هفت صبح، آرتین توکلی | صنعت انیمیشن ایران، سال‌هاست که با چالش‌های زیرساختی، اقتصادی و فنی دست و پنجه نرم می‌کند. اما در دل همین محدودیت‌ها، محمد خیراندیش و گروهش در استودیوی اسکای‌فریم توانستند با ساخت انیمیشن پسر دلفینی به موفقیتی کم‌سابقه برسند؛ اثری با هویت ایرانی که هم در ایران و هم در بازارهای بین‌المللی از جمله بازار روسیه نیز مورد توجه قرار گرفت. پس از اکران قسمت دوم پسر دلفینی در ایران که با تهیه‌کنندگی محمدامین همدانی و خوانندگی شروین حاجی‌پور به روی پرده رفته بود، به‌زودی این انیمیشن اکران خود در کشورهای عربی حوزه‌ خلیج‌فارس را آغاز خواهد کرد.

مدتی قبل اعلام شد که نانسی عجرم، خواننده‌ سرشناس لبنانی که تنها در صفحه‌ اینستاگرامی‌اش بیش از 40 میلیون دنبال‌کننده دارد، خواننده‌ نسخه‌ عربی‌زبان پسر دلفینی خواهد بود. در روزهای اخیر نیز بخشی از اجرای او در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. به همین بهانه، با محمد خیراندیش، کارگردان و نویسنده‌ پسر دلفینی به گفت‌وگو نشستیم.

 

این مصاحبه، ماجرای ساخت یک انیمیشن ایرانی موفق نیست، شرح جنگ بقای یک گروه هنری خصوصی در برابر سخت‌ترین محدودیت‌هاست. خیراندیش در این گفت‌وگو پرده از ناگفته‌های پشت‌صحنه‌‌ تولید این انیمیشن برمی‌دارد؛ از مشکلاتی که تحریم‌ها برای تولید انیمیشن ایجاد کردند تا تصمیم قربانی کردن برخی جنبه‌های هنری به نفع فروش تجاری. او همچنین با صراحت، ورود شرکت‌های دولتی را ضربه‌ای به اقتصاد این صنعت می‌داند و از استراتژی خود برای جهانی شدن انیمیشن ایرانی با تمرکز بر فرهنگ غنی ایران و خلیج‌فارس سخن می‌گوید. 

 

 اجازه دهید از اصل ماجرا شروع کنیم؛ انیمیشن «پسر دلفینی». کمی درباره‌ فرایند تولید این اثر بگویید.
اول از همه، داستان این انیمیشن برایمان مهم بود. بخش‌هایی از داستان، نکات ظریفی داشت که نمی‌خواستیم از آنها غافل شویم و این موضوع روند تولید را چالش‌برانگیزتر می‌کرد. به‌طور کلی نوشتن داستان برای انیمیشن سخت است. پسر دلفینی هم یک انیمیشن دو دنیایی بود؛ از یک طرف مردم جزیره و از طرفی دیگر، دنیای زیر آب بود که کار را سخت‌تر می‌کرد. هدف اصلی ما این بود که از نظر کیفی، این انیمیشن با آثار ایرانی قبل از خودش تفاوت محسوسی داشته باشد و می‌خواستیم به این سوال همیشگی که «چرا انیمیشن‌های ایرانی آن‌طور که باید باشند، نیستند؟» پاسخی عملی بدهیم.

 

اکران انیمیشن پسر دلفینی حاشیه کم نداشت؛ از همکاری پر سر و صدای شروین حاجی‌پور گرفته تا همکاری نانسی عجرم به عنوان خواننده‌ نسخه‌ عربی این انیمیشن. اما فارغ از این‌ها، مهم‌ترین چالش‌های تولید این اثر چه بود و چطور این محدودیت‌ها بر خلاقیت و نوآوری تیم شما تاثیر گذاشت؟

ما با چالش‌های متعددی روبه‌رو بودیم، از جمله تحریم‌ها و مشکلات مربوط به انتقال پول و فناوری. حتی اختلاف ارز باعث شد که ما خیلی از نیروهای متخصص‌مان را از دست بدهیم. با این حال، این محدودیت‌ها ما را وادار کرد تا با خلاقیت و تلاش بیشتری کار کنیم. خیلی از کارهای خلاق دنیا هم در شرایط خاص و تحت تاثیر مشکلات و فشارهای خاص شکل گرفته‌اند. البته این چالش‌ها و محدودیت‌ها از یک جایی به بعد فرسایشی می‌شوند. به این شکل که ما با ساختن تنها 2 فیلم، به‌اندازه‎ ساختن 10 فیلم، پیر و فرسوده شدیم و حالا هم امیدواریم شرایط جوری پیش برود که بتوانیم راحت‌تر انیمیشن‌هایمان را بسازیم.

