به گزارش هفت صبح؛ در تازه‌ترین برنامه «سینرژی»، محمدحسین رنجبران میزبان یکی از دیپلمات‌های باسابقه و اثرگذار جمهوری اسلامی ایران بود. دکتر کاظم غریب‌آبادی، معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه. وی از دهه ۷۰ وارد وزارت امور خارجه شده، مسئولیت‌های مختلفی را تجربه کرده و علاوه بر حضور در بسیاری از مذاکرات، مدتی نیز معاون امور بین‌الملل و حقوق بشر قوه قضاییه بوده است. غریب‌آبادی با طی کردن مدارج دیپلماسی، امروز به‌عنوان یکی از دیپلمات‌های اثرگذار کشور شناخته می‌شود. وی در این برنامه با تشریح دیدگاه‌ها و تجربه‌های خود، به تبیین آخرین تحولات مرتبط با دیپلماسی، تحریم‌ها و مذاکرات پرداخت.

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه با قدردانی از فضای برنامه «سینرژی» اظهار کرد: این چارچوب به ما اجازه می‌دهد راحت‌تر و خارج از قالب‌های رسمی صحبت کنیم، چراکه گاهی لازم است برخی نکات در قالب‌هایی متفاوت مطرح شود.

جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه با اصل گفت‌وگو مخالفت نکرده، اما نه با هر قیمتی

غریب‌آبادی در پاسخ به پرسشی درباره چشم‌انداز مذاکرات و انتظار افکار عمومی برای گشایش در روابط خارجی، تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه با اصل گفت‌وگو مخالفت نکرده، اما نه با هر قیمتی.

وی افزود: برای بررسی وضعیت کنونی گفتگوها باید چند نکته را مدنظر داشت. تمرکز من بر شرایط جدید است؛ هم در چارچوب دولت دکتر پزشکیان در ایران و هم تحولات سیاسی در آمریکا و روی کار آمدن دولت جدید به ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ. بررسی مذاکرات در ادوار گذشته بحثی مستقل و مفصل می‌طلبد، اما می‌توان درباره یک سال اخیر صحبت کرد.

وی با اشاره به موضوع تحریم‌ها گفت: بحث رفع تحریم همواره یکی از دستورکارهای اصلی دولت‌های جمهوری اسلامی ایران بوده، به‌ویژه پس از اعمال تحریم‌های گسترده. البته تحریم پدیده جدیدی نیست و از ابتدای انقلاب وجود داشته، اما تحریم‌های هسته‌ای به‌طور مشخص از سال ۲۰۰۳ آغاز شد و پس از آن تحریم‌های اتحادیه اروپا و برخی کشورهای اروپایی اعمال و در نهایت موضوع هسته‌ای ایران به شورای امنیت ارجاع شد. از این رو، رفع تحریم در کنار مذاکرات همواره هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران بوده است.

خنثی‌سازی تحریم‌ها یک ضرورت است اما بدون مدیریت کارآمد داخلی ممکن نیست

معاون وزیر امور خارجه با بیان دیدگاه شخصی خود تصریح کرد: من نه فقط به‌عنوان دیپلمات، بلکه به‌عنوان یک شهروند جمهوری اسلامی ایران معتقدم که باید تمرکز ویژه‌ای بر خنثی‌سازی تحریم‌ها داشته باشیم؛ همان‌گونه که مقام معظم رهبری بارها بر این موضوع تأکید کرده‌اند.

وی خاطرنشان کرد: خنثی‌سازی تحریم‌ها الزاماتی دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مدیریت کارآمد داخلی، توجه ویژه دستگاه‌های اجرایی و تا حدی قطع امید از برخی کمک‌ها و اقدامات خارجی اشاره کرد. در شرایط عادی شاید نیازی به این تأکید نباشد، اما وقتی کشور با تحریم مواجه است، باید از همه ابزارها و ظرفیت‌ها استفاده شود.

غریب‌آبادی ادامه داد: خنثی‌سازی تحریم‌ها نیازمند منابع، تلاش‌های ویژه و تقویت بنیه داخلی است، چراکه در حوزه اقتصادی با مشکلاتی مواجه هستیم. در کنار این مسیر، مذاکره برای رفع تحریم نیز همواره مطرح بوده و از سال ۲۰۰۳ به بعد در دستور کار همه دولت‌ها قرار داشته است. جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه با اصل گفت‌وگو و مذاکره مخالفت نکرده و همواره از دیپلماسی استقبال کرده است، البته نه با هر قیمتی.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات اخیر در آمریکا اشاره کرد و گفت: با روی کار آمدن دولت جدید آمریکا، حدود دو تا سه ماه زمان لازم بود تا این دولت مستقر شود و مشخص شود که آیا آمادگی مذاکره با ایران را دارد یا خیر. یکی از نشانه‌ها در این زمینه، نامه رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به مقام معظم رهبری بود که درباره آن مطالب زیادی مطرح شده است.

تصمیم نهایی در مذاکرات، تصمیم نظام است نه یک دستگاه خاص

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه در توضیح نحوه مواجهه جمهوری اسلامی ایران با این نامه تصریح کرد: مذاکرات در جمهوری اسلامی ایران دارای ساختار مشخصی است و این موضوع از سال ۲۰۰۳ و همزمان با شکل‌گیری پرونده هسته‌ای وجود داشته است. تصمیم‌گیری‌ها در چارچوب ساختارهای مشخص انجام می‌شود و این‌گونه نیست که وزارت امور خارجه به‌تنهایی تصمیم بگیرد.

وی تصریح کرد: البته وزارت خارجه عضو بسیار کلیدی این فرآیند است و معمولاً پیشنهادها، طرح‌ها و ابتکارات از سوی این وزارتخانه ارائه می‌شود، اما این موارد در سطوح مختلف بررسی، چکش‌کاری و در نهایت به تصمیم تبدیل می‌شود. وقتی تصمیم نهایی اتخاذ شد، این تصمیم، تصمیم نظام جمهوری اسلامی ایران است و از حمایت حاکمیت برخوردار است.

غریب‌آبادی با اشاره به محتوای نامه ترامپ گفت: این نامه حاوی دو محور اصلی بود؛ یکی بحث مذاکره و دیگری تهدید به جنگ. در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که رویکرد جمهوری اسلامی ایران چه باید باشد. آیا باید صرفاً بر دیپلماسی و مذاکره متمرکز شد یا نیاز به تغییر رویکرد وجود دارد؟ طبیعتاً گزینه دوم صحیح است.

نامه ترامپ همزمان مذاکره و تهدید به جنگ را در خود داشت

وی افزود: ساختارهای تصمیم‌گیری در حوزه مذاکرات همواره ماهیتی سیاسی ـ امنیتی داشته است. به این معنا که دستگاه‌هایی مانند وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی، وزارت اطلاعات و سازمان انرژی اتمی در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند تا زمینه تصمیم‌سازی یا تصمیم‌گیری را فراهم کنند. اما دریافت این نامه پیام روشنی داشت؛ اینکه دولت جدید آمریکا، علاوه بر غیرقابل اعتماد بودن، زمینه یک تهدید جدی را نیز در خود دارد؛ موضوعی که حتی به‌صراحت در متن نامه نیز به آن اشاره شده بود.

غریب‌آبادی در پاسخ به پرسشی درباره دوگانه «مذاکره یا جنگ» در نامه رئیس‌جمهور آمریکا توضیح داد: این نامه هر دو موضوع را دربر داشت؛ از یک سو اعلام آمادگی برای مذاکره و از سوی دیگر تهدید صریح به اقدام نظامی در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات.

به گفته وی، روح قلدری در متن نامه مشهود بود و این پیام را منتقل می‌کرد که مسئله باید مطابق خواست آمریکا حل‌وفصل شود.

ساده‌انگاری بود اگر فقط وجه مذاکره نامه دیده می‌شد

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران نمی‌توانست صرفاً بر جنبه دیپلماتیک نامه تمرکز کند، افزود: با توجه به جایگاه فرستنده نامه و سابقه رفتاری دولت آمریکا، عقل و منطق حکم می‌کرد که کشور برای احتمال مواجهه با تهدید نظامی نیز آماده شود. به همین دلیل، ساختار تصمیم‌گیری نسبت به سال‌های گذشته تغییر کرد و دیگر محدود به چند دستگاه سیاسی و فنی نبود.

پاسخ ایران قوی، محکم و فراتر از چارچوب طراحی‌شده آمریکا بود

غریب‌آبادی با اشاره به پاسخ جمهوری اسلامی ایران به نامه ترامپ گفت: پاسخ داده‌شده، پاسخی قوی و متناسب بود و به‌ویژه در برابر تهدید به اقدام نظامی، موضعی روشن و قاطع اتخاذ شد. در عین حال، از آنجا که رویکرد اصولی جمهوری اسلامی ایران حمایت از دیپلماسی است، در این پاسخ با اصل مذاکره مخالفت نشد، اما تصمیم بر انجام مذاکرات غیرمستقیم گرفته شد.

وی افزود: با توجه به اینکه نامه از مسیر امارات منتقل شده بود، جمهوری اسلامی ایران ترجیح داد از کانالی دیگر پاسخ دهد تا در چارچوب پیام‌رسانی طراحی‌شده از سوی آمریکا قرار نگیرد و مسیر مستقل خود را در تعیین نوع پیام، محتوای آن و شیوه انتقال پیام تعریف کرد.

میدان و دیپلماسی این‌بار باید کنار هم قرار می‌گرفتند

معاون وزیر امور خارجه در توضیح سازوکار تصمیم‌گیری تأکید کرد: تصمیم‌گیری درباره نوع پاسخ و نحوه مذاکرات، تصمیمی حاکمیتی بود که در چارچوب کمیته‌های مربوط و با حضور دستگاه‌های ذی‌ربط اتخاذ شد. تفاوت این مقطع با دوره‌های قبل آن بود که علاوه بر مسئولان سیاسی و فنی، مقامات عالی‌رتبه نظامی نیز در جلسات حضور داشتند تا میدان و دیپلماسی به‌صورت هم‌زمان و مکمل یکدیگر عمل کنند.

