به گزارش هفت صبح، در یکی از شب‌های اسفند ۱۴۰۴، ساکنان اسرائیل با صدای آژیر حمله موشکی از خواب بیدار شدند. دقایقی بعد، تلفن‌های همراهشان پیام‌هایی دریافت کرد؛ یکی با محتوایی تهدیدآمیز منتسب به «سپاه پاسداران» و دیگری با نام «اداره دفاع غیرنظامی اسرائیل» که حاوی لینک دانلود یک اپلیکیشن پناهگاهی بود. این اپلیکیشن اما جعلی و در واقع بدافزاری بود که دسترسی به دوربین و موقعیت مکانی کاربران را برای هکرها فراهم می‌کرد.


این تنها نمونه‌ای از ابعاد سایبری جنگ روایت‌هاست. طبق تحقیقات دانشگاه کلمسون آمریکا، ایران بلافاصله پس از آغاز درگیری‌ها، شبکه‌ای گسترده در فضای مجازی را برای پیشبرد یک جنگ تبلیغاتی تمام‌عیار فعال کرد. هم‌زمان، گروه‌های هکری منتسب به ایران، از جمله «حنظله»، پس از تشکیل ائتلاف‌هایی، حملاتی را علیه دستگاه‌های فناوری عملیاتی و زیرساخت‌های حیاتی آمریکا سازمان‌دهی کردند.


استفاده از هوش مصنوعی

ایران به‌طور گسترده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد برای تولید محتوای تصویری و ویدیویی استفاده کرده است. از جمله این تولیدات می‌توان به ویدیوهایی از انهدام ناوهای هواپیمابر آمریکایی، غرق شدن مجسمه آزادی در نیویورک و صحنه‌هایی از گریه سربازان اسرائیلی اشاره کرد. برخی از این محتواها بازدیدهای میلیونی داشته و حتی واکنش‌هایی در سطح چهره‌های سیاسی از جمله دونالد ترامپ را برانگیخته است.

در میان این نمونه‌ها، تصاویر منتسب به غرق شدن ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» و همچنین ویدیوهای ساختگی از بمباران تل‌آویو، از پربازدیدترین موارد بوده‌اند. پیام مشترک این محتواها القای یک گزاره واحد است: «آمریکا ضعیف است، ترامپ ناکارآمد است و اسرائیل در حال فروپاشی است.»


مواضع اپوزیسیون خارج از کشور

برخی جریان‌های اپوزیسیون خارج از کشور، در این مقطع عملاً به ضدتبلیغی علیه خود تبدیل شدند و ناخواسته در زمین روایت‌سازی ایران بازی کردند. انتشار ویدیوهایی از شادی و رقص هم‌زمان با حملات و حتی طرح درخواست‌هایی برای هدف قرار دادن زیرساخت‌ها، نه‌تنها افکار عمومی را با خود همراه نکرد، بلکه به‌شدت به اعتبار این جریان‌ها آسیب زد.

این رفتارها در شرایطی رخ داد که هم‌زمان با وقوع حملات از جمله حادثه اصابت موشک به مدرسه «شجره طیبه» در میناب، فضای عمومی در بسیاری از نقاط جهان با واکنش‌های همدلانه و اندوه همراه بود. با این حال، برخی از این گروه‌ها با انتشار چنین محتواهایی، تصویری متناقض و هزینه‌زا از خود ارائه دادند؛ تصویری که به‌سرعت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت و به‌عنوان نشانه‌ای از گسست جدی میان آن‌ها و افکار عمومی تلقی شد.


موشک‌ها و روایت‌ها

در این جنگ، حتی موشک‌ها نیز حامل پیام هستند. نوشته‌ها و شعارهایی که روی بدنه برخی موشک‌ها یا پهپادها درج می‌شود، پس از انتشار در شبکه‌های اجتماعی، دامنه‌ای بسیار فراتر از میدان نبرد پیدا می‌کند. شعارهایی مانند «برای حلما، دختر تبریز»، «ارتش فدای ملت»، «لبیک یا خامنه‌ای» و جملات طعنه‌آمیز، به‌عنوان ابزار انتقال پیام، نقشی مکمل در این نبرد ایفا می‌کنند. از جمله این نمونه‌ها، عبارت «اینجانب شاهد ۱۳۶ به نمایندگی از ملت شریف ایران برای مذاکره به تل‌آویو می‌روم» است که با لحن کنایه‌آمیز خود، بازتاب گسترده‌ای در فضای داخلی پیدا کرد.