 پسر دلفینی علاوه‌ بر جوایزی که در جشنواره‌ فجر گرفت و بازخوردهای مثبتی که حتی از سوی منتقدانی چون مسعود فراستی داشت، در گیشه نیز با موفقیت چشمگیری روبه‌رو شد. قسمت اول این اثر در روسیه بیش از یک میلیون دلار فروش داشت و فروش قسمت دوم در ایران نیز از مرز ۳۰ میلیارد تومان گذشت. اکنون نیز قرار است که این انیمیشن در کشورهای عربی حوزه‌ خلیج فارس اکران شود. با توجه به این موفقیت تجاری، پرسش اصلی این است که چگونه در روند تولید، میان جنبه‌های هنری و تجاری اثر تعادل برقرار کردید؟ آیا ملاحظات اقتصادی و تجاری بر تصمیم‌های هنری شما تاثیر گذاشت؟

 

من به‌ عنوان کارگردان، دنبال موفقیت هنری هم هستم ولی برای ما که یک شرکت خصوصی انیمیشن‌سازی بودیم، موفقیت تجاری امری حیاتی بود. ما حتی بعضی از قسمت‌های پسر دلفینی را به نفع اینکه پرفروش باشد، تغییر دادیم. مثلا در دنیای زیرآب، قرار نبود دلفین‌ها که با کاراکتر پسر ارتباط برقرار می‌کنند، دیالوگ داشته باشند. یا ماهی‌های انیمیشن موجوداتی ساده و حتی غذای دلفین‌ها بودند. یعنی به این شکل که کاراکتر داشته باشند و حرف بزنند، نبود. ولی ما این جنبه‌ها را به نفع فروش تجاری تغییر دادیم و در نهایت این دنیای خاص‌تر را که شاید هنری‌تر می‌بود، قربانی فروش تجاری کردیم تا انیمیشن‌مان عامه‌پسندتر باشد. در مجموع، فروش تجاری بیشتر اهمیت داشت و این مسئله را در اولویت قرار دادیم. هر جایی که احساس ‌می‌کردیم باید بین هنر و تجارت انتخابی داشته باشیم، به سمت موفقیت تجاری قدم برداشتیم؛ چراکه برای ما حیاتی بود.

 

 در روند تولید این اثر تصور شما از بازخورد مخاطبان چه بود؟
تا پیش از این، هیچ انیمیشن ایرانی‌ای به این میزان از موفقیت نرسیده بود. خود ما هم، از یک جایی به بعد، این احساس را داشتیم که احتمالا این اثر موفق خواهد شد؛ به‌ویژه وقتی که با پخش قسمت‌هایی از انیمیشن در بازارهای بین‌المللی بازخوردهای مثبتی دریافت می‌کردیم.  به هر حال، این اثر یک کار یونیک و ایرانی بود. در این انیمیشن از گرافیک و فرهنگ مردم ایرانی خلیج‌ فارس استفاده شده بود و همه‌ این ویژگی‌ها ما را امیدوارتر می‌کرد. 

 

استفاده از مولفه‌های فرهنگی ایران در پسر دلفینی از کجا نشأت گرفت و فکر می‌کنید این اصالت فرهنگی چقدر برای مخاطب بین‌المللی جذابیت ایجاد کرد؟
این موضوع علاوه بر ما، برای مخاطبان خارجی هم جذاب بود. اتفاقا کسانی که از آثار خارجی تقلید می‌کنند، آثارشان برای خارجی‌ها جذاب نمی‌شود. چراکه خارجی‌ها مدل خوبش را دیده‌اند و ما هم نمی‎توانیم فرهنگ خودشان را بهتر از خودشان به تصویر بکشیم. جذابیت انیمیشن‌های ما در این است که داستان‌ و فرهنگ‌ خودمان را به تصویر بکشیم. 

 

 از نظر شما، پیام اصلی و ارزشی که انیمیشن شما باید برای کودکان داشته باشد، چیست؟
هدف اصلی من از این ۲۰ سال فعالیت، شاد کردن، امیدبخشی و تقویت اعتماد به نفس کودکان بوده است. پیام محوری پسر دلفینی، صلح و دنیای بدون جنگ است. در سطح داستانی هم به نقش مادر و خانواده پرداخته‌ایم. پیام پایانی فیلم این است که قهرمان بودن به معنای خاص بودن نیست؛ هر فردی که گوشه‌ای از کار را به دست بگیرد و وظیفه‌اش را به درستی انجام دهد، یک قهرمان است.