آمادگی برای جنگ، همزمان با پذیرش مذاکره شکل گرفت

غریب‌آبادی با یادآوری حضور فرماندهان نظامی و شهدای جنگ ۱۲ روزه در جلسات تصمیم‌گیری گفت: جمهوری اسلامی ایران نمی‌توانست صرفاً برای مذاکره طراحی کند، بدون آنکه آثار آن بر آمادگی کشور برای مقابله با تهدید احتمالی نظامی سنجیده شود. تهدید مطرح‌شده جدی بود و سابقه رفتاری دولت آمریکا، از جمله ترور شهید حاج قاسم سلیمانی، ضرورت این آمادگی را دوچندان می‌کرد.

این ادعا که مذاکره کشور را به جنگ کشاند، قابل قبول نیست

وی در واکنش به برخی تحلیل‌ها مبنی بر اینکه مذاکرات منجر به جنگ شد، تصریح کرد: از همان زمان دریافت نامه، کشور خود را برای مواجهه با اقدام نظامی آماده کرده بود و این آمادگی، تصمیمی عقلانی و ضروری بود. به گفته غریب‌آبادی، این تصور که مذاکره‌کنندگان فریب خوردند و کشور به سمت جنگ رفت، تحلیلی نادرست است.

نمی‌توان به مذاکره‌ای با سیاست فشار حداکثری خوش‌بین بود

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه با اشاره به سیاست‌های دولت ترامپ خاطرنشان کرد: سیاست اصلی رئیس‌جمهور آمریکا از ابتدا «فشار حداکثری» بود و مذاکره در انتهای فهرست اولویت‌های او قرار داشت. وقتی این سیاست به هدف اصلی خود، یعنی کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای ایران، نرسید، ابتدا مطالبات جدیدی در حوزه‌های منطقه‌ای و دفاعی مطرح شد و در نهایت گزینه نظامی روی میز قرار گرفت.

غریب‌آبادی تأکید کرد: در چنین شرایطی، ورود به مذاکره اقدامی ضروری بود تا هم پاسخ روشنی به افکار عمومی داخلی و بین‌المللی داده شود و هم ادعای آمریکا مبنی بر رد مذاکره از سوی ایران بی‌اثر شود، اما اتکای بیش از حد به نتیجه‌بخشی این مذاکرات، واقع‌بینانه نیست.

تقاضای رسمی آمریکا در پنج دور مذاکره، غنی‌سازی صفر بود

در ادامه تشریح روند و محتوای مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، غریب‌آبادی با اشاره به پنج دور گفت‌وگوی غیرمستقیم انجام‌شده، تأکید کرد: در مذاکرات پنج‌دوره‌ای غیرمستقیمی که با آمریکا داشتیم، درخواست رسمی آن‌ها «غنی‌سازی صفر» بود و این موضوع به‌روشنی بیان می‌شد.

وی افزود: با این حال، یکی از نکات قابل توجه این گفت‌وگوها آن بود که طرف آمریکایی هیچ‌گاه با یک طرح مشخص وارد مذاکره نشد؛ نه محورهای دقیق خواسته‌ها روشن بود و نه معلوم می‌شد نظرشان درباره پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران چیست. این خلأ نشان می‌داد که در طرف آمریکایی، اراده‌ای برای تصمیم‌گیری نهایی شکل نگرفته و تفاوت و تغییر نظرها کاملاً محسوس بود؛ مسئله‌ای که از دید ایران پنهان نمانده و نسبت به آن غفلتی وجود نداشت.

مدل آمریکا، تحمیل است نه مذاکره استاندارد

وی با اشاره به رویکرد آمریکا تصریح کرد: مادامی که آمریکا بر این باور باشد که از طریق فشار تحریم و در نهایت اقدام نظامی می‌تواند به اهداف خود دست یابد، ورود به مذاکرات واقعی بسیار بسیار سخت خواهد بود. البته دیپلماسی و مذاکره در هر شرایطی وجود دارد و حتی در شرایط جنگ نیز می‌تواند کارآمد باشد، اما پرسش اصلی این است که آیا در چنین فضایی می‌تواند نتیجه‌محور هم باشد؟ پاسخ منفی است. وقتی یک کشور معتقد است که گزینه نظامی همچنان معتبر است، دیگر گفت‌وگو درباره رفع تحریم معنا و ماهیت خود را از دست می‌دهد و هدف صرفاً دیکته کردن خواسته‌ها خواهد بود.

غریب‌آبادی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه افزود: اگر توئیت‌هایی را که ترامپ در دو سه روز اول این جنگ صادر کرد مرور کنید، به‌روشنی می‌بینید که ناشی از غرور نسبت به برخی اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی بود. در این جنگ، افراد بی‌گناه بسیاری به شهادت رسیدند؛ فرماندهان ما در همان روز اول ترور شدند، اما بخش عمده اقدامات دشمن معطوف به کشتار مردم غیرنظامی، ترور دانشمندان، تخریب ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها بود. در چنین شرایطی، اعتماد به این دولت برای گفت‌وگو عملاً غیرممکن است.

وی با تشریح تفاوت رویکردها گفت: مدل آمریکا در این شرایط، حل مسائل به شیوه خودشان است، نه بر اساس شیوه‌های استاندارد دیپلماتیک. در مدل استاندارد، طرفین خواسته‌ها، دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود را مطرح می‌کنند، راهکارها را بررسی می‌کنند و در نهایت با یک بده‌بستان متقابل به نقطه تعادل می‌رسند. اما با تصورات و رویکردهای تحمیلی، چنین مدلی قابل اجرا نیست.

مذاکره برد-برد زمانی ممکن است که آمریکا به ناکارآمدی فشار برسد

غریب‌آبادی تأکید کرد: از نظر ما، مذاکره مفید و مبتنی بر رویکرد برد-برد زمانی شکل می‌گیرد که آمریکا به این نتیجه برسد که فشار، تحریم و تهدید نظامی دیگر کارآمد نیست. من معتقدم آمریکا به این جمع‌بندی رسیده که تحریم‌ها مؤثر نبوده‌اند که البته این به معنای بی‌تأثیر بودن تحریم‌ها بر زندگی مردم نیست.

وی گفت: تحریم‌ها فشار زیادی به مردم وارد کرده و هیچ‌کس از آن استقبال نمی‌کند. بحث من این است که آیا آمریکا از طریق تحریم به اهداف راهبردی خود رسیده یا نه؟ که کاملاً روشن است که نرسیده است.

تحریم نتوانست سیاست‌های راهبردی ایران را تغییر دهد

این دیپلمات با سابقه کشورمان با طرح این پرسش که اهداف راهبردی آمریکا چه بوده است، افزود: هدف این بود که جمهوری اسلامی ایران سیاست‌های خود را تغییر دهد ولی چنین اتفاقی نیفتاد. چون وقتی کشوری سیاستی را در پیش می‌گیرد ـ مانند برنامه هسته‌ای ـ که در راستای استقلال، توسعه، پیشرفت و تأمین امنیت ملی است، طبیعی است که برای آن هزینه هم می‌دهد. مگر اینکه بپذیرد وابسته به یک قدرت خارجی باشد و هرچه آن قدرت گفت اجرا کند؛ الگویی که در برخی کشورها دیده می‌شود. اما جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران چنین رویکردی ندارند.

جنگ ۱۲ روزه نشان داد محاسبه دشمن درباره مردم ایران غلط بود

غریب‌آبادی با اشاره به رفتار جامعه در جریان جنگ اخیر گفت: نمونه روشن این مسئله را در جنگ دیدیم. مردم تحت فشار اقتصادی بودند و رژیم صهیونیستی و آمریکا هم روی همین فشار حساب کرده بودند که با حملات نظامی، مردم به خیابان بیایند. اما وقتی جنگ آغاز شد، آن هم با آهنگی که از دل مذاکرات بیرون آمد و معنایی جز خیانت به دیپلماسی نداشت، مردم متحدتر و منسجم‌تر شدند و مخالفت خود را با آمریکا و سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌اش نشان داده و حمایت خود را از نیروهای مسلح، نظام و ایران اعلام کردند. این سرمایه اجتماعی بسیار بزرگی است و نشان می‌دهد طرف مقابل، ایران را به‌درستی نشناخته است.

ضربه‌ای که جمهوری اسلامی به رژیم صهیونی وارد کرد، برای آن‌ها غیرقابل باور بود

وی افزود: تحریم کارآمد نبوده و امیدوارم نتایجی که آن‌ها از جنگ ۱۲ روزه گرفتند، به این جمع‌بندی منجر شده باشد که اقدام نظامی هم کارآمد نیست. این تحلیل فقط نظر ما نیست؛ کافی است به تحلیل‌های خودشان، گزارش‌های اندیشکده‌ها و حتی اظهارنظر برخی مقامات سابق رژیم صهیونیستی نگاه کنید. ضربه‌ای که جمهوری اسلامی ایران به رژیم صهیونیستی وارد کرد، برای آن‌ها غیرقابل باور بود؛ ضربه‌ای سنگین و به‌تعبیر دقیق‌تر، ضربه‌ای دردناک، هم برای رژیم صهیونیستی و هم برای آمریکا.

در صورت تکرار تجاوز، پاسخ ایران دردناک‌تر خواهد بود

غریب‌آبادی هشدار داد: اگر بار دیگر حماقت کنند و دور جدیدی از تجاوز و حملات علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم را آغاز کنند، پاسخ ایران بسیار دردناک‌تر و متفاوت‌تر از قبل خواهد بود.

وی تصریح کرد: امیدوارم آن‌ها از این تجربه درس گرفته باشند. اگر به این نتیجه برسند که این گزینه دیگر کارآمد نیست، آن‌گاه زمینه برای گفت‌وگو و تعامل واقعی می‌تواند شکل بگیرد.

