ستاد انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری و طرفداران آنها، علاوه بر تبلیغ به نفع خود، بخشی از توانشان را علیه کاندیدای رقیب خرج می‌کنند. این تلاش‌ها را به شکل روزانه در قالب «تکل از پشت» می‌خوانید

مخالفان حسن روحانی امروز هم تمرکز خود را روی مسائل اقتصادی گذاشته‌اند و خبرگزای تسنیم یک گزارش میدانی از سطح شهر ترتیب داده که در آن با تعدادی از اقشار جامعه به گفتگو نشسته است. بخش‌هایی از آن را بخوانید…

به سراغ مردم در میدان هفت تیر و خیابان ولی عصر تهران رفتیم و نظر مردم را درباره سخنان حسن روحانی جویا شدیم.

* گوشت از سفره ما حذف شده است

سراغ مرد۵۰ سالهی دستفروشی رفتیم که کنار خیابان بساط فروش اسباب بازی کودک دارد. وقتی از او سوال می کنم زندگی با دستفروشی چطور است و آیا در این چند سال از وضعیت اقتصادی رضایت داشتی می گوید: نان و پیاز می خوریم، کباب را تصور می کنیم.

وی ادامه می دهد:سال هاست که دستفروش هستم، اما مجبورم با این شرایط کنار بیایم. قبلا کل درآمدم در ماه حدود۱ میلیون بود. اما یک سالی است که به دلیل کاهش درآمد مردم فروش من هم کم شده. دیگر مردم توان خرید اسباب بازی برای کودکان خود را ندارند. من گران فروش نیستم اما اسباب بازی گران شده و اکثر اسباب بازی ها در داخل کشور وارداتی است.

این مرد دستفروش که تمایل نداشت خودش را معرفی کند می گوید: قیمت تمام مواد خوراکی هر روز در حال گران شدن است.گوشت اینقدر گران شده که توان خرید ندارم. نان و پیاز می خوریم و کباب را تصور می کنیم.

وی ادامه می دهد: اهل کرمانشاه هستم. اگر شرایط در استانم مهیا بود به آنجا می رفتم تا حداقل هزینه خوراکم کم تر شود. اما آنجا کار نیست مجبور هستم برای گذراندن امور زندگی به تهران بیایم.

*پولی برای پس انداز نداریم

داخل مغازه روسری فروشی شدم. پسرجوانی که حدود ۳۵ سال داشت و خود را رسولی معرفی کرد، پشت ویترین مغازه ایستاده بود و به محض اینکه متوجه شد خبرنگار هستم گفت: صحبت کردن و نکردن ما چه فرقی دارد. مگر مسئولان به صحبت های ما هم توجه می کنند. روحانی وعده داده بود شغل ایجاد می کند. اما کو شغل؟

وی در پاسخ به اینکه وضعیت فروش و رضایتمندی شما از معیشت چیست می گوید: به هر حال زندگی را می گذرانیم. پولی برای پس از انداز نداریم فقط تلاش می کنیم که قسط هایمان عقب نیفتد. سرمایه در گردش خود را هم با چک تأمین می کنیم.

رسولی با بیان اینکه لیسانس مدیریت هستم گفت: برای کار خیلی فرم پُر کردم اما هر کدام به بهانه های مختلف انجام نشده است. برای ۱۴ ساعت کار پیشنهاد حقوق ۹۰۰ هزار تومان را می دهد. انصاف است من ۱۴ ساعت کار کنم و ۹۰۰ هزار تومان دریافت کنم؟! با این حقوق چگونه می توانم زندگی بگذرانم؟!

این فروشنده گفت: تمام روسری ها چینی است. سودی برای ما نمی ماند چرا که اجاره مغازه ها بالاست و فروشمان به اندازه مطلوب نیست. با وجود اینکه مصرف روسری در کشور ما زیاد است اما تولید روسری اندک است. اکثراً روسری های موجود در بازار وارداتی است. کار کردن در یک محیط اداری نیازمند پارتی است.

*۲شیفته کار می کنم تا زندگی ام تأمین شود

آقای محبی شهروند دیگری است که خود را کارمند بانک دولتی و ۴۶ ساله معرفی می کند می گوید: شاید بگویند کارمندان دولت بدون مشکل زندگی می کنند. این تفکر غلط در جامعه شکل گرفته است. اما متأسفانه اینگونه نیست.

وی ادامه می دهد: شرایط زندگی برای کارمندان هم دشوار است. مستأجر هستم و در ماه حدود ۸۰۰ هزار تومان کرایه خانه می دهم. ۴ فرزند دارم که ۲تای آنها دانشجوی دانشگاه آزاد هستند. هزینه های زندگی با حقوقم یکسان نیست. عصر ها در حسابداری در بازار تهران فعالیت می کنم تا بتوانم یک زندگی آرام برای خانواده ام تأمین کنم. شب ها ساعت ۱۱شب به منزل می رسم و شرایط جسمی من به گونه ای است که نیازمند درمان و دکتر هستم. ولی با توجه به اینکه از صبح تا شب مشغول کار هستم. فرصتی برای رفتن به دکتر برایم باقی نمی ماند.

محبی می گوید: هیچ کس از داخل زندگی دیگران خبر ندارند. اینکه می گویند کارمندان بانک ها پولدار هستند همیشه درست نیست.

* دخل و خرجم با هم نمی خواند

راننده تاکسی و ۵۹ ساله هستم. از بس در این ترافیک تهران ترمز و کلاج گرفته ام، درد مفاصل دارم. اما مجبو رهستم با این شرایط اقتصادی کار کنم. هیچ دولتی به فکر مردم نیست. اما دولت روحانی بیشتر از دولت های دیگر بی توجهی به تولید کرد. اکثر واحدهای تولیدی میدان جمهوری در حال ورشکستگی هستند. قبلاً برای تولید ها بسته های پارچه حمل می کردم . اما مدتی است که خبری نیست.

وی می گوید: حجم کار تولیدی ها در این ۳سال اخیر به ۳۰ درصد رسیده است. مسئولان دلسوز مردم نیستند. مگر روحانی نمی گفت که برجام اجرایی شود مشکل آب خوردن مردم هم حل می شود. الان در چشم مردم نگاه می کنم و حرف هایش را پس می گیرد. دخل و خرجم با هم نمی خواند. همسرم بیمار است و هزینه های درمان سرسام آور. خودم هم دیگر توان کار کردن ندارم ولی مجبور هستم چرا که اگر کار نکنم توان زندگی ندارم. هر روز قیمت گوشت و مرغ گران و از سفره مردم کم می شود.

تازه‌ترین تحولاتسیاسیرا اینجا بخوانید.