روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: «ناخوانده» از اولین فیلم‌‌های سینمای کلاسیک هالیوود است که به نمایش یک خانه‌ تسخیرشده‌ واقعی می‌پردازد. قبلا در فیلم‌‌هایی مثل «ربکا» (آلفرد هیچکاک، 1940) با چنین خانه‌‌های مرموز و اسرارآمیزی آشنا شده‌‌ بودیم گرچه بعدا معلوم می‌‌شد که توطئه در کار است و خبری از نیروهای ماوراءالطبیعه نیست. «ناخوانده» جزو اولین فیلم‌‌هایی است که به سراغ چنین دستمایه‌‌ای می‌‌رود. 

 

دو: فیلم که از رمان‌‌ دروتی مک‌‌کاردل اقتباس شده است، داستان آهنگساز و کارشناس موسیقی به نام ریک فیتزجرالد و خواهرش پاملا را روایت می‌کند که به‌طور اتفاقی با خانه‌ای قدیمی در بالای یک صخره مواجه می‌شوند. آن‌ها عاشق خانه می‌‌شوند و تصمیم می‌‌گیرند آن را خریداری کنند. صاحبخانه هم با قیمتی پایین خانه را به آن‌‌ها می‌‌فروشد. ولی به نظر می‌‌رسد این خانه اسرار نهفته زیادی در خود دارد که ریک و پاملا کم‌‌کم با آن‌‌ها روبه‌‌رو می‌‌شوند. مخصوصا استلا، نوه صاحبخانه هم در این میان نقش بسیار مهمی دارد. 

 

سه: قدم گذاشتن شخصیت‌‌هایی بی‌‌خبر به یک خانه مرموز تسخیرشده، قدمتی فراتر از تاریخ سینما دارد. برای ردیابی آن‌‌ باید به چند قرن قبل و رمان‌‌هایی چون «قصر اوترانتو» (1764) از هوریس والپول، «فرانکنشتاین» از مری شلی (1818) و «ماریا؛ یا اشتباهات یک زن» (1798) از مری ولستون‌‌کرافت برویم. در تمام این رمان‌‌ها با خانه‌‌ای دورافتاده و اسرارآمیز سروکار داریم که اتفاقات فراواقعی در آن رخ می‌‌دهد. به نظر می‌‌رسد فضای غم‌‌افزا و هراس‌آور دهه‌‌های 1930 و 40 فرصت خوبی برای واکاوی دوباره چنین داستان‌‌هایی در دنیای سینما بوده است و باعث شده که فیلمسازان روی خوشی به این نوع فضاها نشان بدهند. 

 

چهار: برای یک مخاطب امروزی، «ناخوانده» چیز چندان تازه‌ای ندارد. نمونه‌‌های آن را از 1944 تا به ‌‌حال، در فیلم‌‌های زیادی دیده‌‌ایم. البته این به معنی ضعف نیست، اتفاقا نقطه قوت فیلم را نشان می‌‌دهد. «ناخوانده» سنگ بنای بسیاری از فیلم‌‌های متکی بر خانه تسخیرشده را بنا نهاده است. بسیاری از قواعد چنین فیلم‌‌هایی مثل فضاهای تاریک و پرسایه و قتل‌‌های مرموز را اولین ‌‌بار فیلم‌‌هایی چون «ناخوانده» به تصویر کشیدند. 
 

پنج: بعضی از فیلم‌‌هایی که در این حوزه ساخته شده‌‌اند معمولا یک پیچش داستانی در خود دارند. معمولا در پایان معلوم می‌‌شود که نیروی فراطبیعی در کار نیست و کل ماجرا نقشه یکی از شخصیت‌‌های اصلی داستان بوده است. اما ویژگی مثبت «ناخوانده» در این است که به کلاسیک‌‌ترین شیوه ممکن داستان خود را پیش می‌‌برد. واقعا با ارواحی وحشت‌‌آور طرف هستیم که به دنبال گسترش نفوذ خود به دنیای زندگان هستند. شاید همین روایت کلاسیک و کارگردانی به‌اندازه لوئیس آلن باعث شده است که فیلم با گذشت زمان ارزش خود را اثبات کند و حتی در فهرست فیلم‌‌های ترسناک مورد علاقه کارگردان‌‌های بزرگی چون مارتین اسکورسیزی و گی‌یرمو دل‌‌تورو هم قرار بگیرد. 

 

شش: فیلم از دو جهت ضربه خورده است. در زمان اکران، آمریکا همچنان درگیر جنگ بود و مردم حوصله رفتن به سینما و تماشای اثری را نداشتند که دوباره آن‌‌ها را درگیر مرگ و نابودی و وحشت کند. از سوی دیگر سانسور در سینمای کلاسیک همچنان برقرار بود و عوامل فیلم مجبور شدند بخش‌‌هایی از کتاب را در نسخه سینمایی کنار بگذارند. برای مثال شخصیت کشیش متعصب کلا حذف شد.

 

یا در کتاب رابطه بین مری مردیث و خانم هالووی فراتر از یک دوستی ساده بود. اما این هم در نسخه سینمایی کنار گذاشته شد. البته همچنان می‌‌توان اشاره‌‌های ریزی از این عنصر را در فیلم پیدا کرد. اکران در زمان جنگ باعث شد که لوئیس آلن کارگردان یک لایه نازک طنز و سرخوشی به آن اضافه کند تا فیلم خیلی هم فضای تلخی نداشته باشد. مخاطبان آن زمان هنوز آمادگی تماشای فیلمی را نداشتند که دو قتل در آن رخ  بدهد و سایه بروز قتل سوم هم روی یکی از شخصیت‌‌های اصلی سنگینی کند. 

 

هفت: «ناخوانده» اولین فیلم لوئیس آلن در مقام کارگردان بود. اما تسلط و اعتماد به‌نفس او در کارگردانی حیرت‌‌انگیز است. در فیلمی که بخش زیادی از آن در فضاهای بسته می‌‌گذرد، او هنرمندانه ضرباهنگ داستان را حفظ می‌‌کند و مخاطب را تا انتهای ماجرا با خود همراه نگه می‌دارد. فیلمبرداری «ناخوانده» از جمله عناصری است که در طول این سال‌‌ها همواره مورد توجه قرار گرفته. چارلز بی. لنگ فیلمبردار برای همین فیلم نامزد اسکار شد. 

 

هشت: «ناخوانده» یکی از اولین فیلم‌‌هایی است که گیل راسل در آن ایفای نقش کرده است. او هنگام بازی در نقش استلا تنها نوزده سال داشت و آینده درخشانی پیش رویش بود. ولی متاسفانه روزگار چندان بروفق مرادش نبود. گیل راسل آدم گوشه‌‌گیر و تنهایی بود و علاقه‌‌ای به شهرت و سروصدای بازیگری نداشت.

 

اما با اصرار مادرش، و بیشتر به خاطر اینکه بتواند پولی به دست بیاورد و خانواده را از فقر نجات بدهد، وارد دنیای سینما شد. اتفاقا خیلی زود هم به موفقیت رسید. اما سازوکار ستاره‌‌پروری آن زمان هالیوود راسل را خیلی زود درگیر اعتیاد شدید به الکل کرد. نهایتا در سن سی‌و‌شش سالگی و به دلیل آسیب شدیدی که به کلیه‌‌اش وارد شده بود، درگذشت. تازه چند روز بعد از مرگش بود که همسایه‌‌ها جسد او را در خانه‌‌اش پیدا کردند. 

 

آخرین تحولاتفرهنگیرا اینجا بخوانید.