ژاله علو
در یک خانواده که اهل فرهنگ بودند بزرگ شدم. پدرم علاقه زیادی داشت که من با ادبیات کشور آشنا باشم به همین دلیل از هفت سالگی با شروع مدرسه کتاب حافظ، سعدی و شاهنامه برایم میخواند و من را تشویق میکرد تا با اشعار بزرگان کشور آشنا باشم. از دانشسرای مقدماتی مستقیما وارد رادیو شدم و اعلام برنامه میکردم. در آن زمان ما به میدان ارگ میرفتیم و با ماشین گویندگان را به بیسیم که یک استودیو پخش داشت و اغلب برنامهها زنده پخش میشد، میبردند. یعنی اگر زندهیاد صبحی مهتدی برای قصهگویی میآمد و یا زنده یاد راشد برای سخنرانی میآمد به صورت زنده پخش میشد. موزه سینما /14 مرداد
شهاب حسینی
انسان امروز در هر جای دنیا که نگاه میکنید به واسطه غرور و تکبری که با تکنولوژی و پیشرفت علم به او دست داده این رویا را در ذهن خود میپروراند که میتواند به عمر هزار ساله برسد یا بعضیها در زندگی به شکلی رفتار میکنند که گویا از خداوند عمری هزار ساله گرفتهاند و با این حقیقت مواجه نیستند که هر روزِ زندگی نعمتی است که ممکن است هر لحظه این نعمت از انسان گرفته شود.امیدوار بودم در فیلم «مقیمان ناکجا» همان تلنگری که من خودم از خواندن نمایشنامه اشمیت خوردم را بتوانم به بقیه سلولهای خوابرفته اجتماع که خودم هم بخشی از آن هستم، منتقل کنم.
ایلنا/16 مرداد
مسعود جعفریجوزانی
سینما، بیش از هر هنر دیگری نیاز به بسترسازی دارد. زمانی که جوان بودیم تماشای فیلم به آسانی امروز نبود که در خانهها همراه با خانوادهمان ببینیم. معمولا فیلم خوب اینگونه است که اگر کسی از شما خواست داستان آن را تعریف کنید، نتوانید و به او بگویید باید خودت فیلم را ببینی؛ چرا که لحظههای ناب سینما نشان دادنی است و تعریف کردنی نیست. دلم برای آنگونه سینما تنگ شده. متاسفانه در دانشگاهها کلاس «درک فیلم» نمیگذارند؛ کلاسی که در آن هفتهای یک فیلم نمایش دهند و از تماشاگران بخواهند درک خود را نسبت به آن اعلام کنند. درک فیلم نوعی بسترسازی است که در جامعه بهوجود میآید.موزه سینما /14 مرداد
ستاره اسکندری
خبرنگاری با هنر رابطه خیلی نزدیکی دارد. آنچه توسط هنرمند اجرا میشود توسط رسانه میتواند مطرح شود، نقد درست یا اشتباه بگیرد و تبلیغ درست یا غلط شود؛ بنابراین رسانه به عنوان آگاهیدهنده مهمترین عنصر و اساسیترین رابطهای است که میتواند دنیایی را به دنیای دیگر معرفی کند. خبرنگاران هم به همین نسبت شغل خطیری دارند اما متاسفانه بسیاری از اوقات خبرنگار بابت آگاهیبخشی ممکن است با خطرهایی جدی مواجه شود. به نوعی نسبت داده شدن خبرنگار به مفاهیمی دیگر قطعا این حرفه را آزار میدهد. خبرنگار آگاه آن کسی است که موشکافانه جامعهاش را نگاه میکند و به مردم منتقل میکند.روحیه خبرنگاری همیشه برایم جالب و جذاب است.ایسنا/17 مرداد
قدرتالله ایزدی
در دوران تحصیلم روزها کار میکردم و شبها درس میخواندم. بعضی اوقات هم به پدرم کمک میکردم. پدرم یک مغازه سوپرمارکت داشت که من در کنارش کار میکردم و با این کار آشنایی داشتم اما سمساری هم برایم جالب بود و به من میآمد که در سریال «مگه تموم عمر چند تا بهاره؟» یک سمسار باشم. قبلا در سمساری کار کردهام. مادر همسرم قبلا سمساری داشت و اجناسش را پدر همسرم میخرید. مدتی مادر همسرم مریض شد و من برایش کار میکردم و به همین دلیل با کار فروش لوازم دست دوم آشنایی داشتم. در سریال سروش صحت به من هم خوش گذشت. امیدوارم مردم هم راضی باشند. ایرنا/ 16 مرداد



