
ماجرای توییت علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره پتروشیمی لرستان به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات رسانهای روزهای اخیر تبدیل شد. خضریان تصویری منتشر کرده که حجم گستردهای از محصولات پتروشیمی دپو شده در فضای باز و محوطه کارخانه را نشان میدهد و بهطور تلویحی بحث کاهش عرضه، احتکار و التهاب بازار را مطرح میکند. نقد اصلی این بود توییت خضریان، جزئیاتی از وضعیت انبارها و ظرفیت ذخیرهسازی یک مجموعه مهم پتروشیمی را در فضای عمومی منتشر کرده و عملاً اطلاعاتی حساس را در دسترس قرار داده است. اقدامی که از نگاه برخی در شبکههای اجتماعی نوعی «گرا دادن به دشمن» تلقی شد.
پس از بالا گرفتن واکنشها، رجانیوز در دفاع از خضریان وارد ماجرا شد و منتقدانش، از جمله روزنامه هفتصبح، خراسان و سایر منتقدان را متهم کرد که افشای فساد را «گرا دادن به دشمن» معرفی کردهاند. این رسانه همچنین مدعی شد جریان منتقد خضریان طی دو سال گذشته با انتشار اخبار منفی درباره بحران آب، اقتصاد و مشکلات کشور، تصویری ناامیدکننده از ایران ساخته است.
دروهله نخست باید گفت که پاسخ رجانیوز، شبیه متنی سیاسی و بیانیهگونه است که تلاش میکند با حمله جناحی و تغییر صورت مسئله، اصل بحث را به حاشیه ببرد. چون مسئله اصلی مسئولیتپذیری در انتشار اطلاعات حساس اقتصادی در شرایط جنگی، تحریم و مشکلات فراوان اقتصادی است.
اما هفت نکته اساسی در ماجرای توییت علی خضریان و پاسخ رجانیوز وجود دارد که این رسانه عملاً از کنار آنها عبور کرده است.
نخست آنکه رجانیوز آگاهانه میان «افشای فساد» و «انتشار اطلاعات حساس و عملیاتی» خلط کرده است. هیچ رسانهای نگفته مبارزه با فساد نباید انجام شود. اتفاقاً رسانهها وظیفه دارند درباره احتکار، رانت و فساد اقتصادی اطلاعرسانی کنند. اما مسئله این است که آیا هر نوع انتشار اطلاعات مهم و حساس در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی، الزاماً به معنای مبارزه حرفهای با فساد است؟ تفاوت جدی وجود دارد میان ارائه مستندات به نهادهای نظارتی و انتشار تصاویری که میتواند اطلاعاتی درباره ظرفیت ذخیرهسازی، وضعیت تولید و ساختار لجستیکی یک مجموعه مهم اقتصادی را آشکار کند. رجانیوز این تفکیک را نادیده گرفته تا هرگونه نقد به رفتار رسانهای خضریان را «حمایت از فساد» جلوه دهد و با ساختن یک دوقطبی مصنوعی، هر منتقدی را در مقابل شفافیت قرار دهد.
دوم آنکه رجانیوز مدعی شده رسانههایی مانند هفتصبح «هماهنگ» عمل کردهاند. این ادعا خود نشانه نگاه جناحی به رسانه است. هفتصبح رسانهای مستقل است که بارها دولتها، جریانهای سیاسی و چهرههای مختلف را نقد کرده است. همین چند روز پیش نیز در گزارشی مفصل از تصمیم دولت پزشکیان درباره تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی» انتقاد کرد. بنابراین، تلاش برای قراردادن هفتصبح در یک اردوگاه سیاسی خاص، بیشتر ناشی از ذهنیتی است که رسانه را فقط در قالب «یار ما» یا «دشمن ما» تعریف میکند.
