می‌گویند زمانی که پیکر حکیم توس از یک دروازه شهر خارج می‌شد، صله سلطان از دروازه‌ای دیگر وارد می‌شد. امروز اما در عرصه تاریخی ۳۶۰ هکتاری توس، صدای سکه‌ها بلندتر از صدای تاریخ است؛ سکه‌هایی که به بهای نابودی میراث، در بازار ساخت‌وساز می‌چرخند.

سال ۱۳۹۹، الحاق رسمی توس به مشهد «خبر خوش» نام گرفت؛ اما پشت این خوش‌خبری، هزاران هکتار زمین کشاورزی ناگهان طعم ارزش افزوده گرفت. وعده آزادسازی عرصه تاریخی، ثبت جهانی و حفاظت از توس داده شد، اما در عمل، نه ثبت جهانی محقق شد و نه توس از ساخت‌وساز نجات یافت.

امروز باغ‌ویلاها قد می‌کشند، زمین‌ها تکه‌تکه می‌شوند و مجوزهای تازه، تاریخ را عقب می‌زنند. توس تاریخی آزاد نشده، اما سوداگری قانونی شده است؛ آن هم روی آبخوانی که نفس مشهد به آن بند است.

فردوسی را نفروختند؛ اما شهری را که نام او را زنده نگه می‌داشت، چرا.