وظیفه ذاتی دستگاه دیپلماسی، تبیین راهکارهای دیپلماتیک است

وی در ادامه، با تشریح نقش و وظایف دستگاه دیپلماسی در شرایط جنگ، تحریم و تهدید، تصریح کرد: وظیفه دولت و به‌ویژه دستگاه سیاست خارجی، تبیین و پیگیری راهکارهای دیپلماتیک است. این یکی از وظایف ذاتی وزارت امور خارجه محسوب می‌شود. وقتی جنگ آغاز شد، نیروهای مسلح ما جان‌برکف مقاومت کردند، پاسخ دادند، شهید دادند و مردم ما نیز شهید شدند. در همان زمان، دستگاه دیپلماسی هم وظیفه مشخصی داشت.

معاون وزارت امور خارجه افزود: در جریان جنگ، ما باید از ظرفیت‌های دیپلماتیک در دو جهت استفاده می‌کردیم؛ نخست، اعمال فشار برای توقف جنگ، چراکه تجاوز رخ داده بود و طبق منشور ملل متحد، متجاوز باید متوقف شود. این توقف یا از طریق اقدام نظامی است یا از مسیر فشار دیپلماتیک. ما باید از ابزارهای حقوق بین‌الملل استفاده می‌کردیم تا متجاوز را وادار به توقف و پذیرش مسئولیت کنیم. مأموریت دوم، تلاش برای ایجاد اجماع بین‌المللی علیه متجاوز و محکوم کردن آن بود. این دقیقاً وظیفه دستگاه دیپلماسی است.

آیا مذاکرات فعلی نتیجه‌محور است؟

غریب‌آبادی با تأکید بر لزوم واقع‌نگری گفت: اگر راهکارهای دیپلماتیک وجود داشته باشد که جلوی جنگ را بگیرد و به سمت رفع تحریم حرکت کند، استفاده از آن‌ها وظیفه ذاتی سیاست خارجی است. اما باید واقع‌بین باشیم؛ آیا با شرایط فعلی می‌توان انتظار یک مذاکره نتیجه‌محور در حوزه رفع تحریم داشت؟ آیا می‌توان آمریکا را وادار به تغییر رویکرد کرد؟ این‌ها نکاتی است که باید دقیق بررسی شود و انتظارات‌مان را متناسب با واقعیت‌ها تنظیم کنیم.

وی خاطرنشان کرد: نشستن سر یک میز گفت‌وگو با آمریکا کار پیچیده‌ای نیست؛ اگر امروز تصمیم گرفته شود، فردا می‌شود مذاکره کرد. اما مادامی که تغییری در رویکرد طرف مقابل ایجاد نشود، این گفت‌وگوها نتیجه‌محور نخواهد بود. باید پرسید آیا این گفت‌وگوها بعد از یک یا دو دور به بن‌بست نمی‌خورد؟ و اگر به بن‌بست برسد، آیا زمینه اقدامات غیرقانونی جدید فراهم نخواهد شد؟ همه این ملاحظات باید هم‌زمان دیده و تحلیل شود تا تصمیم درست گرفته شود.

راهکار جایگزین فقط دیپلماسی نیست/ ۱۵ همسایه و ظرفیت‌های مغفول‌مانده

غریب‌آبادی در پاسخ به پرسشی درباره راهکار جایگزین مذاکره تأکید کرد: راهکارها صرفاً دیپلماتیک نیست. ما با دو وضعیت مواجه‌ایم؛ یکی وضعیت تهدید و اقدام نظامی و دیگری وضعیت تحریم. در حوزه تحریم، دستگاه‌های داخلی باید وظایف خود را به‌درستی انجام دهند و حداکثر تلاش‌شان را به کار بگیرند.

وی با اشاره به ظرفیت‌های منطقه‌ای ایران گفت: کشور ما ۱۵ کشور همسایه دارد که ظرفیت‌های بسیار خوبی در این همسایگان وجود دارد. یکی از سیاست‌های اصلی کشور ـ نه فقط در این دولت، بلکه در دولت‌های گذشته هم ـ تقویت روابط با همسایگان بوده است. باید از این ظرفیت‌ها حداکثر استفاده را کرد و در عمل هم این کار در حال انجام است.

هدف تحریم نفت، صفر کردن فروش بود که محقق نشد

این دیپلمات با سابقه کشور با اشاره به تحریم‌های نفتی گفت: مهم‌ترین تحریم یک‌جانبه علیه ایران، تحریم فروش نفت بود؛ چون نفت منبع اصلی درآمد کشور محسوب می‌شد. اما در این زمینه موفق نشدند؛ ما امروز نفت خود را می‌فروشیم؛ هر چند با سختی‌ها و محدودیت‌ها، اما تقریباً فروش نفت ما در سطح قبل از تحریم است. هدف آن‌ها صفر کردن فروش نفت بود که به آن نرسیدند.

چین و روسیه، دو ظرفیت مهم راهبردی

وی با تأکید بر نقش شرکای راهبردی ایران افزود: چین و روسیه دو ظرفیت بسیار کلیدی هستند. ما روابط راهبردی، اقتصادی و تجاری بسیار خوبی با این دو کشور داریم و آن‌ها اراده کامل برای همکاری با ایران را دارند و محدودیتی در این حوزه‌ها قائل نیستند. وقتی در شرایط سخت قرار داریم، باید از ظرفیت‌های در دسترس بهترین استفاده را بکنیم؛ از تقویت مدیریت داخلی گرفته تا همکاری با همسایگان و استفاده از روابط راهبردی با چین و روسیه.

غریب‌آبادی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در حوزه تهدید و اقدام نظامی، دیپلماسی باید فعال باشد. اما دیپلماسی فقط مذاکره نیست. اگر زمینه مذاکره فراهم باشد، باید از آن استفاده کرد، اما هم‌زمان باید تعاملات دیپلماتیک با طیف گسترده‌ای از کشورها تقویت شود تا هزینه هرگونه اقدام نظامی برای طرف مقابل افزایش یابد. این دقیقاً کاری بود که در جریان جنگ ۱۲ روزه انجام دادیم.

اجماع منطقه‌ای و اسلامی علیه تجاوز شکل گرفت/ شکاف در شورای امنیت و هزینه‌سازی سیاسی

وی با تشریح دستاوردهای دیپلماتیک جنگ ۱۲ روزه گفت: در همان روزهای دوم و سوم جنگ، به همراه وزیر امور خارجه به چند کشور سفر کردیم. سازمان همکاری اسلامی قطعنامه صادر کرد و در نهایت، ۵۶ کشور اسلامی با سطوح مختلف گرد هم آمدند و قطعنامه محکومیت صادر کردند.

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه افزود: جنبش عدم تعهد با ۱۲۱ کشور، گروه دوستان منشور با ۱۹ کشور، کشورهای عربی و همسایگان در قالب‌های مختلف، همگی تجاوز را محکوم کردند. این اقدامات یک اتحاد نانوشته میان ایران، کشورهای اسلامی، منطقه و کشورهای عربی ایجاد کرد و هزینه سیاسی و دیپلماتیک سنگینی برای متجاوز به همراه داشت.

غریب‌آبادی گفت: در شورای امنیت هم شکاف ایجاد شد. دو عضو دائم شورا تجاوز را محکوم کردند و حتی برای صدور قطعنامه تلاش شد، اما به‌دلیل حق وتو یا تهدید به وتو از سوی برخی کشورها، این امر محقق نشد. با این حال، همین روند نشان داد که دیپلماسی چگونه می‌تواند هزینه‌سازی کند.

توان نظامی جمهوری اسلامی ایران به‌مراتب بیشتر از قبل شده است

وی با تأکید بر بُعد نظامی گفت: در کنار ظرفیت دیپلماتیک، تقویت توان نظامی و دفاعی بسیار کلیدی است. شما باید از طریق قدرت نظامی پیام قوی ارسال کنید. به نظر من، این پیام در جنگ ۱۲ روزه به‌روشنی ارسال شد. امروز، پنج ماه پس از آن جنگ، توان نظامی جمهوری اسلامی ایران به‌مراتب بیشتر از قبل شده است. مجموع این دو ظرفیت ـ دیپلماسی فعال و قدرت نظامی ـ پشتوانه اصلی ایران در مواجهه با تهدید و تجاوز است.

غریب‌آبادی با تأکید بر اینکه وضعیت فعلی به‌هیچ‌وجه به معنای بن‌بست در دیپلماسی نیست، بیان داشت: در دیپلماسی بن‌بستی وجود ندارد که بگوییم هیچ گزینه‌ای باقی نمانده و دیپلماسی حذف شده است. اگر دو ماه و اندی گفت‌وگویی شکل نگرفته، این به‌منزله بن‌بست نیست.

دریافت پیام‌هایی از آمریکا برای گفت‌وگو

وی افزود: همین الآن که خدمت شما هستم، تا همین چند روز قبل پیام‌هایی راجع به گفتگوها دریافت کردیم و این بدان معناست که ارتباطات قطع نشده است.

غریب‌‎آبادی در پاسخ به پرسشی درباره منشأ پیام‌ها و اینکه از سوی آمریکا صادر می‌شود یا خیر، تصریح کرد: بله، پیام‌ها می‌آید و تمایل به گفت‌وگو هست. اما موضوع اصلی این است که ما باید این پیام‌ها را ارزیابی کنیم.

کشورهای منطقه فعال شده‌اند/ مدیرکل آژانس هم مایل به ایفای نقش است

غریب‌آبادی در پاسخ به پرسشی درباره کشورهای واسطه گفت: کشورهای مختلفی هم خودشان فعال شده‌اند و هم بعضاً پیام‌هایی را منتقل می‌کنند. در منطقه ما، بدون درنظر گرفتن تقدم و تأخر، ترکیه، پاکستان، قطر و عربستان سعودی فعال بوده‌اند. عمان هم که پیش‌تر محل گفت‌وگوهای غیرمستقیم بود.

وی افزود: حتی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ـ علیرغم همه بحث‌ها و انتقادهایی که وجود دارد ـ تمایل دارد نقشی ایفا کند. ردوبدل کردن پیام‌ها در دیپلماسی کاملاً طبیعی است و باید هم وجود داشته باشد. بن‌بست وجود ندارد؛ اما انتخاب زمان مناسب برای گفت‌وگو بسیار مهم است و این تصمیم باید با دقت، محاسبه و نگاه واقع‌بینانه گرفته شود.

