قاسم جعفری کارگردان سریال زندگی زیباست در نامه ای به رئیس سازمان صدا و سیما از حذفیات بزرگی که در این سریال صورت گرفته گلایه کرد. بخش های مهم نامه قاسم جعفری به عبدالعلی علی‌عسکری را بخوانید:

سرنوشت سریال من مثال درختی است که از ریشه قطعش کرده‌اند و تنه درخت را در خاک خشکی قرار داده و می‌خواهند بی‌آب و کود سبز باشد و بار دهد. بیش از ۶۰۰ دقیقه و یا به عبارتی ۱۵ قسمت از سریالم را سانسور کرده‌اید، عنوانش را از «عشق» به «زندگی زیباست» تغییر داده و هشت قسمت ابتدایی سریال که معرف هویت قهرمان‌های سریال بوده را بدون نمایش حتی یک سکانس حذف کرده‌اید، بدون اطلاع من به عنوان خالق اثر، سریال را تدوین و صداگذاری کرده و بر آن موسیقی گذاشته و بدون اعلام قبلی و به یک‌باره روانه آنتن کرده‌اید و کارمند تهیه‌کننده‌تان در تمام رسانه‌ها و سایت‌ها اعلام می‌کند سریال بدون سانسور در حال پخش است و وقتی دیگر هنرمندان سریال درباره سانسور می‌گویند، با قدرتی که در اختیار دارید قدیمی‌ترین خبرگزاری مملکت را وادار به حذف مصاحبه از روی سایت می‌کنید.

شک ندارم جوابی به این نامه‌ام نخواهید داد و من فقط برای ثبت در حافظه مردم کشورم این نامه را می‌نویسم، مردمی که دیگر چشمشان به رسانه میلی شما نیست و فرستنده‌هایشان رسانه غبارگرفته شما را نمی‌بینند، چون با هر نگاه، صدا و تصویری مخالفت می‌کنید، نخبه‌کشی مرامتان شده و چشم و گوش‌هایتان را بر حقیقتی که در جامعه رخ داده بسته‌اید. کجا هستند کارگردانانی که با آثارشان مخاطب را پای تلویزیون می‌نشاندند؟ کجاست عادلی که یک تنه بار همه ورزش رسانه را با برنامه‌اش به دوش می کشید؟ چرا مزدک میرزایی‌ها ناچار به ترک وطن می‌شوند؟ مرا متهم نکنید که معاندم و همه اینها را می‌گویم چون دنبال رفتنم، من در این خاک ریشه دارم، خون بسیاری از عزیزانم بر روی این خاک و برای دفاع از وطن ریخته شده، بهترین‌هایم در این سرزمین آرمیده‌اند … نه قصد مهاجرت دارم و نه پناهندگی … پس از سال‌ها ممنوع‌الکاری در تلویزیون دیگر برایم مهم نیست فیلمنامه‌ای بنویسم و یا سریالی کارگردانی کنم و دلخوشم به همان سریال‌هایی که در این زمانه اسم آوردن از آنها جرم است؛ ولی در حافظه مردم به خوبی نقش بسته‌اند و به زعم همفکران شما جریان‌ساز بوده است، چه بهتر از اینکه نگاه‌هایی مثل من نباشند و شما همچنان ۳و۴ وبی نهایت سریال‌هایی را تولید کنید که نه حرف تازه‌ای دارند، نه دردمندی مردم سرزمینمان در آنها دیده می‌شود و نه دغدغه نسل جوان است.

مدیر محترمی که از سال ۱۳۵۸ تاکنون بر بسیاری از مسندهای فرهنگی کشور( شبکه های گوناگون سیما، رادیو، سازمان سینمایی، بنیادفارابی و….) تکیه زده؛ ولی سه سال تمام از پخش سریالی که به سفارش خودش ساختم جلوگیری کرد، در اولین مواجهه‌اش در زمان ساخت سریال فقط تاکید کرد، سریالی بسازم که پایه‌های میزش سست نشود!! چه کسی باید جواب حیف و میل بیت‌المالی را بدهد که هزینه ساخت ۱۵ قسمت به نمایش درنیامده سریال من شد؟ چرا بعد ۴۲ سال مدیریت فرهنگی درسطوح مختلف همچنان باید شرایط فرهنگی‌مان این باشد؟

آخرین تحولاتفرهنگیرا اینجا بخوانید.