روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون | نمیدانیم فصل دوم و سوم «سرزمین کهن» چه کیفیتی دارد اما فعلا سریال کمال تبریزی پس از 12 قسمت توانسته خاص و عام را با خود همراه کند. از ویژگیهای سریال، بازی درخشان بازیگران آن است که یکی از بهترین عملکردهای خود را ثبت کردهاند؛ نمونهاش علی شادمان.
مورد اول| پیش از سرزمین مادری
10ساله بود که در فیلم «میم مثل مادر» ساخته زندهیاد رسول ملاقلیپور بازی کرد و صاحب شهرت شد. بعد از این درخشش، سامان مقدم یکی از نقشهای «صد سال به این سالها» را به او سپرد اما فیلم مهر توقیف خورد. در تک اکران فیلم در جشنواره فجر جمعی معدود از خبرنگاران و منتقدان توانستند یک بازی خوب دیگر از شادمان ببینند. با این حال هنوز فرصت تماشای فیلم برای مخاطبان انبوه فراهم نشده است.
مورد دوم| 15سال قبل
سال 1387 کمال تبریزی ساخت «سرزمین مادری» با نام قبلی «سرزمین کهن» را شروع کرد. او بر اساس فیلمنامه علیرضا طالبزاده قصهای را به تصویر کشید که قهرمان اصلی آن رهی است و داستان در فصلهای مختلف با محوریت سرنوشت او روایت میشود. برای نوجوانی و جوانی رهی گزینهها زیاد بودند اما برای کودکی او، کارگردان چالشی اساسی پیشرو داشت. تبریزی بازی شادمان در «میم مثل مادر» را دیده بود و میدانست بهترین گزینه برای کاراکتر رهی است که حکم پیش برنده اصلی قصه را دارد.
مورد سوم| شگفتانه رهی
علی شادمان از همان سکانس ابتدایی «سرزمین مادری» قدرت خود را به رخ میکشد؛ جایی که با معلم کلاس بر سر چند و چون حزب توده وارد بحث میشد و با ناپدری نیز مجادله داشت. زندگی شیرین رهی با تبعید خانواده به روسیه و تصمیم او برای ماندن پیش عمه (بیتا فرهی) وارد مرحلهای جدید شد.
او در خانوادهای درباری چالشهایی عجیب پیشرو دارد و با مرگ عمه امنیتش به خطر افتاده است. شادمان در ترسیم شمایل رهی؛ چه زمانی که کودکی عاشق نقاشی بود و چه دورانی که حمایت عمه را پشت خود میدید و چه حالا که مورد ستم است را همدلانه بازی کرده. او در هر قسمت مخاطب را بیشتر غافلگیر میکند؛ همانطور که در قسمت اخیر شاهد سکانسهایی احساسی از این بازیگر بودیم.
اوج آن پس از بند آمدن زبان به دلیل قرار گرفتن در موقعیت نمایشی بریدن سر است. این فقط یک نمونه است و شادمان در نمایش حاضرجوابی، شرم، گستاخی، تردید و احساسات مختلف رهی چیزی کم نگذاشته. گزاف نیست اگر بگوییم بخش زیادی از جذابیت «سرزمین مادری» به بازی تحسینآمیز علی شادمان باز میگردد.
مورد چهارم| بعد از سرزمین مادری
«سرزمین مادری» سال 1392 پس از پخش چند قسمت مهر توقیف خورد؛ همانطور که فیلم «صد سال به این سالها» هنوز فرصت نمایش عمومی بهدست نیاورده است. توقیف این دو اثر مهم اما مانع رشد سریع شادمان نبود؛ او انگیزههای زیادی در بازیگری داشت و مترصد رقم زدن اتفاقات ویژه بود.
برخی پروژهها به کامش نبودند اما چند تای دیگر مثل سریالهای «کیمیا» و «دیوار به دیوار» به همراه فیلمهای «جاندار»، «مردن در آب مطهر» و … از او ستاره ساختند. نقطه عطف دیگر کارنامه شادمان سریال «یاغی» است. او که با نقش کاوه در سریال «میخواهم زنده بمانم» نگاهها را جلب کرده بود، با جاوید غوغایی دیگر به پا کرد.
مورد پنجم| حیف از این توقیف
علی شادمان راهش را بالاخره پیدا کرد و حالا بازیگری مطرح و محبوب است. با این حال اگر «سرزمین مادری» در وقت خود دیده میشد، چه بسا سرنوشت دیگری برایش رقم میخورد. طبیعی هم هست چون این بازی درخشان از یک پسربچه، کارگردانها را مجاب میکرد که از او استفادهای بهینه کنند.
شاید هم شادمان برخی پیشنهادهای نهچندان قابل دفاع را نمیپذیرفت. هم شانس یارش بود و هم انگیزههایی بالا داشت که بالاخره توانست با سریال «دیواربهدیوار» باردیگر طعم شهرت و موفقیت را بچشد و پس از آن مورد توجه فیلم و سریالهای خوب دیگر قرار بگیرد. کافی است بدانیم چند پسربچه دیگر در «سرزمین مادری» هستند که بازی قابل قبول و حتی درخشان دارند.
آنها الان کجا هستند؟! بالاخره همواره توقیف سرنوشت خیلیها را دگرگون کرده اما خوشبختانه مسیر علی شادمان درست طی شده؛ هرچند پخش «سرزمین مادری» میتوانست خوشبختی او را سرعت دهد و موقعیتش را بهگونهای دیگر ترسیم کند.