 گفت‌وگو محتمل است، اما «نتیجه‌محور» بودن آن شرط اساسی است

غریب‌آبادی با تأکید بر اینکه هیچ گزینه‌ای در حوزه دیپلماسی از پیش منتفی نیست، در پاسخ به پرسشی درباره امکان آغاز گفت‌وگوها گفت: من احتمال هیچ چیزی را منتفی نمی‌دانم. اما با مختصاتی که عرض کردم، باید تصورات و انتظارات خودمان را تنظیم کنیم. اگر صرفاً خودِ گفت‌وگو مدنظر باشد، همین فردا هم می‌شود نشست و مذاکره کرد؛ اما اگر گفت‌وگوی نتیجه‌محور می‌خواهیم، باید شرایط آن محقق شود.

دشمن باید از تحریم و اقدام نظامی ناامید شود

وی افزود: بخشی از این شرایط در اختیار ماست؛ از این جهت که باید طرف مقابل را ناامید کنیم از اینکه از طریق تحریم یا اقدام نظامی می‌تواند به اهدافش برسد. به نظر ما، در بخش عمده‌ای از این مسیر موفق بوده‌ایم. پیام‌ها و واکنش‌هایی که امروز دریافت می‌شود، نتیجه همان ظرفیتی است که ایجاد شده؛ حاصل پاسخ قوی نظامی و مقاومت در برابر تحریم‌هاست. این‌ها باید به‌درستی تحلیل شود تا طرف مقابل از سناریوهای غلط خود قطع امید کند.

روایت غریب‌آبادی از آشنایی قدیمی با گروسی؛ از سفارت تا آژانس/ با مدیرکلی گروسی موافق نبودیم

معاون وزیر امور خارجه در بخش دیگری از سخنانش، به پرسشی درباره نقش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و مدیرکل آن پاسخ داد و گفت: خیلی رک و پوست‌کنده عرض می‌کنم. زمانی که من در وین سفیر بودم، آقای گروسی سفیر آرژانتین بود و هنوز مدیرکل آژانس نشده بود. ما با هم مراوده و ارتباط داشتیم. البته مواضع آرژانتین درباره جمهوری اسلامی مشخص بود، اما روابط کاری ما خوب بود. وظیفه یک سفیر هم این است که بتواند با این طیف‌ها تعامل کند تا بتواند همزمان مواضع خودش را تبیین کند و در جای خودش هم نسبت به مواضع آنها منتقد باشد.

وی ادامه داد: ما واقعاً با کاندیداتوری آقای گروسی موافق نبودیم. هرچند عضو شورای حکام نبودیم و حق رأی نداشتیم، اما به دلیل همان رویکردهایی که عرض کردم، گزینه دیگری را ترجیح می‌دادیم. آن زمان حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد تمرکز آژانس روی پادمان جمهوری اسلامی ایران بود و فقط ۲۰ درصد به سایر کشورها مربوط می‌شد؛ بنابراین مدیرکل باید می‌توانست اعتماد ایران را جلب کند.

برای رأی نیاوردن گروسی تلاش کردیم

غریب‌آبادی تصریح کرد: من همان زمان تلاش‌های زیادی کردم تا آقای گروسی رأی نیاورد. مرتب ملاقات می‌کردم و نارضایتی ایران را منتقل می‌کردم. حتی آقای دکتر ظریف، وزیر وقت امور خارجه، هم به‌طور جدی علیه انتخاب ایشان موضع گرفت. این‌ها را می‌گویم تا مردم بدانند دیپلمات‌ها برای منافع ملی تلاش می‌کنند و این وظیفه ذاتی آن‌هاست.

وی خاطره‌ای از آن مقطع نقل کرد و گفت: آقای گروسی ـ که هنوز سفیر آرژانتین بود اما کاندیدای مدیرکلی شده بود ـ به من زنگ زد و گفت کار مهمی دارم. آمد و گفت: شما عضو شورای حکام نیستید، اما هرجا رفتم برای گرفتن رأی، گفتند «ایران از تو ناراضی است. اگر می‌خواهی ایران به تو رأی بدهد، اعتمادش را جلب کن. حتی اروپایی‌ها هم همین را گفتند» و از من خواست که دیگر علیه او موضع نگیرم. من هم گفتم این بستگی به رفتار و سیاست‌های شما دارد؛ اگر متوازن باشید، مسئله‌ای نیست، اما شما گزینه ما نیستید.

آژانس نهاد فنیِ صرف نیست؛ سیاسی است

غریب‌آبادی با اشاره به ساختار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأکید کرد: آژانس، برخلاف ظاهرش، یک نهاد کاملاً فنی نیست؛ ماهیت سیاسی دارد. مهم‌ترین رکن تصمیم‌گیری آن شورای حکام است، نه کنفرانس عمومی. ترکیب ۳۵ نفره شورای حکام به‌گونه‌ای است که آمریکا و غرب و متحدانشان معمولاً اکثریت را دارند و می‌توانند هر قطعنامه‌ای را تصویب کنند، حتی اگر بدنه فنی آژانس کار حرفه‌ای انجام دهد.

آمانو پرونده PMD را باز نکرد، اما گروسی آن را فعال کرد

وی افزود: وقتی من وارد وین شدم، مرحوم آمانو مدیرکل بود. نقدهایی به او داشتیم، اما رگه‌هایی از استقلال هم در رفتارش دیده می‌شد. اسناد ادعایی که بعداً رژیم صهیونیستی مطرح کرد، مربوط به همان دوره بود، اما آمانو هیچ‌وقت آن پرونده را باز نکرد؛ چون می‌دانست مسائل PMD طبق قطعنامه نوامبر ۲۰۱۵ بسته شده است. اما آقای گروسی آمد و متأسفانه این پرونده را فعال کرد؛ که این یک نقطه سیاه در کارنامه اوست.

غریب‌آبادی گفت: یکی از گزارش‌های آژانس درباره مکان‌هایی مثل ورامین و تورقوزآباد بر اساس همین اسناد ادعایی بود؛ ادعاهایی درباره چند گرم مواد هسته‌ای در ۳۰ سال قبل. حتی اگر فرض کنیم این ادعاها درست باشد، خب ما الآن تن‌ها مواد هسته‌ای داریم؛ حالا چند گرمش به کجا می‌رسد؟ بنابراین این موضوع اساساً فاقد اهمیت راهبردی است.

رفتار دوگانه آژانس در جنگ اخیر

وی با انتقاد شدید از عملکرد آژانس در جنگ اخیر گفت: آژانس یک محفل سیاسی است. نمونه روشنش همین جنگ اخیر بود؛ آقای گروسی حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را محکوم نکرد، اما درباره آسیب به تأسیسات اوکراین ـ که آن را به روسیه نسبت دادند ـ صراحتاً موضع گرفت.

روابط با آژانس پس از حمله، به طور بنیادین تغییر کرد

غریب‌آبادی گفت: ما عضو آژانس و NPT هستیم و تعاملات تعریف‌شده‌ای داریم، اما بعد از حمله، روابط‌مان با آژانس به‌طور بنیادین تغییر کرد. پس از جنگ، هیچ بازرس آژانس در ایران حضور نداشت و یک هفته بعد، همان چند نفر باقی‌مانده هم کشور را ترک کردند. اکنون، فقط در چارچوب تفاهمات داخلی، برخی تأسیسات آسیب‌ندیده بازرسی شده‌اند و دسترسی به تأسیسات آسیب‌دیده را فراهم نکرده‌ایم؛ چون آژانس به مسئولیت خود عمل نکرد.

این دیپلمات کشورمان تأکید کرد: اگر از ایران اجرای تعهدات NPT را مطالبه می‌کنند، باید پاسخ بدهند که برای جلوگیری از حمله به تأسیسات هسته‌ای ما چه اقدامی انجام داده‌اند. این موضوع صراحتا در نامه‌های آقای دکتر عراقچی به گروسی مطرح شد.

به آژانس برای بازرسی از تأسیسات مورد حمله اجازه دسترسی نداده‌ایم

وی با بیان اینکه هم من به آقای گروسی گفتم و هم آقای دکتر عراقچی مکرراً پیام دادند و گله کردند اما هیچ پاسخ قانع‌کننده‌ای ارائه نشد، افزود: اگر پاسخ قانع‌کننده‌ای داشت، بر مواضع ما اثر می‌گذاشت. به همین دلیل اکنون روابط ما با آژانس به گونه‌ایست که بازرسی‌ها انجام نمی‌شود، حتی وقتی آژانس مطالبه دسترسی دارد، نسبت به تأسیسات مورد حمله اجازه دسترسی نداده‌ایم، چون معتقدیم آژانس به مسئولیت خود عمل نکرده است.

غریب‌آبادی گفت: این یک استاندارد دوگانه و تبعیض‌آمیز است؛ از یک سو حمله به تأسیسات را محکوم نمی‌کنند، اما از سوی دیگر از همان کشور انتظار همکاری دارند! این واقعاً مضحک است. ما این‌ها را می‌دانیم و تا جایی که بتوانیم پیگیری می‌کنیم.

تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از اسنپ‌بک

وی درباره تلاش دیپلماتیک ایران در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: ما تلاش زیادی کردیم تا جلوی بازگشت مجدد تحریم‌های خاتمه‌یافته شورای امنیت را بگیریم. اولین ایده اروپایی‌ها این بود که قطعنامه ۲۲۳۱ را ۶ ماه تمدید کنند و ایران هم چند اقدام انجام دهد؛ از جمله افزایش همکاری با آژانس، تعیین تکلیف مواد هسته‌ای ـ خصوصاً ۶۰ درصد ـ و آغاز گفت‌وگو با آمریکا. اما ما موضع اصولی جمهوری اسلامی را اعلام کردیم که عبارت بود از اینکه قطعنامه باید در ۱۸ اکتبر خاتمه یابد و هیچ تمدیدی پذیرفته نیست.

