۱۹ شهریور سال ۵۸، آیت الله سیدمحمود طالقانی از رهبران انقلاب اسلامی دار فانی را وداع گفت. ۳۸ سال پس از آن روز، کسانی مرگ او را مشکوک می دانند. موضوعی که از سوی برخی از طرفدارانش و البته فرزندان سید طالقان عنوان شده است.
چه آنکه مهدی طالقانی درباره مشکوک بودن مرگ پدرش گفته است «برخی فکر میکردند تا زمانی که طالقانی است در مصدر امور قرار نمیگیرند، بنابراین طالقانی نباشد به نفعشان است.» او با اشاره به اظهاراتی از پدرش که هر کسی جرات هجمه به آنها را نداشت، این را در کافه خبر خبرآنلاین مطرح کرده بود. مثلا در مورد دیدگاه آیت الله طالقانی درباره حجاب که مورد تایید امام هم قرار گرفت. به گفته او، «بعد از فوت پدر یک عده واقعا هم حسادت و هم کینه نسبت به طالقانی داشتند. کسانی فکر میکردند تا زمانی که طالقانی است در مصدر امور قرار نمیگیرند».
این سخنان مهدی طالقانی مورد تایید خواهرش طاهره نیز هست که گفته بود «فوت ایشان برای همه فرزندان مشکوک بود».
**** چرا دو تلفن قطع شد؟
مهدی علت مشکوک دانستن مرگ پدر را اینگونه برای خبرآنلاین توضیح داده است: «وقتی انقلاب شد منزل ابوی در پیچ شمران تبدیل به محل رجوع مردم شد و دیگر برای ما قابل زندگی نبود. پیشنهاداتی شد مبنی بر اینکه فلان کاخ، فلان دفتر یا خانه فلان تیمسار خالی است، به یکی از این مکان ها بروید؛ اما آقا قبول نکردند. جمعیت ما هم زیاد بود. پدر، مادر، من و خانم و بچه هایم همه با هم بودیم. به هر حال یک آپارتمان ۷۰ متری در خیابان سمیه ما دادند و ما آنجا ساکن شدیم؛ ولی مرحوم آقا جلساتش را در خانه آقای چهپور در خیابان ایران برگزار می کرد. دو یا سه روز پیش از این حادثه، دزد به خانه خیابان سمیه می آید و فقط از داخل آپارتمان ما دزدی می شود و یک مقدار وسایل را هم به هم می ریزد و چند سند با خود می برد. روز حادثه تلفن خانه سمیه و تلفن خانه ایران هر دو با هم قطع می شود؛ در صورتی که شرکت مخابرات می دانسته که هر دو خط را آقای طالقانی استفاده می کند و قاعدتا این دو تلفن در دو جای مختلف شهر به صورت همزمان نباید قطع می شد. مسئله دیگر این بود که ماشینی در اختیار ایشان گذاشته و به راننده اش گفته بودیم هر جا که آقا هست بماند تا اگر حتی نصف شب شب
آقا خواست جایی برود این راننده آقا را ببرد و بیاورد؛ اما آن راننده در ان شب مرخص می شود و من دلیلش را نمی دانم. آن شب آقا با سفیر روسیه و هیئتی حدودا ۱۲ نفره در منزل آقای چهپور دیدار داشت. وقتی ساعت ۱۲ شب این هیئت از پیش آقا مکی رود آقا احساس می کند درد سینه دارد به آقای چهپور خبر می دهد؛ اما آقای چهپور متوجه می شود که تلفن قطع است. بعد آقای چهپور پیاده راه می افتد و می رود به میدان عشرت آباد به دنبال دکتر شیبانی که البته دکتر هم نبوده است. اعتراض ما این بود که سه بیمارستان اطراف آن خانه بود به هیچ کدام از آنها نرفته است و دست آخر با یک اکسیژن نصفه و نیمه برگشته است و وقتی می آید آقا دیگر فوت کرده بودند. به ما می گوید: ما تلفن نداشتیم. خب تلفن نبود اما حداقل ۵۰ عدد از این بی سیمهای دستی آنجا ریخته بود و کمیته مرکز به آنجا نزدیک بوده، همه این اتفاقات در کنار هم نمی تواند تصادفی باشد.»
فرزند آیت الله طالقانی همچنین گفته اجازه پیگیری درباره مرگ پدر به آنها داده نشده است. او گفته: «ما گفتیم پدر را کالبدشکافی کنند؛ گفتند نمی شود یک روحانی و مرجع عالیقدر را کالبد شکافی کرد.»
**** دستبرد به اسناد آیت الله پیش از مرگ او
مجتبی طالقانی فرزند دیگر آیتالله طالقانی هم سه واقعه درباره مرگ پدر را مشکوک می داند. تاریخ ایرانی از زبان او می نویسد: چند روز پیش از درگذشت آیتالله، گروهی ناشناس به منزل خلیل رضایی از نزدیکان آیتالله طالقانی دستبرد زدند و گویا به دنبال اسنادی میگشتند. اعضای خانواده پس از مرگ آیتالله متوجه میشوند چمدانی حاوی اسناد که تنها خود آیتالله طالقانی کلید آن را داشت، مفقود شده است.
**** سفیر شوروی آیت الله را کشت؟
زهرآلود بودن انگشتر سفیر شوروی هم سناریوی دیگری از مرگ آیت الله طالقانی است. طاهره فرزند او در گفت و گویی که سال گذشته با شرق داشت گفته بود: «از صاحبخانه پرسیدیم چه اتفاقی افتاد. او گفت پدرت همیشه عادت داشت دستهایش را بشوید و سر سفره بنشیند. در همین اثنا هیأتی از شوروی هم آمده بودند. ظاهرا با آنها دست میدهد. گویا از طریق انگشتری که آغشته به زهر بوده، سمی به بدن پدر وارد میشود که علائم سکته قلبی ایجاد میکند. ما اعلام کردیم که پدر باید کالبدشکافی شود تا علت مرگ روشن شود. همگی متفقالقول بودیم. به آقای چهپور که پدر عروسمان بود این مطلب را گفتیم. ایشان گفتند: آقا مشکلی نداشتند. رفته بودند بخوابند اما نتوانستند. حالت تهوع داشتند. ظاهرا آقای چهپور را صدا کرده و ایشان هم پدر را روی تخت میخواباند و بعد به آقای چهپور اشاره کرده که از اتاق بیرون برود.»
… ادامه در بخش دوم



