روزنامه هفت صبح| یک: خدمات دولت را نمیشود انکار کرد اما چرا این قدر در مسائلی که با عامه مردم سروکار دارند اهمال میشود. در همین یک ماهه برای اولین بار دانشجویان جدید یک ماه از سال را از دست دادهاند و به خاطر تاخیر در پاسخهای کنکور تازه از اواخر مهر میتوانند سر کلاسها بنشینند.
رتبهبندی معلمها با مشکلاتی روبهرو بوده که موجب شده وزارت آموزش و پرورش با کمبود معلم روبهرو شود، اینترنت موبایل مدام قطع و وصل میشود و فیلترینگ ادامه دارد، بحث واردات خودروها آن قدر طول کشیده و مستهلک شده که به جای امتیاز مثبت برای دولت به یک پوئن منفی بدل شده است. این همه تلاش برای کنترل اجاره خانه به نتیجهای نرسیده است و برخی با نگرانی از احتمال افزایش دوباره قیمت خانه حرف میزنند …نمیدانم چرا دولت در نقاطی که با مردم در اصطکاک است این قدر گاف میدهد. شاید هم قرار است در دوسال آخر دولت یک دفعه میوه همه چیز چیده شود.
دو: این بخش از مطلب بلند فرهیختگان که درباره ستارههای فیلمفارسی به نکته جالبی اشاره کرده که فکر کردم همین جا برای شما نقل کنم: محمدعلی فردین تا آخرین روز عمر در حسرت شنیدن صدای سوت دوربین نگاتیو بود. ناصر ملکمطیعی که بیشتر عمر کرد در اواخر دوره حیات توانست یک فیلم بازی کند که هیچگاه اکران نشد. این اتفاق برای بهمن مفید هم افتاد و البته فیلم او بدون نمایش چهره خود او اکران شد.
سعید راد مدتی از ایران رفت اما حاضر نشد وقتی خارج از کشور بود در هیچ فیلم یا نمایشی بازی کند یا حتی مصاحبهای علیه نظام سیاسی ایران انجام دهد و بالاخره توانست برگردد و دوباره در ایران فیلم بازی کند. ایرج قادری هم ماند و دورههای سختی را گذراند تا اینکه بالاخره توانست دوباره جلوی دوربین بیاید و هم اینکه خودش فیلم بسازد. اگر هنوز استدلالهایی محکم علیه تندرویهای دهه ۶۰ بیان میشوند با اتکا به ماندن و مقاومت نجیبانه چنین چهرههایی صرف نظر از سابقهشان در سینمای فیلمفارسی است؛ نه آنها که بعضیشان حتی بعد از انقلاب به دوربین معرفی شدند و یک روز بیهوا گذاشتند و رفتند.
سه: حرف سینما و بازیگری است، سومین فیلم ترانه علیدوستی هم راهی بازار قاچاق شد. حیف از ترانه. به نظر میرسد سینمای ایران وارد لوپ ساخت فیلمهای تماشاگرپسند و کمدی از یکسو و فیلمهای سفارشی و رسمی با تکیه بر اتفاقات تاریخی و تبلیغ برخی مفاهیم. یعنی دیگر در بستر سینمای ایران سخت بشود فیلمی از حقیقی و پناهنده و مکری و عیاری و نعمتالله دید. حیف شد.




