روزنامه هفت صبح، سمانه استاد | روزی شاه ایران به خیانت همسرش پی میبرد و او و معشوقش را به قتل میرساند. پس از آن هر شب با دختری ازدواج کرده و روز بعد دختر را به قتل میرساند و این کار را به مدت سه سال تکرار میکند. تا اینکه دیگر در شهر دختری باقی نمیماند بهجز دختران وزیر. یکی از این دختران که شهرزاد نام دارد داوطلب میشود تا به دربار شاه برود. او همان شب از شاه درخواست میکند تا برای خواهرش، دنیازاد، قصهای تعریف کند.
خواهر به دربار شاه میآید و شهرزاد قصه را جلوی شاه برای دنیازاد تعریف میکند اما آن را به اتمام نمیرساند و در اوج رها میکند. شاه که جذب قصه شده است، شهرزاد را نمیکُشد تا شب بعد ادامه قصه را برای او تعریف کند. جادوی قصه در شب اول شهرزاد را از مرگ میرهاند. شب دوم شهرزاد قصه را ادامه میدهد و بدین شکل هزار و یک شب طول میکشد تا شاه با جادوی قصه درمان شود و ازدواج رسمیاش با شهرزاد را جشن بگیرد.
در سویی دیگر یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بینظیر باشد و تالار اصلی آن در عین شکوه و بزرگی و عظمت ستونی نداشته باشد. اما پس از سالها کار و تلاش و محاسبه، کسی از عهده ساخت سقف تالار اصلی برنیامد و معماران مدعی زیادی بر سر این کار جان خود را از دست دادند. تا اینکه ناکامی پادشاه او را بهشدت افسرده و خشمگین ساخت و دست آخر معلوم شد که معمار زبردست و افسانهای بهنام سنمار وجود دارد که این کار از عهده او برمیآید.
بالاخره او را یافتند و کار را به او سپردند. او طرحی نو درانداخت و کاخ افسانهای خورنق را تا زیر سقف بالا برد و اعجاب و تحسین همگان را برانگیخت، اما درست وقتی که دیوارهها به زیر سقف رسید، سنمار ناپدید شد و کار اتمام قصر خورنق نیمهکاره ماند. پس از هفت سال سنمار دوباره بازگشت و کاخ را تمام کرد. او در بازدید شاه از قصر رازی را به شاه گفت و شاه در پاداش به هوش و ذکاوت سنمار او را از بالاترین طبقه کاخ به پایین انداخت تا نتواند کاخی چنین برای شاهی دیگر بسازد.
حال این دو داستان را حامد شیخی در نمایش «قصه شهرزاد به روایت سنمار» به خوبی تلفیق کرده است. قصههای شهرزاد در طول سالیان مورد دخل و تصرف زیادی واقع شده و هدف شیخی از روایت این دو داستان نقدی به این تحریفهاست. به گفته این هنرمند شهرزاد در داستانهای خود قصه سنمار را میگوید و سنمار در زمان مرگ، از قصه شهرزاد و کمکی که قصه به نجاتش کرده بود دم میزند و این داستانها که در زمانهای مختلف روی داده است، نمیتوانند به هم اشاره کنند. همین موضوع نشاندهنده تحریفی است که در این آثار صورت گرفته.
نمایش «قصه شهرزاد به روایت سنمار» نمایشی جذاب و خوشریتم است. برخلاف بسیاری از نمایشهای دوران کرونا، در این نمایش از تعداد بازیگران بیشتری استفاده شده و نقشها متنوع هستند. بازیگران در نقشهای خود بهخوبی نشستهاند و صحنه نمایش کاخ پادشاهی را بهدرستی نمایان میکند. حتی ستونهایی که شاه از سنمار خواسته بود در کاخ حذف کند نیز در این نمایش مورد بازی قرار میگیرد.
حامد شیخی و گروه هنری تندیس را میتوان از پرکارترین گروه نمایشی در دوران کرونا دانست.
این گروه در این دوران بیش از ده اثر نمایشی به روی صحنه برده و تمام تلاشش را برای فعال نگاه داشتن سالنهای تئاتری و زنده نگاه داشتن تئاتر کرده است. آنها در این اثر نمایشی با اجرا در سالنی بزرگ که فاصله مناسبی با مخاطب دارد، و همینطور صحنهای وسیع که فاصله بازیگران با هم در آن رعایت میشود موفق شدهاند نمایشی قابل قبول در روزهایی ارائه دهند که بسیاری از اهالی تئاتر از آن فاصله گرفتهاند.
نویسنده و کارگردان: حامد شیخی
بازیگران: حامد شیخی/ ملیکا زاهدی
علی اسدیان/ امیرحسین انصاری
امیررضا باباولیان/ صادق کاوانلویی
مجتبی جعفریپور/ نوید نوبخت
محبوبه میرزاخانی/ امیر فهادان
غزال شفیعی/ نیکی میرصادقی
بهرام مصطفایی/ سارا محبی
تداعی سعیدیفر/ شاهکار هدایت
رویا شیخی/ ساغر بهنام
سیمین میرشفیعیان
مکان و زمان اجرا: پردیس تئاتر شهرزاد/ ساعت ۱۸:۳۰