سوم آنکه رجانیوز در حالی هفتصبح را متهم به «سیاهنمایی» میکند که خود و رسانههای همسو سالها از شدیدترین ادبیات بحرانمحور علیه دولتها و رقبای سیاسی استفاده کردهاند. اگر صحبت درباره بحران آب، برق، اقتصاد و معیشت مردم «گرا دادن به دشمن» است، پس بخش بزرگی از رسانههای همسو با رجانیوز نیز دقیقاً همین کار را کردهاند. کافی است نگاه کنید به برخی تیترهای آخرالزمانی اقتصادی، توصیفهای تند از فروپاشی معیشتی و ناکارآمدی ساختاری و مواردی از این دست که در رسانههایشان منتشر شده است. لذا نمیتوان زمانی که بحرانها علیه رقیب سیاسی است، آن را «روشنگری» نامید و هنگامی که همان منطق درباره چهرهای نزدیک به جبهه پایداری مطرح شد، ناگهان از امنیت ملی سخن گفت.
چهارم آنکه رجانیوز تلاش میکند مفهوم امنیت ملی را کاملاً جناحی بازتعریف کند. امنیت ملی فقط به معنای پنهانکردن فساد نیست. همانطور که شفافیت هم به معنای انتشار هر نوع اطلاعات در هر سطحی نیست. در همه کشورها میان افشاگری عمومی و حفاظت از اطلاعات زیرساختی مرز وجود دارد. حتی رسانههای آزاد جهان نیز درباره صنایع استراتژیک و زیرساختهای حساس، ملاحظات حرفهای و امنیتی دارند. بحث هفتصبح دقیقاً درباره همین مرز بود که رجانیوز ترجیح داد نادیده بگیرد.
پنجم آنکه پاسخ رجانیوز بیش از حد رنگ و بوی بیانیه سیاسی دارد و کمتر شبیه یک نقد رسانهای است. متن رجانیوز مملو از برچسبهایی مانند «رسانههای وفاقی»، «پمپاژ ناامیدی»، «ضعیفنمایی» و «تحریک دشمن» است، بدون آنکه وارد بحث تخصصی درباره اصل موضوع شود. این همان مشکلی است که بخشی از رسانههای جناحی در ایران با آن روبهرو هستند. یعنی به جای استدلال، سراغ تخریب هویتی میروند و به نیتخوانی متوسل میشوند. به عبارت دیگری به جای پاسخ به سوال، پرونده سیاسی باز میکنند.
ششم آنکه رجانیوز در دفاع از خضریان، استاندارد دوگانهای را به نمایش گذاشته است. این رسانه در بسیاری از موارد که چهرههای همسو اظهارات حساس یا پرهزینه مطرح میکنند، سکوت میکند یا به توجیه روی میآورد. اما اگر مشابه همان رفتار از سوی جریان رقیب این رسانه رخ دهد، ناگهان حساسیت امنیتی و سوپر انقلابیشان به اوج میرسد. رسانهای که در بیشتر موارد در دفاع از نیروهای همسو فعال میشود و در برابر خطاهای همان جریان سکوت میکند را میتوان تریبون سیاسی دانست. در همین چارچوب، رجانیوز مسئله مهم دیگری را نیز بیپاسخ گذاشته است. چرا بسیاری از چهرههایی که سالها از فیلترینگ و محدودسازی اینترنت دفاع کردهاند، خودشان آزادانه از همان پلتفرمها برای انتشار اطلاعات حساس استفاده میکنند؟ اگر فضای مجازی اینقدر خطرناک و بستر نفوذ است، چرا این محدودیتها فقط برای مردم عادی اعمال میشود؟
و هفتم، مهمترین نکته شاید همین باشد که نقد یک نماینده مجلس، دشمنی با شفافیت نیست. اتفاقاً یکی از نشانههای سلامت رسانهای آن است که حتی رفتار نیروهای مدعی مبارزه با فساد نیز قابل نقد باشد. اگر هر انتقاد رسانهای فوراً با برچسب «حمایت از فساد» یا «همراهی با دشمن» پاسخ داده شود، دیگر چیزی از گفتوگوی عمومی باقی نمیماند. رسانه باید بتواند رفتار سیاستمدارانش را نقد کرده و پرسشهای خودش را مطرح کند. درغیر این صورت سیاستمداران بهتدریج خود را فراتر از پرسشگری عمومی تصور میکنند و رسانه نیز به تریبونی برای تایید قدرت تبدیل میشود. همین کاری که رجانیوز برای خضریان در حال انجام دادن است.







