قوا هوشنگ صدیق به سمت فرمانده نیروی هوایی برگزیده شد.

فرماندهی او همزمان شد با افزایش تحریم‌ها علیه نیروی هوایی و فرسوده شدن تدریجی ناوگان هوایی ارتش. صدیق خیلی زود پی برد که بخش فنی نیروی هوایی نیازمند فردی خوش فکر و با سواد است و به همین دلیل سرهنگ منصور ستاری را به عنوان معاون خود منصوب کرد.از طرف دیگر قرار شد که به‌زودی عملیات‌های تهاجمی ایران در ماه‌های پایانی سال 1362 آغاز شود و لازم بود که معاون وی کسی با ارتباطات خوب با بدنه نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران باشد.گزینه مناسب طبیعتا سرهنگ عباس بابایی بود.

زبان تخصصی او و مخالفت‌های او با برخی حرکت‌های به ظاهر انقلابی اما غیر کارشناسی به تدریج او را از چشم مسئولان انداخت.متاسفانه به‌رغم تلاش‌های فراوانی که کرد در بسیاری از امور عملیاتی مورد توجه مقامات سیاسی و نظامی قرار نمی‌گرفت و به‌نظر می‌رسید در طراحی‌های جنگی سرهنگ عباس بابایی بیشتر از فرمانده نیرو مورد علاقه مسئولان برای مشورت بود. البته شاید یکی از دلایل این اتفاق نگاه آکادمیک و علمی او به امور بود حال آنکه در اوج جنگ کشور بیشتر نیازمند فردی انقلابی بود تا آکادمیک و استاندارد.

در آستانه زندان
انتخاب‌های صدیق عمدتا خوب و مناسب بودند اما رئیس ستاد نیروی او سرهنگ خلبان عباس عابدین بدون هیچ دلیل موجهی از کشور خارج شد و از آن زمان ستاره صدیق افول کرد.چندی پیش محمود علیزاده طباطبایی که بیشتر ما او را با عنوان وکیل و حقوق‌دان می‌شناسیم و ایشان پیش از قبول وکالت افراد سیاسی سال‌های طولانی در پست‌های مهم در نیروی هوایی خدمت می‌کرد در یادداشتی در روزنامه شرق (تیرماه 1399) نقل می‌کند: «یک روز از دفتر فرماندهی با من تماس گرفتند و گفتند هوشنگ را بردند. گفتم کجا؟ گفتند به اسم بیمارستان قلب بازداشت شده است.

رفتیم بیمارستان گفتند ممنوع‌الملاقات است. با وزیر اطلاعات تماس گرفته شد و هماهنگ کردند رفتیم ملاقات. صدیق گفت من در دفترم بودم که یک نفر از حفاظت آمد و گفت: شما مشکل قلب دارید و من را آوردند اینجا. موضوع را پیگیری کردم، ظاهرا با فرار سرهنگ عباس عابدین، رئیس ستاد نیروی هوایی، مرتبط بود. در آن ماجرا به صدیق خیلی بی‌حرمتی شد. در نهایت عوامل حفاظت یقین پیدا کردند که صدیق در فرار عباس عابدین مرتکب هیچ قصور و تقصیری نشده است.»

در نهایت سال ۱۳۶۵ در دوره‌ای که عملیات کربلای ۵ در حال برگزاری بود؛ یعنی 15بهمن 1365وی از فرماندهی نیروی هوایی کنار گذاشته شد و معاون وی سرهنگ ‌ستاری که خوشبختانه وی نیز فردی مطلع بود، جای ایشان را گرفت.ستاری خلبان نبود اما مشکلات نیرو را به خوبی می‌دانست. پس از فرماندهی تا سه دهه صدیق در بخش هواپیمایی نظامی و غیر نظامی کشور فعالیت کرد.امیر سرتیپ خلبان هوشنگ صدیق فرمانده بزرگ نیروی هوایی ارتش سرانجام در یک بعدازظهر گرم در ۱۸ تیر ۹۹، در سن ۷۹ سالگی بر اثر بیماری در بیمارستان ۵۰۱ ارتش دار فانی را وداع گفت.

برای مردی که برای کشورش زندان رفت اما وطن را ترک نکرد
داستان زندگی صدیق زمانی به شکل درام جلوه می‌کند که بدانیم او حتی در سال‌های آخر عمرش برای خدمت به زندان‌ افتاد. سرتیپ خلیلی درباره او در مصاحبه‌ای با شبکه جوان آنلاین می‌گوید: «به‌رغم برخی از نامهربانی‌هایی که در حق آقای صدیق شد ایشان تا آخرین روز حیات در کشور ماند. صدیق شاگرد اول تمام دوره‌ها بود و اگر قصد مهاجرت از ایران را داشت، شرایط برایش مهیا بود، ولی تا آخرین روز در ایران ماند و خدمت کرد. من سال ۱۳۹۰ با ایشان مصاحبه کردم و ایشان از یکسری مسائل دلخور بود.