 

 به نظر شما، انیمیشن تا چه میزان می‌تواند به عنوان ابزاری برای معرفی و ترویج فرهنگ یک کشور در سطح جهان عمل کند؟
انیمیشن این پتانسیل را دارد که از مرزها رد شود و با بچه‌ها ارتباط بگیرد. کودکان معمولا به این موضوع توجه نمی‌کنند که یک انیمیشن در کجا ساخته شده است. ما بازخوردهای خوبی از خانواده‌ها گرفتیم. حتی خواننده‌ خارجی پسر دلفینی با تماشای این انیمیشن اشک ریخته است. صداپیشه‌های دوبله‌ خارجی این اثر نیز گفته‌اند که با دیدن پسر دلفینی اشک ریخته‌اند و این انیمیشن برایشان جذاب بوده. مردم خارجی زیاد گرفتار تکنیک‌های کار و حتی ضعف‌های تکنیکی نیستند. برای آنها داستان مهم است و داستان پسر دلفینی هم که از دل فرهنگ ما برخاسته بود، به دل آنها نشست.

 

 برخی از مخاطبان، شباهت‌هایی میان پسر دلفینی و نمونه‌های موفق بین‌المللی مانند در جست‌وجوی نمو را مطرح کرده‌اند و این مقایسه‌ها گاهی به سمت بحث الهام‌گیری یا کپی‌برداری سوق پیدا می‌کند. تحلیل شما از این موضوع چیست؟
بودجه‌ انیمیشن‌های ما، چند صدم و بعضی وقت‌ها حتی تا یک‌هزارمِ بودجه‌ انیمیشن‌های خارجی و معروف دنیاست! در کشورهای خارجی، شرکت‌های انیمیشن‌سازی بهترین نیروها، امکانات و شرایط را دارند. اگر ما سعی کرده باشیم یا حتی نزدیک شده باشیم به نمونه‌های موفق خارجی؛ این مقایسه‌ها تعریف از ماست، نه انتقاد از ما. 

 

 جایگاه صنعت انیمیشن ایران در بازارهای بین‌المللی و در مقایسه با شرکت‌های بزرگ انیمیشن‌سازی جهان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 
جایگاه انیمیشن ایران در سطح جهانی باید با واقع‌بینی سنجیده شود. هزینه‌های تولید ما به مراتب کمتر است و پتانسیل ارزآوری خوبی هم دارد، اما آثار ما اصلا قابل قیاس با غول‌هایی مانند دیزنی یا پیکسار نیستند. شرکتی مثل دیزنی صد سال سابقه، بودجه‌های عظیم و امکانات فنی بی‌نهایتی دارد و رقابت با چنین شرکت‌های بزرگی برای بقیه‌ کمپانی‌های دنیا هم دست‌نیافتنی است، چه برسد به ایران. همین که ما سهم‌ خودمان را از بازار برداریم، کافی‌ست.

 

 آیا برنامه‌ای برای ساخت قسمت‌های بعدی پسر دلفینی دارید؟


حتی قرار نبود قسمت دوم این انیمیشن ساخته شود ولی یک سرمایه‌گذار خارجی پیشنهاد همکاری داد و در بخشی از فروش سهیم شد. ممکن است این اتفاق دوباره تکرار شود. بچه‌ها هم خیلی از من سوال می‌کنند که پسر دلفینی 3 ساخته می‌شود یا خیر. من از آینده خبر ندارم، ولی تلاش‌ ما این است که به خوشحال کردن بچه‌ها ادامه دهیم. البته استودیوی اسکای‌فریم در حال حاضر 2 پروژه در دست توسعه دارد که یکی در مرحله‌ پیش‌تولید و دیگری در مرحله‌ تولید قرار دارد.
 

مهم‌ترین فرصت‌ها و چالش‌ها


بعد از موفقیت پسر دلفینی شاهد این هستیم که بسیاری از شرکت‌های ایرانی به ساخت انیمیشن‌های سینمایی روی آورده‌اند و متاسفانه ورود شرکت‌های دولتی به این صنعت ضربه‌ زیادی می‌زند. یعنی قیمت‌ها را خراب و رقابت‌ها را نابرابر می‌کنند. خیلی هم به فکر سودآوری نیستند؛ یعنی قسمتی از بودجه دولتی دستشان است و تولیداتی می‌کنند که حتی پول تولید خودشان را هم برنمی‌گرداند، چه برسد به اینکه بخواهد صادرات و ارزآوری داشته باشد. حتی بعضی از این آثار برای اکران داخلی هم قابلیت پخش ندارند. بنابراین، انیمیشن‌های ایرانی باید با سلیقه‌ مخاطب همخوانی داشته باشند و هزینه‌های تولید خود را از طریق فروش بلیت تامین کنند، نه از طریق بودجه‌های دولتی. اگر شرکت‌های خصوصی در ایران بتوانند از موانعی مانند بوروکراسی‌ها و تحریم‌ها عبور کنند، بُرد و آینده‌ صنعت انیمیشن‌سازی ایران تضمین شده‌ است.