تفاهم قاهره؛ روزنه دیپلماتیک

غریب‌آبادی افزود: همین را به‌عنوان یک روزنه دیپلماتیک بررسی کردیم تا اجرای اسنپ‌بک ۶ ماه به تأخیر بیفتد. تفاهم قاهره با آژانس هم در همین چارچوب بود که هم کار با آژانس جلو برود، هم مواد و تأسیسات تا حدی مشخص شود، و هم اگر آمریکا آماده مذاکره بود، گفت‌وگو از سر گرفته شود. رسیدیم به نشست مجمع عمومی سازمان ملل و تأکید کردیم که تداوم تفاهم منوط به فعال نشدن ماشه است.

وی تأکید کرد: در نیویورک ایده‌های دیگری هم مطرح شد؛ ایده‌هایی که بعضا همین‌ها مطرح می‌کردند. اینکه ایران حاضر باشد با آمریکا و اروپا پشت یک میز بنشیند یا تکلیف مواد اورانیوم با غنای بالا مشخص شود؛ مثلاً یا رقیق شود یا منتقل شود.

اروپا کاملاً دنباله‌رو آمریکا شد

غریب‌آبادی با اشاره به موضع اروپا گفت: آمریکایی‌ها تصور کردند ایران در موضع ضعف است و همه گزینه‌ها را رد کردند اروپا هم هیچ ابتکاری نداشت و بدون هیچ امتیازی همه چیز را در اختیار آمریکا قرار داد. با اینکه ابزار اسنپ‌بک دست اروپا بود و می‌توانستند قطعنامه تمدید را به شورای امنیت بیاورند یا با رأی روسیه و چین پیش ببرند، اما کنار آمریکا ایستادند و ماشه را فعال کردند.

وی افزود: آمریکایی‌ها خواستند ایران برای انتقال مواد، ۱۲ ماه تمدید را بپذیرد؛ این معادله متوازن نبود و رد شد. ما گفتیم اسنپ‌بک ابزار قدرتمندی برای شما نیست. با وجود فعال شدن اسنپ‌بک، آثارش داخل کشور بسیار کنترل شد و ایران توانست آن را مدیریت کند. خودشان هم فهمیدند اقدام اشتباهی کردند و برگشتند به همان فرمول قبل، اما دیگر این نمی‌توانست مورد پذیرش جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد.

غریب‌آبادی گفت: بر این اساس، ایران همزمان با تمرکز بر خاتمه قطعنامه، جبهه دیپلماتیک گسترده‌ای با کشورهای مختلف ایجاد کرد و با چین و روسیه وارد گفت‌وگو شد.

شکاف تاریخی در شورای امنیت

وی تأکید کرد: برای اولین بار یک شکاف عظیم در شورای امنیت در موضوع هسته‌ای ایران ایجاد شد. همان قطعنامه‌هایی که قبلاً با اجماع علیه ایران تصویب شد، برای بازگشت دیگر اجماع نداشت. روسیه و چین، دو عضو دائم، مخالفت کردند. پاکستان و الجزایر، دو عضو غیر دائم، رأی منفی دادند و دو عضو غیر دائم دیگر هم رأی ممتنع دادند. یعنی ۶ رأی از ۱۵ رأی مخالف بازگشت قطعنامه بود.

معاون وزیر امور خارجه ادامه داد: از آن‌سو، ۱۲۱ کشور عضو عدم تعهد بیانیه دادند که قطعنامه ۲۲۳۱ باید در ۱۸ اکتبر خاتمه پیدا کند. جامعه بین‌المللی بازگشت را شناسایی نکرد و به جمهوری اسلامی ایران از لحاظ حقوقی و سیاسی حق داد.

غریب‌آبادی افزود: ما تلاش کردیم که یا قطعنامه‌ها برنگردد، یا اگر برگشت، هزینه سیاسی و دیپلماتیک و حقوقی آن برای آنها افزایش یابد. در داخل کشور هم جلساتی با مسئولین، به‌ویژه دستگاه‌های برنامه‌ریزی و اقتصادی، برگزار شد تا آثار احتمالی کنترل شود.

اروپایی‌ها میدان بازی را در اختیار آمریکا گذاشتند

وی درباره نقش اروپایی‌ها در این ماجرا گفت: تفکیک قائل نمی‌شوم بین یک کشور و سه کشور اروپایی، هرچند برخی تفاوت‌ها بین سه کشور وجود دارد. اما اینکه هر سه کشور همراهی و سیاست آمریکا کردند، واقعیت است. آن‌ها استقلال خودشان را حفظ نکردند و صحنه دیپلماسی را در اختیار آمریکا گذاشتند و از ظرفیت خودشان استفاده نکردند. این در حالی است که سه کشور اروپایی می‌توانستند بازیگر اصلی باشند و روند دیپلماسی را تغییر دهند، اما ترجیح دادند ابزار خود را بدون هیچ امتیازی در اختیار آمریکا قرار دهند.

به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نمی‌توانیم اعتمادی داشته باشیم

غریب‌آبادی با تأکید بر ماهیت سیاسی آژانس گفت: ما همواره این فرض اساسی را مدنظر داریم که آژانس، یک نهاد سیاسی است؛ واقعاً اعتمادی به آن نمی‌توانیم داشته باشیم. در عین بی‌اعتمادی، همان‌گونه که با اروپا گفت‌وگو می‌کنیم، با آژانس هم تعامل و رایزنی داریم. هدف تعامل با آژانس، هم همکاری فنی و هم جمع‌بندی پرونده‌های پادمانی ایجادشده برای ایران بوده است.

پرونده‌های پادمانی قابل مختومه شدن بودند

غریب‌آبادی توضیح داد: ما همکاری‌های خوبی انجام دادیم. حتی دو سه دور با تیم فنی‌ آنها، مثلاً در هفت هشت ماه قبل از جنگ، جلساتی داشتیم تا دو کیس پادمانی مختومه شوند. اما متأسفانه فشار سیاسی که روی آژانس هست و رویکرد سیاسی موجود در درون خود آژانس، مانع شد که این دو کیس پادمانی مختومه اعلام شود.

وی تأکید کرد که تعاملات ایران با آژانس همواره با این دو هدف انجام شده است؛ آماده بودن آژانس برای همکاری فنی و اعمال فشار برای جمع‌بندی پرونده‌های ساختگی.

در مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا، هدف دستور کار بود، نه متن نهایی

معاون وزیر امور خارجه درباره پنج دور مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا گفت: این مذاکرات در هر دور حدود ۳ تا ۴ ساعت طول کشید و در مجموع چیزی حدود ۱۵ تا ۲۰ ساعت گفتگو شد. هدف اصلی، بررسی امکان توافق روی یک دستور کار برای آغاز مذاکرات تخصصی و تفصیلی بود، نه کار مستقیم روی متن‌ها و طرح‌ها.

وی ادامه داد: در این چند دور، اصول خودمان را به طور کامل برای طرف آمریکایی تبیین کردیم و توضیح دادیم که جمهوری اسلامی ایران چه انتظاراتی از این گفتگوها دارد. مشکل اساسی، تغییر مداوم نظرات طرف آمریکایی بود؛ در یک دور چیزی گفته می‌شد و در دور بعد تغییر می‌کرد یا حتی رسانه‌ای می‌شد. این تغییرات همواره مورد انتقاد ما بود.

ناپایداری مواضع آمریکایی‌ها، معضل اساسی در مذاکرات بود

غریب‌آبادی در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات مطرح‌شده در دوره پنجم مذاکرات و طرح پیشنهادی که مورد استقبال طرفین قرار گرفته بود، گفت: در برخی گفتگوها واقعاً نسبت به اصول تفاهم‌هایی شکل می‌گرفت و حتی دو طرف آن را تأیید می‌کردند، اما ناگهان در دور بعد شاهد تغییر گفتار و مواضع آن‌ها بودیم یا از طریق رسانه‌ها متوجه نظر متفاوتی می‌شدیم. این ناپایداری، معضل اساسی ما در تعامل با طرف آمریکایی بود.

شب ۲۳ خرداد در تهران بودم و بلافاصله جلسه اضطراری تشکیل شد

معاون وزیر امور خارجه درباره شب ۲۳ خرداد و آغاز تجاوز نظامی اسرائیل به ایران گفت: آن شب در تهران و در منزل بودم. به‌محض مشخص شدن اقدام تجاوزکارانه، کمتر از یک ساعت بعد و در بامداد، همه معاونین حاضر در تهران در وزارت امور خارجه، در اتاق دکتر عراقچی جمع شدیم و جلسه اضطراری برگزار شد.

وی افزود: حدود ساعت پنج یا ۶ صبح، تصمیم‌گیری درباره سفر به چند کشور از جمله ترکیه (استانبول)، ژنو و سپس روسیه انجام و تصمیمات نهایی در همان جلسه اتخاذ شد.

پس از نامه ترامپ، اقدام نظامی قابل تصور بود

غریب‌آبادی با اشاره به سطح آمادگی ذهنی مسئولان پیش از وقوع جنگ، اظهار داشت: پس از نامه ترامپ، همه ما به‌عنوان افراد غیرنظامی احتمال اقدام نظامی را متصور بودیم؛ تنها مسئله، زمان آن بود. نکته مهم این است که این اقدام تجاوزکارانه دقیقاً در حین مذاکرات انجام شد.

وی ادامه داد: در حالی که یکشنبه درباره دور بعدی گفتگوها برنامه‌ریزی شده بود، تنها سه روز بعد، اقدام نظامی صورت گرفت. این نشان داد که از نگاه آمریکا، مذاکره اهمیتی نداشت و آن‌ها به تهدید، فشار، تحریم و اقدام نظامی باور داشتند.

تصمیم آقای عراقچی برای سفر، شجاعانه و ضروری بود

غریب‌آبادی درباره سفر مشترک با وزیر امور خارجه در آغاز جنگ که بازتاب گسترده‌ای داشت، گفت: تصمیم شخص وزیر محترم خارجه، تصمیمی بسیار شجاعانه و در عین حال ضروری بود و این افتخار را داشتم که در آن ایام جنگ در خدمت ایشان باشم.

