هفت صبح، علی رزاقی بهار | در طول تقریبا ۵۰ سال قدمت ساخت سریال و فیلم‌هایی که در بستر دوره‌های تاریخی گذشته روایت می‌شوند خصوصا فیلم‌هایی که دوره حکومت قاجاریان را نشان می‌دهد شاید کم‌تر سریال‌هایی توانسته باشند به خوبی آداب و سنت‌های ایرانیان و شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران را به خوبی و آنطور که بوده به تصویر بکشند. با وجود متون متعدد تاریخی، عکس‌ها و فیلم‌هایی که موجود است.

 

اما همیشه دیالوگ‌های این سریال‌ها به دلیل فقر نویسندگی امروزی شده، چهره آدمیان با گریم‌هایی ضعیف تنها ادای دوره قاجاری را داشته است و لوکیشن‌ها با وجود استفاده از بناهای تاریخی آن دوران در طراحی صحنه و میزانسن‌ها و حتی طراحی لباس ده‌ها و صدها ایراد فاحش داشته. نمونه‌‌اش سریال جیران، مستوران و... است که فاجعه‌ای تمام عیار در سال‌های اخیر بوده است. البته پیش‌تر نمونه‌‌های موفقی چون سریال امیرکبیر به کارگردانی سعید نیکپور، فیلم سینمایی کمال الملک و سریال هزاردستان و سلطان صاحبقران اثر فاخر علی حاتمی را نباید فراموش کرد که هنر کارگردانی و نویسندگی علی حاتمی فراتر از سینمای ایران است.


اما در میان این آشفته بازار سریال‌ها و فیلم‌های تاریخی چند سال اخیر، سریال بامداد خمار اثری قابل دفاع و حتی قابل تحسینی از نرگس آبیار بر اساس رمان بامداد خمار است. دیالوگ‌ها کاملا حساب شده و سرشار از شعر و مثل‌های درست ایرانی، طراحی لباس‌ها به‌جا و کاملا منطبق به آن دوره تاریخی، گریم‌ها نشان دهنده مرد سالاری آن دوره و ضدیت با مدرنیته، چهره‌های عبوس مردان و چهره‌های غمگین زنان در مقابل مردان، داغ بودن بازار غیبت و خاله‌زنک‌بازی در میان خانم‌ها با بازی‌های روان اکثر بازیگران، بامداد خمار را کاری دلنشین و یادآور سعدی سینمای ایران کرده است. اگرچه در درام این سریال و اقتباسش کمی غلو است و برخلاف کارهای حاتمی رنگ و بوی سیاسی‌اش کم است و آن ظرافت‌ها را ندارد. اما کیفیت فیلم‌برداری و سکانس‌های عاشقانه‌اش با دقت کم‌نظیری پیش می‌رود. 


بازی فوق‌العاده مرجانه گلچین و بهنوش بختیاری با آن حجم از دیالوگ‌های سخت نشان از وسواس کارگردانی و بازی گرفتن درست از بازیگرانی است که به نظر این بازی بهترین بازی در کارنامه بازیگری آنها است.اگرچه بازی علی مصفا یا رضا کیانیان با آن بازی‌های درخشان قبلی چنگی به دل نمی‌زند و لحن خصوصا در این دو بازیگر ریتم مناسبی ندارد اما در مجموع همه‌ی بازی‌ها یکدست، روان و در خدمت متن و دوره تاریخی خودش است.


سریال با نمادسازی‌هایی چون فقیر و غنی، عشق دختر ثروتمند به پسری پاپتی، رقابت عشقی، تفاوت فرهنگ‌های غربی و شرقی، وضعیت رجال ایرانی نزدیک به دربار در شمایل عطا‌الدوله وضعیت قحطی و فقر اکثر مردمان، اهمیت آبرو، پدر، مرد و تاکید بر مرد سالاری تاریخی ایرانیان در خلال داستان اصلی عشق محبوبه و رحیم تا پایان فصل اول به خوبی پیش رفته است و برای ساخت سریال‌های تاریخی از این دست باعث امیدواری است.