هفت صبح، افشین امیرشاهی| اینترنت وارد سومین هفته قطع کامل یا اختلال گسترده شده است. در این مدت به جز کاربران شبکه‌های اجتماعی و فعالان حوزه فناوری، بسیاری از سیاست‌مداران، روزنامه‌نگاران، اقتصاددانان و فعالان مدنی هشدار داده‌اند که ادامه این وضعیت، هزینه‌هایی فراتر از تصور اولیه به جامعه و کشور تحمیل می‌کند. به‌خصوص که ارتباطات دیجیتال به بخش جدانشدنی زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بدل شده و  قطع اینترنت به معنای ایجاد وقفه در زیست روزمره مردم است. متاسفانه این وقفه‌ای ادامه‌دار شده است.

 

نخستین اثر این وضعیت، اختلال گسترده در زندگی عادی شهروندان است. دسترسی به اطلاعات پایه‌ای از وضعیت حمل‌ونقل و پروازها گرفته تا آموزش، خدمات بانکی و درمانی همگی با مشکل روبه‌رو شده است. بسیاری از امور ساده که تا پیش از این در چند دقیقه انجام می‌شد، حالا امکان‌پذیر نیست یا با زحمت فراوان انجام می‌شود. این اختلال بخش مهمی از چرخه زندگی مردم را در تعلیق و سکون قرار داده است.


در کنار این مسئله، فضای عمومی با موجی از بی‌خبری و سردرگمی روبه‌رو شده است. دوباره باید تاکید کنیم که دسترسی به منابع متنوع خبری به‌شدت محدود شده است. نتیجه این‌که شایعه و روایت‌های ناقص جای اطلاع دقیق را می‌گیرد. پیش از این بسیاری از جامعه‌شناسان و اهالی رسانه هشدار داده‌اند جامعه‌ای که به اطلاعات معتبر دسترسی نداشته باشد، به‌تدریج دچار اضطراب و خشم می‌شود. این وضعیت، امنیت روانی را فرسوده می‌کند و احساس بی‌پناهی را گسترش می‌دهد.

 

اقتصاد زیر فشار خاموشی


قطع اینترنت ضربه مستقیمی به معیشت مردم وارد کرده است. شمار زیادی از کسب‌وکارها به‌ویژه مشاغل خرد و خدمات آنلاین وابسته به ارتباط پایدار هستند. اختلال در اینترنت برای این بخش به معنای کاهش درآمد، توقف فعالیت و در مواردی تعطیلی کامل است. رانندگان حمل‌ونقل اینترنتی، فروشگاه‌های آنلاین، فریلنسرها و حتی کسب‌وکارهای سنتی که به درگاه‌های پرداخت وابسته‌اند، همگی در این چرخه آسیب دیده‌اند.


زیان اقتصادی به این موارد محدود نمی‌شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بازگشت اعتماد کاربران و مشتریان پس از دوره‌های قطع اینترنت، زمان‌بر و دشوار است. بخشی از این خسارت‌ها جبران‌ناپذیر است و اثر آن در آمار اشتغال و رشد اقتصادی ماه‌های بعد نمایان می‌شود. توجه داشته باشیم اقتصاد دیجیتال که می‌توانست یکی از مسیرهای عبور از رکود باشد، حالا به نقطه آسیب‌پذیر کشور تبدیل شده است.


  ابزار امنیت یا تنبیه جمعی؟


اما تداوم این وضعیت در افکار عمومی بیش از آن‌که اقدامی مقطعی تلقی شود، شکل نوعی تنبیه جمعی به خود گرفته است. این برداشت، فاصله میان سیاستگذاران و نهادهای رسمی از یک سو و جامعه از سوی دیگر را بیشتر از قبل افزایش داده است، حتی احساس بی‌عدالتی را تقویت می‌کند. تجربه اعتراضات سال‌های اخیر نشان داده است که قطع اینترنت مانع بروز ناآرامی نمی‌شود و حتی در مواردی به تشدید آن کمک کرده است. 


واقعیت این است که طولانی شدن مسدودسازی اینترنت نشان می‌دهد که تداوم این کار، معنای کنترل جریان اطلاعات و محدود کردن امکان روایت مستقل به خود گرفته است. چون چنین اقدامی، امکان دسترسی جامعه به تحلیل‌های متنوع و دقیق را کاهش می‌دهد و میدان را برای روایت‌های یک‌طرفه باز می‌گذارد.  

 

بحران روایت و سکوت رسانه‌ای


یکی از پیامدهای مهم قطع اینترنت، تضعیف نقش رسانه‌های داخلی است. مطبوعات و خبرگزاری‌ها که در سال‌های اخیر به‌شدت به بسترهای آنلاین وابسته شده‌اند، در چنین شرایطی توان ایفای نقش خودشان به عنوان مرجع خبری را از دست می‌دهند. این خلأ، جامعه را میان دو روایت معلق نگه می‌دارد که یکی روایت رسمی داخلی است و دیگری روایت رسانه‌های برون‌مرزی. در چنین شرایطی صدای میانی حذف شده است.

 

درواقع صدایی که بتواند با فاصله از هر دو سوی ماجرا تحلیل ارائه دهد، کم‌رنگ یا غایب است. در این میان صداوسیما نیز به‌عنوان رسانه رسمی کشور بیش از گذشته زیر ذره‌بین قرار دارد. برخورد تحقیرآمیز با معترضان، ساده‌سازی مطالبات اجتماعی و نادیده گرفتن ریشه‌های نارضایتی، توسط برخی از مجریان و کارشناسان رسانه ملی نتوانسته است به کاهش تنش کمک چندانی داشته باشد. چون رسانه‌ باید محل گفت‌وگو باشد، نه این‌که به تریبونی یکسویه تبدیل شود و فقط صداهای یک طیف را منعکس کند. 

 

گفت‌وگو، راهی که بسته مانده


اما راه‌حل این وضعیت، ادامه سیاست‌های مقطعی نیست. تجربه‌های داخلی و جهانی نشان می‌دهد که محدودسازی ارتباطات، بحران را به تعویق می‌اندازد اما حل نمی‌کند. بازسازی اعتماد نیازمند بازگشت به گفت‌وگو، تقویت رسانه‌های مستقل و پذیرش حق مردم برای دسترسی به اطلاعات است. اینترنت نیز بخشی از امنیت ملی است. قطع اینترنت ممکن است در کوتاه‌مدت به کنترل فضا کمک کند، اما در بلندمدت اعتماد عمومی را فرسوده و سرمایه اجتماعی را تضعیف می‌کند. تجربه‌های پیشین روشن کرده است که این مسیر به ثبات پایدار نمی‌رسد. راه عبور از بحران، شنیدن صداهای مختلف، اطلاع‌رسانی دقیق و پذیرش مطالبات جامعه است. مسیری که بدون ارتباط آزاد، بسته می‌ماند.