می‌گفت فرمانده نیروی هوایی باشید و اتفاقاتی که در این نیرو بیفتد و شما آخرین نفری باشید که از اخبار مطلع می‌شوید. می‌گفت بعضی مسائل را از من پنهان می‌کردند و به من نمی‌گفتند. وقتی مصاحبه‌مان تمام شد آقای صدیق خوشحال بود …. پس از آن تمام وسایل شخصی‌اش از جمله لباس پرواز، ماسک پرواز و بسیاری وسایل دیگرش را به موزه دفاع‌مقدس نیروی هوایی تحویل داد … در مظلومیت مرحوم هوشنگ صدیق همین بس که در بیمارستان ۵۰۱ ارتش از دنیا می‌رود. می‌توانست بیمارستان دیگری برود، ولی ترجیح می‌دهد که در بیمارستان ارتش بستری شود… ‌

علیزاده طباطبایی نیز حکایات جالب‌‌تری از او دارد و می‌گوید:«در سال ۸۹ مرحوم صدیق با من تماس گرفت؛ به‌شدت نگران بود، گفت از شعبه اول بازپرسی دادسرای فرودگاه احضاریه‌ای با اتهام قاچاق‌ برای من ارسال شده و گفته‌اند اگر مراجعه کنم، بازداشت قطعی است. من از ایشان وکالت گرفتم و در بازپرسی حاضر شدم. با اعلام وکالت از موضوع اتهام پرسیدم، بازپرس گفت از گمرک اعلام شده تیمسار سرتیپ هوشنگ صدیق ۱۳ فروند هواپیمای فوکر ۱۰۰ به‌صورت قاچاق وارد کشور کرده و جرائم حقوق و عوارض گمرکی آن که 2763میلیارد ریال است، پرداخت نشده است.

وقتی موضوع را با جناب صدیق مطرح کردم، نگرانی‌اش برطرف شد و گفت: من در این بحران تحریم برای کشور هواپیما خریده‌ام و تحریم‌ها را دور زده‌ام، چون هواپیما به دولت نمی‌فروختند، به نام شرکت هواپیمایی چابهار خریداری شد و تفاهمنامه‌ای بین وزارت راه و وزارت اقتصاد تنظیم شده که حقوق و عوارض گمرکی پرداخت نشود. موضوع را با وزیر وقت اقتصاد مطرح کردم و به طنز به او گفتم دولت شما بزرگ‌ترین محموله قاچاق قرن را که نزدیک سه هزار میلیارد ریال است کشف کرده. وزیر اقتصاد با حسن نیت موضوع را پیگیری کرد و مسئله حل شد و برای جناب صدیق قرار منع تعقیب به ‌دلیل جرم‌نبودن عمل صادر شد.»

جالب آنکه طباطبایی در جای دیگری می‌گوید:«پرونده دیگری در شعبه چهارم بازپرسی مجتمع امور اقتصادی تشکیل و جناب سرتیپ هوشنگ صدیق به اتهام اخذ پورسانت در خرید هواپیما بازداشت شد. من به‌محض اطلاع از موضوع با بازپرس تماس گرفتم و اعلام وکالت کردم و موضوع خرید ۱۱ فروند هواپیمای MD و ایرباس و دو فروند هواپیمای ۷۴۷ بود، جناب صدیق از زندان احضار شد و توضیح داد که معامله را برای هواپیمایی ملی انجام داده و برای دور زدن تحریم به نام خودش ثبت شد و تمام گرفتاری‌هایی که در اروپا برایش پیش آمده بود، توضیح داد و با قرار وثیقه آزاد شد و در نهایت کیفرخواست برای جناب صدیق به اتهام تبانی در معاملات دولتی و تحصیل مال نامشروع صادر شد و پرونده به شعبه ۱۰۶۳ مجتمع رسیدگی به جرائم اقتصادی ارجاع داده شد. دادگاه به ریاست قاضی اندیشمند و فاضل دکتر فضلعلی برگزار شد و پس از طی مراحل رسیدگی، حکم برائت امیر سرتیپ هوشنگ صدیق صادر شد.»

خاطره نگارنده
در سال‌های همکاری نگارنده با مرکز مطالعات راهبردی نهاجا موفق به گفت‌وگوهای دوستانه با تعداد زیادی از خلبانان قدیمی‌ یا افسران با سابقه نیرو شدم که حکایات جالبی از خلبان‌های مختلف می‌گفتند از جمله درباره مرحوم صدیق می‌گفتند که به دلیل آشنایی بسیار بالا با مسائل پروازی و فنی بارها اجازه پروازها را شخصا به فانتوم‌های صدمه دیده که به تازگی تعمیر شده بودند می‌داد.در یک مورد ویژه آنها به من فیلمی نشان دادند که سرهنگ صدیق پس از آنکه از خلبان‌های مختلف می‌خواهد با یک فانتوم تعمیر شده (که البته قبلا صدمه اساسی دیده بود)

پرواز کنند و آنها از این پرواز طفره می‌رفتند او یک روز صبح زود نفرات فنی را صدا زده و بدون آنکه به کسی بگوید از آنها می‌خواهد تا هواپیما را آماده پرواز کنند. ‌مدتی قبل این فیلم کوتاه را به نگارنده نشان دادند. آنچه نویسنده از این پرواز دید حیرت‌آور بود. وی ابتدا فانتوم را از باند کنده و سپس چند کیلومتر در ارتفاع حدود 15متری(یا لو لول) با سرعت به پیش می‌راند آنگاه تیک‌آف کرده و با زاویه 90 درجه به بالا می‌رود تا از کادر دوربین بیرون می‌رود.تا چند دقیقه صدیق چنان بلایی سر فانتوم می‌آورد که نفرات فنی گمان می‌کنند بال‌های هواپیما کنده می‌شود و پس از مدتی هواپیما را بر زمین می‌نشاند و عملا به خلبانان انصراف داده می‌فهماند که چه اندازه به نفرات فنی ایمان دارد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - دانش و فناوریرا اینجا بخوانید.