هفت صبح| در تازه‌ترین برنامه «سینرژی»، دکتر کاظم غریب‌آبادی، معاون امور بین‌الملل و حقوقی وزارت امور خارجه با نگاهی تحلیلی و روایت‌محور به مهم‌ترین تحولات دیپلماسی ایران در ماه‌های اخیر پرداخت؛ از نامه دونالد ترامپ و مذاکرات غیرمستقیم گرفته تا جنگ ۱۲روزه، نقش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اسنپ‌بک‌ و تغییر معادلات منطقه‌ای.


غریب‌آبادی با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچگاه با اصل گفت‌وگو مخالفت نکرده، تصریح کرد که «دیپلماسی به هر قیمتی» نه منطقی است و نه پذیرفتنی. به گفته او، رفع تحریم‌ها همواره یکی از اهداف اصلی دولت‌ها بوده‌ اما در کنار مذاکره، تمرکز بر خنثی‌سازی تحریم‌ها با تکیه بر مدیریت کارآمد داخلی، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. او معتقد است تحریم‌ها هرچند فشار زیادی به مردم وارد کرده‌اند‌ اما نتوانسته‌اند سیاست‌های راهبردی ایران را تغییر دهند.


وی در تشریح مواجهه ایران با نامه ترامپ گفت: این نامه همزمان حاوی دعوت به مذاکره و تهدید به جنگ بود و روح قلدری در آن کاملا مشهود بود. از نظر غریب‌آبادی، ساده‌انگاری بود اگر ایران فقط وجه دیپلماتیک نامه را می‌دید. به همین دلیل، پاسخ ایران «قوی، محکم و فراتر از چارچوب طراحی‌شده آمریکا» تنظیم شد؛ پاسخی که ضمن رد تهدید نظامی، اصل مذاکره را نفی نکرد اما مسیر مذاکرات غیرمستقیم و مستقل را برگزید. به گفته او، این تصمیم یک تصمیم حاکمیتی بود و برای نخستین بار «میدان و دیپلماسی» به‌صورت همزمان و مکمل در فرآیند تصمیم‌گیری قرار گرفتند.


غریب‌آبادی تأکید کرد که ادعای «کشاندن کشور به جنگ از مسیر مذاکره» تحلیلی نادرست است. به گفته او، ایران از لحظه دریافت نامه ترامپ، احتمال اقدام نظامی را جدی گرفته و برای آن آماده شده بود. سیاست فشار حداکثری آمریکا و درخواست «غنی‌سازی صفر» در پنج دور مذاکرات غیرمستقیم، نشان داد که مدل آمریکا تحمیل است نه مذاکره استاندارد. از نگاه او، مذاکره برد-برد زمانی ممکن می‌شود که طرف مقابل به ناکارآمدی تحریم و تهدید نظامی برسد.


وی جنگ ۱۲روزه را نقطه عطفی مهم دانست؛ جنگی که به گفته او تابوی شکست‌ناپذیری رژیم صهیونیستی را فرو ریخت و محاسبات دشمن درباره جامعه ایران را برهم زد. برخلاف تصور آمریکا و اسرائیل، مردم ایران در اوج فشار اقتصادی، منسجم‌تر شدند و سرمایه اجتماعی بزرگی شکل گرفت. غریب‌آبادی هشدار داد در صورت تکرار تجاوز، پاسخ ایران «دردناک‌تر» خواهد بود.


در حوزه دیپلماسی جنگ، غریب‌آبادی از شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای و اسلامی علیه تجاوز سخن گفت. به گفته او، سازمان همکاری اسلامی، جنبش عدم تعهد، کشورهای عربی و همسایه و حتی برخی اعضای شورای امنیت، تجاوز را محکوم کردند و شکافی کم‌سابقه در شورای امنیت شکل گرفت. این روند، هزینه سیاسی و حقوقی سنگینی برای متجاوز ایجاد کرد و نشان داد دیپلماسی، حتی در شرایط جنگ، ابزار مؤثری برای هزینه‌سازی است.


او درباره آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز با صراحت گفت این نهاد «فنیِ صرف نیست» و ماهیتی سیاسی دارد. غریب‌آبادی با اشاره به آشنایی قدیمی خود با رافائل گروسی، تصریح کرد ایران از ابتدا با مدیرکلی او موافق نبوده و حتی برای رأی نیاوردنش تلاش کرده است. به گفته او، فعال‌سازی دوباره پرونده‌های PMD و رفتار دوگانه آژانس در قبال حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، نقطه سیاهی در کارنامه گروسی است. پس از این حملات، روابط ایران و آژانس «به‌طور بنیادین» تغییر کرد و دسترسی به تأسیسات آسیب‌دیده داده نشد، چراکه آژانس به مسئولیت خود در محکومیت تجاوز عمل نکرد.


در موضوع اسنپ‌بک، غریب‌آبادی گفت ایران تلاش گسترده‌ای کرد تا یا مانع بازگشت تحریم‌ها شود یا هزینه آن را برای طرف مقابل بالا ببرد. هرچند ماشه فعال شد‌ اما اجماع سابق علیه ایران شکل نگرفت و مخالفت روسیه و چین، همراهی برخی اعضای غیردائم شورای امنیت و حمایت ۱۲۱ کشور عدم تعهد، یک شکاف تاریخی ایجاد کرد.


او در پایان تأکید کرد که دیپلماسی به بن‌بست نرسیده و پیام‌هایی برای گفت‌وگو همچنان ردوبدل می‌شود‌ اما گفت‌وگو تنها زمانی معنا دارد که «نتیجه‌محور» باشد. از نگاه غریب‌آبادی، ایران اگر کوچک‌ترین روزنه‌ای برای دیپلماسی مؤثر ببیند، آن را از دست نخواهد داد‌ اما شرط اصلی، ناامیدی دشمن از تحریم و اقدام نظامی است؛ شرطی که به باور او، پس از جنگ ۱۲روزه بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده است.