
هفت صبح | 36 روز از آغاز جنگی میگذرد که دیگر محدود به خطوط مقدم نیست. حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، مسیر تازهای را طی کرده و از اهداف نظامی عبور کرده است. اکنون دانشگاهها، مراکز درمانی، صنایع نفت و پتروشیمی و حتی بازارهای مالی در تیررس قرار گرفتهاند. دشمنان جنایت جنگی را در پیش گرفتهاند و چهرهای متفاوت از خود به نمایش گذاشتهاند که در آن، دانشجو در کلاس درس هدف قرار میگیرد، آزمایشگاههای قدیمی نابود میشوند و بیمارستانها در کنار نقش درمانی، آسیبهای سنگین میبینند.
در کنار این، اقتصاد کشور نیز با فشار جدی روبهرو است. از اختلال در تولید و صادرات تا نوسان بازارهای مالی و نگرانی سرمایهگذاران. در سطح منطقه، تنگه هرمز به نقطهای تعیینکننده تبدیل شده و معادلات انرژی جهان را تغییر داده است. در این میان، روایتهای رسمی و میدانی نشان میدهد که با وجود خسارات گسترده، جریان خدمات درمانی، آموزش و تولید متوقف نشده است. اما آنچه بیش از هر چیز برجسته است، تغییر ماهیت جنگ است. جنگی که اکنون زندگی روزمره، سلامت عمومی، علم و اقتصاد را همزمان درگیر کرده و تصویری متفاوت از یک بحران را شکل داده است.
حمله به نهاد علم؛ دانشگاه در خط مقدم
جنگی که دشمنان ایران در ابتدا با اهداف به ظاهر نظامی آغاز کردند، خیلی زود به محیطهای علمی رسید. حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری اعلام کرد که بیش از ۳۰ دانشگاه کشور هدف حملات قرار گرفتهاند و ۶۰ دانشجو جان خود را از دست دادهاند.او در سخنانی در دانشگاه شهید بهشتی تأکید کرد که ترور استادان و حمله به مراکز علمی، نقض آشکار قوانین بینالمللی است. به گفته او، حدود ۱۰ استاد نیز در جریان این حملات به شهادت رسیدهاند. شاهین آخوندزاده، معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت نیز از ابعاد دیگر این آسیبها گفت. او توضیح داد که مراکز تحقیقاتی، دانشگاههای علوم پزشکی و بیمارستانهای آموزشی مورد حمله قرار گرفتهاند. آخوندزاده گفت برخی خسارات قابل جبران نیست. او به آزمایشگاههای قدیمی انستیتو پاستور اشاره کرد که ارزش تاریخی داشتند و از بین رفتند.
پاستور؛ نماد سلامت زیر آوار
حمله به انستیتو پاستور یکی از مهمترین نقاط این جنگ بود. این مرکز که بیش از یک قرن سابقه دارد، به شدت تخریب شد. حسینعلی شهریاری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس گفت که این مرکز باید به طور کامل بازسازی شود. او تأکید کرد که چیزی از ساختمان باقی نمانده است. با این حال، خدمات درمانی متوقف نشده است. شهریاری اعلام کرد که در دو هفته نخست جنگ، حدود ۸۰ هزار واکسیناسیون انجام شده است. او گفت کارکنان حوزه سلامت به صورت خانهبهخانه فعالیت کردهاند و روند خدمات ادامه دارد. این موضوع نشان میدهد که با وجود تخریب زیرساختها، تلاش برای حفظ خدمات عمومی ادامه دارد.
تغییر فاز جنگ؛ از نظامی به اقتصادی
در روزهای اخیر، حملات به سمت زیرساختهای اقتصادی حرکت کرده است. حسین صمصامی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون اقتصادی توضیح داد که این تغییر مسیر نشاندهنده مرحله جدید جنگ است. او گفت ابتدا تلاش برای ایجاد بیثباتی سیاسی بود، سپس حمله به توان نظامی و اکنون زیرساختهای اقتصادی هدف قرار گرفتهاند. به گفته او، حمله به پتروشیمیها و صنایع فولاد بخشی از همین روند است.
صمصامی پیشبینی کرد که احتمال حمله به زیرساختهای برق نیز وجود دارد. صمصامی ادامه داد: دشمن امروز زیرساختهای ما را میزند زیرا نتوانست پس از حمله به زیرساختهای نظامی، ایران را به تسلیم یا حداقل باز کردن تنگه هرمز مجبور کند. بسته ماندن تنگه هرمز در شرایطی بود که کشور ما بارها بمباران شد و حتی گفته میشود میزان بمبهایی که بر سر ایران ریخته شد بیش از میزانی بوده که در جنگهای دیگر مصرف شده است. با وجود همه این فشارها، باز هم اختیار تنگه در دست ما مانده است. این برگ برنده کشور ماست.