وی افزود: شرایط سفر خاص بود زیرا در شرایط جنگی، پرواز مستقیم نداشتیم و ما از مسیرهای مختلف به ژنو رفتیم و ترکیبی از مسیرهای زمینی و هوایی استفاده شد و علی‌رغم برخی کنجکاوی‌ها، طبیعی بود که جزئیات آن را برای طرف‌های اروپایی تشریح نکنیم.

اروپایی‌ها ابتکار نداشتند و ما را به مذاکره با آمریکا ارجاع می‌دادند

این دیپلمات ارشد با اشاره به مذاکرات ژنو تصریح کرد: اروپایی‌ها هیچ ابتکار مستقلی نداشتند و مرتب می‌گفتند با آمریکا صحبت کنید. اگر قرار بود مستقیم با آمریکا گفتگو کنیم، اساساً نقش آن‌ها چه بود؟ ما مدت‌هاست به این جمع‌بندی رسیده‌ایم که با اروپایی‌ها نمی‌توان به نتیجه رسید، چون استقلال رأی و اعتمادبه‌نفس لازم را ندارند.

تصور می‌کردند کار جمهوری اسلامی تمام شده است!

غریب‌آبادی با اشاره به فضای حاکم بر روزهای ابتدایی جنگ گفت: در دو سه روز اول، تصاویر حملات گسترده رژیم صهیونیستی و شهادت فرماندهان و دانشمندان ما منتشر می‌شد، اما از اهدافی که توسط ایران در سرزمین‌های اشغالی زده می‌شد، مستندات زیادی پخش نمی‌شد. همین مسئله باعث شده بود اروپایی‌ها تصور کنند با اینکه آمریکا مستقیم وارد جنگ نشده، کار جمهوری اسلامی ایران تمام است.

وی تأکید کرد: در حالی که آمریکا به‌طور کامل حمایت اطلاعاتی، لجستیکی، تسلیحاتی و مالی از اسرائیل داشت و بعداً خود ترامپ نیز اعلام کرد که هدایت این اقدامات با آمریکا بوده است و ما این اظهارات را بلافاصله به‌عنوان سند در شورای امنیت ثبت کردیم.

پیشنهاد اروپایی‌ها این بود که هرچه آمریکا می‌گوید، بپذیریم!

وی ادامه داد: اروپایی‌ها به ما می‌گفتند کاری کنید که آمریکا وارد جنگ نشود و پیشنهادشان این بود که با آمریکا مصالحه کنیم و هرچه آن‌ها می‌گویند بپذیریم تا بحران تمام شود.

مذاکرات عراقچی باید به عنوان اسناد جنگ ۱۲ روزه در تاریخ ثبت شود

غریب‌آبادی با تأکید بر اهمیت مواضع ایران در آن مقطع حساس بیان داشت: مذاکراتی که دکتر عراقچی در آن شرایط انجام دادند، از مهم‌ترین مذاکرات تاریخ دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران است. پاسخ‌های ایشان بسیار کلیدی بود و امیدوارم روزی این اظهارات به‌عنوان اسناد جنگ منتشر شود.

وی افزود: پیام صریح ایران این بود که رژیم صهیونیستی و آمریکا به اهداف خود نخواهند رسید و جمهوری اسلامی ایران پاسخ قاطع خواهد داد. در آن گفتگوها دیگر خبری از پیشنهاد مذاکره نبود، بلکه تأکید اصلی بر مقاومت، دفاع و پاسخ محکم بود؛ و این یک نقطه عطف مهم محسوب می‌شود.

در جنگ، مذاکره معنا ندارد؛ دیکته و تسلیم است

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه در پاسخ به این پرسش که آیا در برابر طرف‌های مقابل موضع تندی اتخاذ شد، گفت: برخوردها بسیار شدید بود. وقتی در شرایط جنگی قرار دارید، زمان مذاکره نیست؛ به‌ویژه با کشوری و رژیمی که تصور می‌کنند پیروز شدند و ضربه‌های سنگینی وارد کرده‌اند. اگر در چنین شرایطی وارد مذاکره شوید، نتیجه‌اش دیکته و تسلیم خواهد بود.

وی افزود: خواست ترامپ هم مشخص بود؛ تسلیم بدون قید و شرط. این نشان می‌داد آن‌ها با چه ذهنیت و حال‌وهوایی عمل می‌کردند.

معاون وزیر خارجه با اشاره به تحرکات دیپلماتیک ایران تصریح کرد: در ادامه، در نشست سازمان همکاری اسلامی، یک قطعنامه جامع و کامل به تصویب رسید که به‌طور صریح تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا را محکوم می‌کرد. حتی کشورهایی که روابط بسیار نزدیکی با آمریکا یا رژیم صهیونیستی داشتند، به این قطعنامه رأی مثبت دادند.

کشورهای اسلامی به این جمع‌بندی رسیدند که تهدید اصلی، رژیم صهیونیستی است

غریب‌آبادی درباره واکنش کشورها در دیدارهای دوجانبه اظهار داشت: در گفتگوهای رو در رو با هیئت‌های کشورهای اسلامی، به‌وضوح مشاهده کردیم که بسیاری از آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که تهدید اصلی منطقه، رژیم صهیونیستی است. این یک تغییر پارادایم فکری برای ما مشهود بود.

وی تأکید کرد: در روزهای اول جنگ، دیگر نشانی از اختلافات گذشته با ایران در صحبت‌هایشان دیده نمی‌شد و حتی هیچ‌گونه احساس خوشحالی از تجاوز به ایران وجود نداشت. برعکس، حس همدردی، ناراحتی و محکومیت تجاوزات را در میان طیفی گسترده از این کشورها شاهد بودیم.

برخی کشورها پیشنهاد میانجی‌گری با آمریکا را مطرح کردند اما اولویت جمهوری اسلامی دفاع بود، نه مذاکره

غریب‌آبادی ادامه داد: برخی از این کشورها همان زمان اعلام آمادگی کردند که از ظرفیت‌های دیپلماتیک خود برای پایان دادن به جنگ و حتی تسهیل گفتگو میان ایران و آمریکا استفاده کنند. اما پس از آن، متأسفانه شاهد اقدام متجاوزانه مستقیم آمریکا نیز بودیم و پاسخ ما روشن بود؛ اولویت جمهوری اسلامی ایران دفاع از کشور است و مذاکره در اولویت قرار ندارد. به همین دلیل، هر جا بحث مذاکره مطرح می‌شد، با منطق و استدلال رد می‌کردیم و می‌گفتیم اکنون زمان دفاع است.

انسجام ملی، سرمایه اصلی ایران در جنگ ۱۲ روزه بود

وی با اشاره به دستاوردهای داخلی جنگ گفت: این جنگ، علاوه بر انسجام و اتحاد ملی، چند نکته بسیار مهم داشت. نخست، همین انسجام ملی که بارها مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفت. ما باید این وحدت را حفظ و تقویت کنیم و در خدمت‌رسانی به مردم کوشا باشیم.

وی افزود: مردم ایران واقعاً مردمی بزرگ و کم‌نظیر هستند؛ شاید در جهان نتوان نمونه مشابهی برای این سطح از ایستادگی و همراهی پیدا کرد.

تغییر رویکرد راهبردی منطقه نسبت به رژیم صهیونیستی

به گفته معاون وزیر خارجه، دومین نکته راهبردی جنگ، تغییر نگاه منطقه بود: طیفی از کشورهای منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که تهدید اصلی، رژیم صهیونیستی است؛ به‌ویژه پس از حمله این رژیم به قطر برای هدف قرار دادن برخی رهبران حماس. برای آن‌ها روشن شد که این رژیم حد و مرزی نمی‌شناسد؛ از فلسطین و لبنان و سوریه تا ایران و حتی قطر.

تابوی شکست‌ناپذیری رژیم صهیونیستی شکسته شد

غریب‌آبادی تأکید کرد: نکته سوم، شکسته شدن تابوی شکست‌ناپذیری رژیم صهیونیستی است. ما این شکست را به رژیم صهیونیستی و آمریکا تحمیل کردیم. اگرچه شهدای بزرگی تقدیم کردیم و خساراتی دیدیم که در جنگ طبیعی است، اما آن‌ها به اهداف راهبردی خود نرسیدند و کاملاً شکست خوردند.

وی خاطرنشان کرد: در مجموع، نتیجه جنگ به نفع آن‌ها نبود و در کنار آن، اجماع بین‌المللی علیه تجاوز نیز با اقدامات وزارت امور خارجه شکل گرفت. این موارد از مهم‌ترین ویژگی‌ها و دستاوردهای جنگ ۱۲ روزه بود.

روسیه و چین شرکای راهبردی نزدیک جمهوری اسلامی ایران هستند

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه با اشاره به دیدار هیئت ایرانی با رئیس‌جمهور روسیه، بر ماهیت راهبردی روابط تهران ـ مسکو تأکید کرد و گفت: روسیه یک کشور شریک راهبردی جمهوری اسلامی ایران است.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا در این دیدار گلایه‌ای از عدم کمک روسیه مطرح شده است، اظهار داشت: این موضوع بستگی به آن دارد که «کمک» را چگونه تفسیر کنیم. درباره اینکه روسیه چه کمکی کرد یا چه کمکی نکرد، واقعاً در مقطع کنونی صلاح نیست توضیحی ارائه دهم.

روابط ایران و روسیه در سطح دوجانبه و بین‌المللی بسیار عالی است

غریب‌آبادی با تأکید بر عمق روابط تهران و مسکو افزود: ما و روسیه روابط بسیار نزدیک و راهبردی داریم. در سطح دوجانبه، روابط‌مان بسیار عالی است و در سطح بین‌المللی نیز چنین است. هر جا که به همکاری یا کمک نیاز داشتیم، از همکاری روسیه برخوردار بودیم.

