
هفت صبح، سید اکبر میرجعفری | تصور کنید؛ پدری هفتاد ساله که به هنر علاقه دارد، پسری دارد که به سینما علاقهمند است. روزی پدر به پسرش میگوید: «یادش بهخیر! یکی از سریالهای خوب دوران جوانی ما سریال «داییجان ناپلئون» بود.» بعد ادامه میدهد: «کارگردان این سریال ناصر تقوایی بود؛ داستانش را ایرج پزشکزاد نوشته بود و بازیگرانش هم غلامحسین نقشینه، پرویز فنیزاده و محمد علی کشاورز و سعید کنگرانی و .... بودند.»

پسر به تشویق پدر در پی یافتن این سریال میرود و چند روز بعد نزد پدر میآید و میگوید: «داییجان ناپلئون» را پیدا کردم، اما انگار کارگردانش مهدی فخیمی است. در تیتراژ هم فقط اسم محمد کشاورز را شناختم...» پدر از پسر میخواهد که تلویزیون را روشن کند تا دو نفری سریال را ببینند، اما پدر تعجبش بیشتر میشود. سریال همان سریال است، اما نام کارگردان، نویسنده و بازیگران عوض شده است، به جز نام یکی دو بازیگر نقش دوم و سوم!

ماجرای کتاب «فارسی عمومی» که در نشر چشمه چاپ شده است، شباهتی عجیب به ماجرایی خیالی دارد که در ابتدای نوشته آمد. من نسخهای از تمام چاپهای این کتاب را ندارم، اما این کتاب تا چاپ پنجاه و هفتم سه مولف داشته است، ولی در چاپهای بعدی نام دو مولف حذف میشود! میپرسید: «چرا؟» عرض میکنم: «دقیقا نمیدانم، اما چون شمارگان این کتاب میلیونی است و اکنون چاپ یکصد و هجدهم آن در بازار است!»

حتما سوال بعدی شما این است: «خب چرا این موضوع توجه دیگران را جلب نکرده است؟» عرض میکنم: «توجه من هم جلب نمیشد، اگر یکی از مولفان به بنده نمیگفت که فقط یکسوم حقالتألیف یک چاپ را دریافت کرده است، آن هم وقتی کتاب به چاپ پنجاه و هفتم رسیده بوده است.»
احتمالا باز هم سوال دارید: چرا آن دو مولف به این اوضاع اعتراض نکردهاند؟ عرض میکنم: «اعتراض کردهاند که نامشان از پشت جلد حذف شده است! خیلی مودبانه پرسیدهاند که چرا کتاب به چاپ پنجاه و هفتم رسیده است، ولی فقط حقالتألیف یک چاپ به آنها پرداخت شده است!» دقیقتر اینکه: ناشر و یکی از مولفان نامی تصمیم گرفتهاند نام آن دو مولف را حذف کنند و البته برای اینکه مثلا کاری هم کرده باشند، کمی از مطالب کتاب را کم کردهاند! تصور کنید: بنده از گلستان سعدی گزیدهای تهیه کنم و روی جلد بنویسم: « مولف: سید اکبر میرجعفری.»




