عواقب یک تصمیم، همیشه همان لحظه تمام نمیشود. سقطجنین خودسرانه، تصمیمی پنهان اما با پیامدهایی آشکار و گاه مرگبار است؛ تصمیمی که زیر سایه فشار اقتصادی، ترس از قضاوت اجتماعی و نبود حمایت، هر روز در گوشهای گرفته میشود.
روایت از یک نیمکت پارک آغاز میشود؛ زن و مردی جوان که از «توافق» حرف میزنند، اما ساعاتی بعد، زن با بدنی نحیف و چهرهای پریده به خانه بازمیگردد. آنچه حذف شده، فقط یک بارداری نیست؛ آغاز زنجیرهای از خطرات جسمی و روانی است. آمارهای غیررسمی از انجام روزانه حدود هزار سقط غیرقانونی در کشور خبر میدهند؛ عددی که به گفته متخصصان، نشانه شکلگیری یک مافیای زیرزمینی سلامت است.
سقطهای غیرعلمی، با داروهای شیمیایی و گیاهی یا اقدامات مکانیکی، میتوانند به خونریزی شدید، عفونت، سوراخشدن رحم، ناباروری دائم و حتی مرگ مادر منجر شوند. اما خطر، فقط جسم را نشانه نمیگیرد؛ افسردگی، اضطراب و احساس گناه، سالها بر روان مادران سایه میاندازد.
بسیاری از این تصمیمها، عجولانه و قابل پیشگیریاند. یک گفتوگوی درست، یک مشاوره بهموقع و حداقلی از حمایت اجتماعی، میتواند مانع تصمیمی شود که بازگشتی برای آن وجود ندارد. سقط خودسرانه، پایان یک بحران نیست؛ آغاز فاجعهای خاموش است.