وی خاطرنشان کرد: ممکن است برخی نکات و برداشت‌ها مطرح شود، اما در مجموع، روسیه شریک راهبردی جمهوری اسلامی ایران است.

گفتگوهای مفصل و مهمی با پوتین انجام شد

غریب‌آبادی با اشاره به سطح مذاکرات صورت‌گرفته تصریح کرد: گفتگوهای مفصلی میان آقای پوتین و جناب دکتر عراقچی انجام شد و خود من نیز مذاکرات بسیار مهمی داشتم. شاید با گذشت زمان و در آینده، امکان انتشار بخشی از محتوای این مذاکرات فراهم شود؛ از جمله اینکه چه گفت‌وگوهایی انجام شد و آقای پوتین درباره آغاز جنگ چه نکاتی را مطرح کرد.

اراده جمهوری اسلامی ایران توسعه توسعه روابط با روسیه و چین است

وی گفت: آنچه اکنون می‌توانم با صراحت بگویم این است که هم روسیه و هم چین، دو کشور بسیار نزدیک به جمهوری اسلامی ایران هستند و همکاری‌های راهبردی گسترده‌ای با ما دارند. اراده جمهوری اسلامی ایران توسعه هرچه بیشتر این روابط است و همین اراده در طرف مقابل، یعنی روسیه و چین، نیز وجود دارد.

اتهاماتی مثل خودکار طلا، مضحک است

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه، درباره چرایی شدت حملات و خصومت منافقین و جریان‌های اپوزیسیون علیه او، تأکید کرد که این رفتارها نتیجه اقدامات بنیادینی است که در دوران مسئولیتش در قوه قضاییه علیه گروه‌های تروریستی، شبکه‌های رسانه‌ای ضدایرانی و پرونده‌سازی‌های حقوق بشری انجام شده است.

غریب‌آبادی در ابتدا با کم‌اهمیت دانستن حملات رسانه‌ای علیه خود گفت: واقعاً ارزش پاسخ دادن ندارد. بسیاری از ادعاهای مطرح‌شده کاملاً مضحک است؛ از جمله ماجرای «خودکار طلا». کدام کشور در جلسات رسمی خودکار طلا روی میز می‌گذارد؟ حتی اگر گذاشته باشند، آیا یک دیپلمات قرار است با چنین موضوعی آبروی خودش و جمهوری اسلامی ایران را ببرد؟

وی افزود: حتی خبر جعلی منتشر کردند که قیمت این خودکار ۱۴ هزار دلار بوده؛ یعنی کمتر از یک میلیارد تومان. مگر دیپلمات جمهوری اسلامی حاضر است با چنین رقمی آبروی خودش و نظام را به خطر بیندازد؟

فعال‌سازی پرونده قضایی منافقین، اقدامی که سه دهه به تعویق افتاده بود

معاون وزیر خارجه با اشاره به ریشه اصلی این خصومت‌ها گفت: وقتی به‌عنوان معاون بین‌الملل و حقوق بشر قوه قضاییه فعالیت می‌کردم، با حمایت مستقیم رئیس محترم قوه قضاییه، اقدامات زیربنایی مهمی انجام شد. اولین گام، فعال‌سازی پرونده قضایی گروهک تروریستی منافقین بود.

وی توضیح داد: این سؤال را مطرح کردم که چرا ما برای محاکمه منافقین پرونده جدی نداریم، در حالی که حدود ۲۵ هزار نفر از مردم بی‌گناه ما به دست این گروه شهید شده‌اند. پرونده‌ای وجود داشت اما سال‌ها بلااقدام مانده بود. با موافقت آیت‌الله اژه‌ای، این پرونده فعال شد و منجر به دادگاه‌های فعلی شد؛ اقدامی کلیدی که باید دهه‌ها پیش انجام می‌شد.

شناسایی ۱۱۴ تروریست در اقلیم کردستان عراق

غریب‌آبادی ادامه داد: هم‌زمان، درباره گروه‌های تروریستی منتسب به قوم شریف کُرد نیز اقدام مشابهی انجام دادیم. ۱۱۴ نفر از این عناصر تروریستی در اقلیم کردستان عراق شناسایی و برای آن‌ها پرونده تشکیل شد.

وی افزود: دو بار شخصاً به عراق سفر کردم و یک بار نیز رئیس محترم قوه قضاییه در سفر رسمی، پرونده‌های استرداد این افراد را تحویل مقام قضایی عراق دادند. پس از انتشار این اخبار، این افراد کیلومترها از مرزهای ایران فاصله گرفتند یا به‌طور کامل از منطقه خارج شدند.

کارزار حقوقی علیه تروریست‌ها به اروپا کشیده شد

معاون وزیر خارجه گفت: این اقدامات به منطقه محدود نماند. در اروپا نیز این افراد شناسایی شدند و با همکاری دستگاه‌های امنیتی، اطلاعاتی و وزارت خارجه، برای آن‌ها پرونده تشکیل شد. طبیعی بود که آن‌ها نیز در پاسخ، در شورای حقوق بشر علیه ما پرونده‌سازی کنند.

تشکیل پرونده علیه رسانه‌های ضدایرانی/ ایران اینترنشنال رسانه تروریستی اعلام شد

غریب‌آبادی مرحله دوم اقدامات را تمرکز بر رسانه‌ها دانست و اظهار داشت: گام بعدی، برخورد حقوقی با رسانه‌های ضدایرانی مانند ایران اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی، من‌وتو و ایران‌وایر بود؛ رسانه‌هایی که در راستای اهداف تروریستی فعالیت می‌کردند.

وی توضیح داد: یک پروژه تحقیقاتی چندماهه با مشارکت یک تیم دانشگاهی انجام شد که هزاران صفحه مستندات، شامل متن و DVD، درباره تشویق آشکار این رسانه‌ها به خشونت در ناآرامی‌ها تهیه کرد. بر اساس این مستندات، شکایات خصوصی در برخی کشورها از جمله انگلستان مطرح و نهایتاً ایران اینترنشنال رسانه تروریستی اعلام شد.

اتهام گروگان‌گیری، وارونه‌سازی واقعیت است

وی با رد ادعاهای غرب درباره گروگان‌گیری توسط ایران اظهار داشت: افراد با تابعیت خودشان را به ایران می‌فرستند، مرتکب جرم امنیتی می‌شوند، دستگیر می‌شوند و بعد ما را متهم به گروگان‌گیری می‌کنند. در حالی که ایرانیان ما، مثل آقای حمید نوری در سوئد و آقای اسدالله اسدی در آلمان و بلژیک، قربانی بازداشت‌های غیرقانونی بودند.

دو سال تلاش بی‌وقفه برای آزادی حمید نوری و اسدالله اسدی

غریب‌آبادی با اشاره به این پرونده‌ها گفت: با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط و حمایت رئیس قوه قضاییه، دو سال بی‌وقفه تلاش کردیم تا این افراد بی‌گناه آزاد شوند. شرایط نگهداری آن‌ها در زندان‌های اروپا بسیار اسفناک بود؛ نقض آشکار حقوق بشر، محرومیت از درمان و تماس با خانواده.

وی افزود: پشت هر دو پرونده، منافقین قرار داشتند و با پرونده‌سازی، این افراد را قربانی کرده بودند.

خبر آزادی آقای نوری زمانی اعلام شد که هواپیما پرواز کرده بود

معاون وزیر خارجه به یکی از خاطرات حساس این پرونده اشاره کرد: من زمانی خبر آزادی آقای نوری را اعلام کردم که هواپیما از عمان پرواز کرده بود. در کل کشور فقط پنج یا ۶  نفر در جریان بودند. حتی یک فعال رسانه‌ای که زودتر توییت زده بود، با تذکر فوری مجبور به حذف آن شد، چون نباید این تبادل به هم می‌خورد.

ضرب شست جدی به منافقین در بلژیک و سوئد

غریب‌آبادی ادامه داد: در پرونده آقای اسدی نیز، منافقین تا مرحله شکایت از دولت بلژیک پیش رفتند. نفوذ این گروه به‌قدری زیاد بود که مقامات عالی بلژیک مجبور شدند از اختیارات سیاسی خود استفاده کنند تا تبادل انجام شود.

وی گفت: من بعدها به دیپلمات‌های اروپایی گفتم شما با میزبانی از این گروهک‌های تروریستی، خودتان را گرفتار می‌کنید؛ همان‌ها که علیه ایران فعالیت می‌کنند، نهایتاً علیه دولت‌های شما هم اقامه دعوا می‌کنند.

آزادی نوری و اسدی، یکی از شیرین‌ترین دوران کاری من بود

غریب‌آبادی تأکید کرد: اگر نگویم بهترین، قطعاً یکی از شیرین‌ترین دوران کاری من، بازگرداندن آقای نوری و آقای اسدی به کشور بود؛ هم برای پایان دادن به ظلمی که به آن‌ها و خانواده‌شان شده بود و هم برای وارد کردن ضربه‌ای جدی به گروهک تروریستی منافقین که با وجود جنایات گسترده، خود را مدعی حقوق بشر معرفی می‌کنند.

پرونده آقای نوری از نظر حقوقی بسیار پیچیده‌تر بود

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه در پاسخ به این پرسش که کدام‌یک از پرونده‌های حمید نوری یا اسدالله اسدی پیچیده‌تر بوده است، گفت: هر دو پرونده پیچیده بود، اما عملیات حقوقی و قضایی برای آزادی آقای نوری، به‌مراتب پیچیده‌تر بود.

وی افزود: منافقین اصلاً باورشان نمی‌شد که چنین اتفاقی بیفتد. بعد از صدور حکم، تصورشان این بود که پرونده تمام شده و آقای نوری باید ۲۵ سال در زندان بماند.

محاکمه نوری، اقدام علیه جمهوری اسلامی بود

معاون وزیر خارجه با اشاره به هدف پشت‌پرده این پرونده تصریح کرد: موضوع فقط حبس یک فرد نبود. اگر آقای نوری تمام مراحل را طی می‌کرد و در زندان می‌ماند، معنایش این بود که جمهوری اسلامی ایران محکوم شده است. در واقع، در جلسات دادگاه، آقای نوری محاکمه نمی‌شد؛ جمهوری اسلامی ایران را محاکمه می‌کردند.

