روزنامه صبح نو وابسته به جریان اصولگرایی در شماره امروز خود گزارشی با تیتر «نیمه پنهان حصر؛ خدماتی که نظام در اختیار محصوران گذاشت» از وضعیت حصر منتشر کرده که جنجالهای زیادی به دنبال داشت. با هم بخش دوم این گزارش را میخوانیم…
**** اعتصاب دستوری
هر کنش سیاسی هدفمند، نیازمند بسترسازی فضای اقدام در جامعه و پیوست رسانهای مؤثر است. تاجزاده آغازگر بود؛ او «آرامش جامعه» را تابع «رفع حصر» دانست و پس از آن با هدایتگری «پارلمان در سایه» کمیته پیگیری مطالبه رفع حصر در فراکسیون امید تشکیل شد. مرجع تصمیم گیری اعتصاب غذای مهدی کروبی به مانند اقدامات سال ۸۸ - به اعتراف نزدیکان وی در دادگاه- شخص وی نبود؛ او مجری «اعتصاب دستوری» بود که هنگامه رأی اعتماد فرصت مناسبی برای اقدام در اختیار آنان قرار داد. گفته می شود افرادی مانند مصطفی تاج زاده و عبدالله نوری مدیریت فضای اعتصاب دستوری را برعهده داشتند؛ آنان پیش از این خواهان اصلاحات ساختاری ترجمان تغییرات معطوف بر براندازی بودند. اتاق فکر داخلی و خارجی اعتصاب غذا پس از این که ضریب واکنش جامعه به این رخداد را کم ارزیابی کردند؛ پایان اعتصاب را با انتشار خبر دروغ پذیرش یکی از شروط مهدی کروبی اعلام کردند و اعتصاب دستوری وی کمتر از ۲۴ ساعت طول کشید. هرچند هنگامی که جریان رسانهای تندرو از شرایط بد وضعیت مهدی کروبی سخن میگفت وی در بیمارستان «صبحانه مفصلی» خورد هرچند مثلث برنامهریزی اعتصاب از بیان آن امتناع کردند.
**** پمپاژ توهم پیروزی
جریان تندروی اصلاحات حیات و زیست خود را در جامعه ایرانی به «هیاهوسازی» و «مسأله آفرینی تصنعی» گره زدهاند؛ آنان در پیوست رسانهای «قهرمانسازی» از حاضران در فضای حفاظت شده، از اجرایی شدن یکی از پیش شرطهای مهدی کروبی و شکست اجرای قانون خبر دادند و به پمپاژ توهم پیروزی پرداختند. از سوی دیگر آقای اسحاق جهانگیری در سخنانی خارجازحیطه مسوولیتش از پذیرش شرط مهدی کروبی خبر داد و در همین راستا گفت: «حتماً این کار انجام شده است و آنچه که قابل گفتن باشد توسط مسوولان امنیتی اعلام میشود و به اطلاع خانواده ایشان هم میرسد.» پس از این سخنان، حجت الاسلام اژهای، معاون اول قوه قضاییه، درباره درخواستهای مهدی کروبی مبنی بر خروج مأموران از منزل و محاکمه علنی که مورد اول محقق شده است، گفت: «چهکسی گفته اولی عملی شده است، این دروغ محض است که برخی منتشر کردند. یک اتفاقاتی در سال ۸۸ و ۸۹ افتاد و عدهای مقابل قانون ایستادند و اقدامات مجرمانه انجام دادند و اموال دولت و مردم را تحریق کردند و سبب کشته شدن عدهای شدند و تهمتها و نسبتهایی داده شد. در آن زمان که این اقدامات انجام شد، دستگاههای مسوول برای برخورد با مجرمان و متخلفان مشغول شدند و آن زمان عدهای دستگیر و عدهای با رأفت اسلامی محاکمه شدند.» از سوی دیگر این شرط گذاری یک سویه در حالی بیان میشود که درچند سال اخیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی از مواضع ساختارشکنانه و هزینه ساز برای منافع ملی کوتاه نیامده اند و حتی با ارسال بیانیههایی علیه نظام و مردم بر آن پافشاری کردهاند.
**** بهانه وحدت تندروها
جریان اصلاحات از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گریبانگیر «هویت زدایی ساختاری» هستند؛ آنان برخلاف عهد پیشین «عیار اصلاح طلبی» را فراموش کردند و کسب قدرت را به هر قیمت حتی همسو با اصول گرایان ریشه دار دستور کار قرار دادند و حتی وعدههای حداقلی آنان در دولت یازدهم و کابینه دوازدهم جامه عمل پوشانده نشد و فرسایش پایگاه اجتماعی آنان را در پی خواهد داشت، بنابراین برای استمرار دالهای هویت گرایانه نیاز به بروز رفتارهای رادیکالی هستند. سوژگی رفع حصر برآیند این فضای تحلیلی است. استمرار«کلامی» رفع حصر تنها رمز«بقا» جریان تندروی اردوگاه اصلاح طلبان است؛ آنان این گفتار را ترجمانی برای ایجاد بستر وحدت نیروهای سیاسی و کانون گفتمانی برای عبور از خلاء گفتمانی تلقی میکنند و در این راستا، برای پایان آن از سوی شورای عالی امنیت ملی اقدام «عملی» انجام نمیدهند.