شعار وارونه «اول اسرائیل»

یکی از شاخص‌ترین اقدامات رسانه‌ای، تغییر شعار «اول آمریکا»ی دونالد ترامپ به «اول اسرائیل» بود. این تغییر، توسط مقامات ارشد ایران با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهان به‌ویژه در آمریکا به کار گرفته شد تا این گزاره القا شود که ترامپ منافع ملی آمریکا را فدای حمایت همه‌جانبه از اسرائیل کرده است

این روایت به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های بین‌المللی بازتاب یافت و هم‌زمان با شکل‌گیری اعتراضات و تظاهرات میلیونی در برخی شهرهای آمریکا، به یکی از محورهای اصلی جنگ روانی تبدیل شد؛ روندی که نشان می‌داد این پیام‌ها توانسته‌اند در بخشی از افکار عمومی نیز بازتاب پیدا کنند.


انیمیشن‌های لگویی


از دیگر ابزارهای خلاقانه، تولید انیمیشن‌های کوتاه با سبک لگویی است. در این ویدیوها، شخصیت‌هایی مانند دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به‌صورت کاراکترهای لگویی و با روایتی طنزآمیز به تصویر کشیده می‌شوند. این آثار اغلب با هدف نمایش شکست یا تحقیر این شخصیت‌ها در برابر ایران ساخته شده و مخاطبان گسترده‌ای در فضای مجازی پیدا کرده‌اند.


ارجاع به جزیره اپستین


یکی دیگر از محورهای قابل‌توجه، استفاده از ارجاعات به پرونده جفری اپستین و جزیره خصوصی اوست. در برخی اظهارنظرها، از این موضوع برای حمله به اعتبار دونالد ترامپ استفاده شده و او با عناوینی مانند «مرد جزیره فاسد» خطاب شده است.


نقش چهره‌های رسمی

در میان چهره‌های رسمی، ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، به‌عنوان یکی از چهره‌های فعال در این حوزه مطرح شده است. او در یکی از پیام‌های خود، نام عملیات نظامی آمریکا «خشم حماسی» را به «ترس حماسی» تغییر داد؛ اقدامی که با هدف تضعیف روحیه طرف مقابل انجام شد.


توفان توییتری قالیباف

محمدباقر قالیباف نیز در شبکه اجتماعی ایکس حضوری پررنگ داشته و با انتشار توییت‌هایی طعنه‌آمیز، توجه زیادی جلب کرده است. در یکی از این موارد، پس از انتشار اخباری درباره سقوط یک جنگنده آمریکایی، او با لحنی کنایه‌آمیز به تغییر روایت‌های آمریکا از «تغییر رژیم» به کمک برای جست‌وجوی خلبانان اشاره کرد که میلیون ها باز دیده شد.

به طور نمونه بعد از اعلام موفقیت ترامپ مبنی بر نجات خلبان دوم، قالیباف نوشت: " اگر ایالات متحده سه پیروزی دیگر مثل این به دست آورد، کاملاً نابود می شود". واقعیت این است که امروز جنگ فقط موشک و بمب نیست؛ گاهی یک توییت بجا می‌تواند از یک بمب هم اثرگذارتر باشد و و گاهی حتی بردی فراتر از خود موشک پیدا کند.


محدودیت‌های اینترنتی؛ یک پارادوکس


در مقابل، یکی از تناقض‌های مهم این فضا، اعمال محدودیت‌های گسترده اینترنتی در داخل ایران است. سازمان «نت‌بلاکس» گزارش داده که از ۹ اسفند ۱۴۰۴، ایران با یک اختلال گسترده اینترنتی مواجه بوده که دسترسی کاربران به شبکه‌های جهانی را محدود کرده است.


در آخر...

مجموع این اقدامات نشان می‌دهد که در عصر شبکه‌های اجتماعی، جنگ‌ها صرفاً در میدان نظامی تعیین تکلیف نمی‌شوند. در این میان، رسانه‌ها به‌عنوان بازیگران اصلی در شکل‌دهی و جهت‌دهی به افکار عمومی نقشی تعیین‌کننده دارند. گاهی یک شعار هوشمندانه یا یک ویدیوی کوتاه، می‌تواند اثری فراتر از یک عملیات نظامی پیچیده داشته باشد؛ جایی که اگر این میدان را به مسابقه‌ای تشبیه کنیم، تا اینجای کار می‌توان آن را «سه بر صفر» به نفع ایران در جنگ روایت‌ها دانست