تخریب منافقین ذره‌ای در اراده ما برای پیگیری منافع‌ کشور تأثیر نخواهد گذاشت

 غریب‌آبادی با اشاره به فشارها و هزینه‌های شخصی این مسیر گفت: در جنگ تحمیلی هشت‌ساله و همین‌طور در جنگ ۱۲روزه، جان‌های بزرگی تقدیم شده است. در برابر جان شهدا، آبروی ما که ارزشی ندارد. این مسائل ذره‌ای در اراده ما برای رسیدن به منافع‌مان تأثیر نخواهد گذاشت.

با شهید امیرعبداللهیان بیش از ۲۰ سال رفاقت داشتم

وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو، با بیان خاطره‌ای از شهید امیرعبداللهیان گفت: من بیش از بیست‌وچند سال با شهید امیرعبداللهیان سابقه دوستی و رفاقت داشتم. آشنایی ما به دورانی برمی‌گردد که در وزارت خارجه و در زمان وزارت آقای متکی، مشاور وزیر بودم و ایشان معاون مدیرکل خلیج فارس بودند.

آدمی متدین، پرتلاش و مورد اعتماد نظام

غریب‌آبادی با برشمردن ویژگی‌های شهید امیرعبداللهیان اظهار داشت: شهید امیرعبداللهیان فردی بسیار متدین، پرتلاش و با پشتکار بود؛ مهم‌تر از همه، مورد اعتماد سیستم و نهادهای انقلابی. به اصول و ارزش‌ها پایبند بود و در پرونده‌های حساس سیاست خارجی، دقیقاً در همان مسیری حرکت می‌کرد که نظام دنبال می‌کرد. این نکته بسیار کلیدی است.

معاون وزیر خارجه با بازگویی خاطره‌ای کمتر شنیده‌شده گفت: بعد از انتخاب شهید رئیسی به‌عنوان رئیس‌جمهور، من سفیر ایران در وین بودم و به ایران آمدم تا گزارشی درباره پرونده هسته‌ای ارائه کنم. در همان دیدار، درخواست بازگشت به ایران را مطرح کردم. شهید رئیسی گفتند: «ما تازه آمده‌ایم و به شما همان‌جا نیاز است».

وی ادامه داد: شهید رئیسی به شهید امیرعبداللهیان پیام دادند که اگر ایشان برمی‌گردند، حتماً در وزارت خارجه از ظرفیتشان استفاده شود. اما به دلیل پیشنهاد رئیس قوه قضاییه برای حضور من در آن قوه، به شهید امیرعبداللهیان عرض کردم که وقتی رئیس محترم قوه قضاییه درخواست دارند، وظیفه من است که بروم و کمک کنم و با هم تفاهم کردیم که من به قوه قضاییه بروم. این آخرین خاطره کاری جدی ما بود.

شهید امیرعبداللهیان یکی از فعال‌ترین وزرای خارجه تاریخ جمهوری اسلامی

وی با ادای احترام به شهدای خدمت و دیپلماسی گفت: شهید امیرعبداللهیان یکی از فعال‌ترین وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بود. واقعاً آدم بزرگی بود. ما سرمایه‌های بزرگی را از دست دادیم؛ شهید رئیسی، شهید امیرعبداللهیان و دیگر شهدای جنگ. ما مدیون خون پاک این شهدا هستیم و این مسئولیت ما را سنگین‌تر می‌کند.

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه، در ادامه این گفتگو با بیان خاطراتی کمتر گفته‌شده از دوران مأموریت خود در وین، از لحظات پرتنش مذاکرات احیای برجام، نحوه پاسخ ایران به خرابکاری رژیم صهیونیستی در نطنز و ایستادگی قاطع در برابر فشارهای آژانس و اروپا سخن گفت.

خرابکاری در نطنز، وسط مذاکرات احیای برجام

غریب‌آبادی با اشاره به یکی از حساس‌ترین مقاطع مذاکرات گفت: در میانه گفت‌وگوهای احیای برجام، رژیم صهیونیستی دست به خرابکاری در تأسیسات نطنز زد. هدف آن‌ها کاملاً روشن بود؛ یا می‌خواستند مذاکرات را برهم بزنند یا دست ایران را سر میز مذاکره خالی کنند، یا هر دوی این‌ها. ما به تهران بازگشتیم و به این جمع‌بندی رسیدیم که حتماً باید پاسخ بدهیم.

وی افزود: آقای دکتر عراقچی که در آن زمان معاون سیاسی وزارت خارجه و مذاکره‌کننده ارشد بودند، به من مأموریت دادند که خدمت آقای دکتر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، برسم و گزینه‌های فنی برای پاسخ بررسی شود.

غریب‌آبادی ادامه داد: گزینه‌های مختلفی مطرح شد؛ از اقدامات کوچک تا اقدامات بزرگ. در نهایت به این تفاهم رسیدیم که پاسخ ایران باید «بزرگ و دردناک» باشد، چون اقدام آن‌ها هم یک خرابکاری بزرگ بود.

تصمیم راهبردی: غنی‌سازی ۶۰ درصد

وی با تشریح نتیجه این بررسی‌ها گفت: در نهایت به گزینه غنی‌سازی ۶۰ درصد رسیدیم؛ تصمیمی که هم پیام سیاسی قوی داشت و هم کاملاً توجیه فنی. همان‌طور که آقای دکتر صالحی بعدها توضیح دادند، این سطح غنی‌سازی برای تولید تارگت و مولیبدن و رادیوداروها استفاده می‌شود و کیفیت و کمیت تولید را افزایش می‌دهد؛ کاری که برخی کشورها از جمله بلژیک هم انجام می‌دهند.

غریب‌آبادی تأکید کرد: این تصمیم صرفاً سیاسی نبود؛ بلکه پشتوانه کاملاً فنی داشت.

شوک بزرگ به غرب در وین

معاون وزیر خارجه یادآور شد: وقتی به وین برگشتیم، آقای دکتر عراقچی پیش از آغاز دور جدید مذاکرات، همین‌جا در وین و مقابل رسانه‌ها اعلام کردند که ایران غنی‌سازی ۶۰ درصد را آغاز می‌کند که همه شوکه شدند.

وی افزود: آن‌ها تصور می‌کردند با زدن نطنز، ایران تضعیف شده وارد مذاکره می‌شود، اما جمهوری اسلامی ایران با موضعی قوی‌تر وارد میز مذاکره شد و این اتفاق بسیار مهمی بود.

ممانعت از نصب دوربین‌های آژانس

غریب‌آبادی به خاطره‌ای دیگر از فشارهای اروپایی‌ها اشاره کرد و گفت: در یکی دیگر از دورهای مذاکرات، پس از حمله رژیم صهیونیستی به یکی از کارگاه‌های تولید قطعات سانتریفیوژ و آسیب‌دیدن دوربین‌های آژانس، ما اجازه ندادیم دوربین‌ها دوباره نصب شوند.

وی افزود: سه سفیر اروپایی به دیدنم آمدند و گفتند آژانس می‌خواهد دوربین‌ها را نصب کند. من به آن‌ها گفتم: اول حمله همان رژیمی که تأسیسات ما را زده، محکوم کنید. وقتی چنین موضعی نگرفتند، اجازه نصب هم ندادیم.

پاسخ قاطعی که جلوی صدور یک قطعنامه علیه ایران را گرفت

معاون وزیر خارجه گفت: آن‌ها تهدید کردند که جلسه اضطراری شورای حکام تشکیل می‌دهند و قطعنامه علیه ایران می‌دهند. من همان‌جا، بدون مشورت با تهران، صریح گفتم: قطعنامه بدهید، اما بدانید که دیگر مذاکرات ادامه نخواهد یافت و آقای دکتر عراقچی هم به وین برنمی‌گردند. تعجب کردند و گفتند جدی می‌گویی؟ گفتم کاملاً جدی. و همین موضع قاطع کارساز شد؛ پیش‌نویس قطعنامه‌ای که آماده کرده بودند، هرگز به شورای حکام ارائه نشد.

گاهی سفیر باید به‌موقع قاطع تصمیم بگیرد

غریب‌آبادی تأکید کرد: گاهی به‌عنوان سفیر می‌توانید بگویید باید با مرکز مشورت کنم، اما گاهی هم باید در همان لحظه با قاطعیت تصمیم بگیرید. آن‌ها هم می‌دانستند که این تهدید بلوف نیست و اگر قطعنامه می‌آمد، ایران قطعاً واکنش عملی نشان می‌داد.

مردم بدانند اگر روزنه‌ای برای دیپلماسی باشد، دریغ نمی‌کنیم

وی در پایان گفت‌وگو، با تأکید بر رویکرد وزارت خارجه خاطرنشان کرد: در وزارت امور خارجه، با هدایت وزیر محترم، تمام تلاش ما این است که باری از دوش مردم برداریم. اگر کوچک‌ترین روزنه‌ای برای استفاده از دیپلماسی جهت توسعه کشور، کاهش فشارها و خنثی‌سازی تهدیدها وجود داشته باشد، از آن دریغ نخواهیم کرد.

غریب‌آبادی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران یک کشور مستقل است، تصریح کرد: وابستگی کار ساده‌ای است؛ شما می‌توانید به اقمار قدرت وابسته باشید و هرچه آن‌ها گفتند بگویید چشم. ما همین وابستگی را قبل از انقلاب هم داشتیم. اما اگر پیشرفت‌هایی که بعد از انقلاب در حوزه‌های مختلف حاصل شده را با قبل از انقلاب مقایسه کنید، خواهید دید که مسیر ایران و ایرانیان، مسیر استقلال، توسعه و پیشرفت است.

معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه تأکید کرد: درست است که توسعه، پیشرفت و استقلال هزینه دارد، اما وظیفه همه ماست که این هزینه‌ها را در این مسیر کاهش دهیم و طبیعتاً در وزارت خارجه نیز یکی از راهبردهای اساسی ما همین است.