اقتصاد زیر فشار؛ از پتروشیمی تا بازار سرمایه
اما در این میان حملات به صنایع کلیدی، آثار گستردهای بر اقتصاد گذاشته است. مرتضی بهروزیفر، کارشناس انرژی گفت که صنایع فولاد و پتروشیمی بخش مهمی از درآمد کشور را تشکیل میدهند. او توضیح داد که آسیب به این بخشها باعث اختلال در تأمین ارز و افزایش هزینههای بازسازی میشود. در کنار این، بازار سرمایه نیز با احتیاط شدید مواجه شده است. بازگشایی محدود بورس نشان میدهد که اعتماد هنوز بازنگشته است.سرمایهگذاران ترجیح دادهاند دارایی خود را حفظ کنند و از ورود گسترده به بازار خودداری کنند.
تنگه هرمز؛ نقطه حساس جنگ
در سطح منطقه، تنگه هرمز به یکی از مهمترین نقاط تبدیل شده است. این مسیر حیاتی برای انتقال نفت، اکنون در مرکز توجه قرار دارد. تحلیلها نشان میدهد که هرگونه اختلال در این مسیر میتواند تأثیر بزرگی بر بازار جهانی انرژی داشته باشد. گزارشها حاکی از آن است که حمله احتمالی به جزیره خارک میتواند صادرات نفت را به شدت کاهش دهد. در این میان، کشورهای منطقه مانند عربستان و امارات نیز با ریسکهای اقتصادی روبهرو شدهاند. نتیجه اینکه همچنان جنگ تنها محدود به یک کشور نیست و اثرات آن به کل منطقه سرایت کرده است.
واکنش منطقهای؛ بحران در امارات
جنگ تأثیر خود را بر اقتصاد کشورهای منطقه نیز گذاشته است. بانک مرکزی امارات مجبور شد حدود ۸.۲ میلیارد دلار به سیستم بانکی تزریق کند. این اقدام پس از کاهش شدید نقدینگی انجام شد. گزارشها نشان میدهد که ارزش سهام بانکها نیز کاهش یافته است. این تحولات نشان میدهد که اقتصاد منطقه در برابر این بحران آسیبپذیر است.
زندگی در سایه جنگ
در کنار همه این تحولات، زندگی روزمره مردم نیز دستخوش تغییرات عمیق و گاه دردناک شده است. جنگ دیگر فقط در خطوط مقدم جریان ندارد، بلکه به خانهها، کلاسهای درس، بیمارستانها و محیطهای کاری رسیده است. دانشجویان در حالی درس و تحصیلشان را به شکل مجازی دنبال میکنند که سایه نگرانی از آینده برایشان سنگینی میکند و روزهایشان حالا با اضطراب و نگرانی همراه شدهاند. برخی دانشگاهها آسیب دیدهاند، برخی دیگر فعالیت خود را به شکل محدود ادامه میدهند و بسیاری از دانشجویان با این دغدغه درس میخوانند که آیا فردا هم این فضا پابرجا خواهد بود یا نه.
در حوزه درمان، وضعیت پیچیدهتر است. بیمارانی که برای درمان به بیمارستانها مراجعه میکنند، در مراکزی خدمات میگیرند که بخشی از آنها در جریان حملات آسیب دیدهاند یا با فشار مضاعف کار میکنند. کادر درمان با وجود خستگی و نگرانی، همچنان در خط مقدم خدمت ایستادهاند. کمبود امکانات در برخی نقاط، فشار کاری بالا و نگرانی از ادامه حملات، شرایطی دشوار برای پزشکان و پرستاران ایجاد کرده است.
در بخش تولید و صنعت نیز شرایط مشابهی حاکم است. کارگران در کارخانهها و تأسیسات صنعتی فعالیت میکنند، در حالی که این مراکز در فهرست اهداف حملات قرار گرفتهاند. هر شیفت کاری با نوعی نگرانی همراه است؛ نگرانی از وقوع حمله، توقف تولید یا از دست رفتن محل کار. با این حال، بسیاری از آنها کار را رها نکردهاند و چرخه تولید را ادامه دادهاند.
با وجود همه فشارها، فعالیتها در بسیاری از حوزهها ادامه دارد.پروژههای تحقیقاتی به مراکز دیگر منتقل شدهاند. خدمات درمانی در محلهای جایگزین ارائه میشود. صادرات نفت همچنان ادامه دارد و حتی در برخی موارد افزایش یافته است.






