
هفت صبح| نظام آموزشی ایران در طول یک قرن گذشته، فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر گذاشته است. از تغییر سیستمهای آموزشی گرفته تا دوران کرونا که همه را مجبور کرد به فضای مجازی و اپلیکیشن «شاد» کوچ کنند. اما چالشی که تقریبا از یکسال قبل بیش از پیش خودش را نشان داده، با تمام قبلیها فرق دارد. آمدن هوش مصنوعی در بین دانشآموزان، دیگر فقط یک ابزار ساده و کمکدرسی نیست. این اتفاق کل روشهای قدیمی درس خواندن و نمره دادن را زیر سوال برده و باعث شده است که دیگر نتوانیم با معیارهای قبلی، دانشِ یک دانشآموز را بسنجیم.
از جستجو کردن در گوگل تا تولید کردن مطلب
تا همین چند سال پیش، اگر معلمی از دانشآموز میخواست تحقیقی بنویسد، او در گوگل جستجو میکرد و چند مطلب را پیدا کرده و با هم ترکیب میکرد. اما حالا ورق برگشته است. هوش مصنوعیِ جدید خودش به یک «تولیدکننده» تبدیل شده است. گزارشها و مشاهدات میدانی در مدرسهها نشان میدهد که حالا کار به جایی رسیده که بیش از نیمی از تحقیقهای کلاسی در دبیرستانها، با کمک مستقیم هوش مصنوعی تهیه میشوند. تفاوت اصلی اینجاست که در گذشته اگر کسی کپی میکرد، معلم با یک جستجوی ساده در اینترنت متوجه آن می شد؛ اما متنی که هوش مصنوعی میسازد، کاملاً تازه و منحصربهفرد است. به همین دلیل، هیچ نرمافزاری نمیتواند با اطمینان ثابت کند که این نوشته کار دانشآموز نیست. این یعنی یک «تقلبِ تمیز» که هیچ ردپایی از خود باقی نمیگذارد.
مسئولان؛ میانِ انکار و پذیرش واقعیت
در این خصوص بین مسئولان آموزش و پرورش، نظرات متفاوتی وجود دارد. بسیاری از کارشناسان میگویند باید دانش آموزان و مدرسهها را با این فناوری هماهنگ کنیم، اما مدیران اصلی همچنان با این مقوله با احتیاط برخورد میکنند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و مسئولان وزارتخانه؛ «ما نمیتوانیم دانشآموز را از موبایلی که همیشه همراهش است محروم کنیم، اما مشکل اینجاست که کتابهای درسی و روشهای امتحان گرفتن ما برای سالها پیش است؛ یعنی زمانی که هوش مصنوعی وجود نداشت. حالا با شرایطی روبهرو هستیم که دانشآموز، پاسخی را به معلم تحویل میدهد که خودش حتی یک ثانیه هم برای پیدا کردنش فکر نکرده است.» از طرفی، مسئولان و کارشناسان فناوری اطلاعات معتقدند هوش مصنوعی باید در خدمت یادگیری باشد، اما تا وقتی راهی برای سنجش عادلانه این تکالیف و سوالات درسی و ریاضی پیدا نشود، نمیتوان به تکالیفی که در خانه انجام میشوند نمره داد.
وقتی نمرهها دیگر اعتبار واقعی ندارند
در سیستم آموزشی ما، «نمرههای کلاسی» سهم بسیار مهمی در معدل نهایی و سرنوشت دانشآموز دارد. این نمره معمولاً بر اساس همین تحقیقها، حل تمرینها و پروژههای خانگی داده میشود. حالا ولی هوش مصنوعی دقیقاً به همین نقطه حمله کرده است. وقتی یک ربات میتواند سختترین مسائل فیزیک را قدمبهقدم حل کند یا یک انشای عالی بنویسد، مشق شبهای قدیمی دیگر فایدهای برای یادگیری ندارند. کارشناسان میگویند باید به سمتی برویم که به جای «انبار کردن اطلاعات در مغز»، «قدرت تفکر» دانشآموز را بسنجیم؛ چون در دنیای امروز، اطلاعات در عرض چند ثانیه توسط هوش مصنوعی پیدا میشوند.
توهمِ دانایی در دانشآموزان
معلمان باسابقه نگران هستند که هوش مصنوعی باعث شود تا دانشآموزان دچار «توهمِ دانایی» شوند. یعنی فکر کنند چون به جوابهای درست دسترسی دارند، پس خودشان هم آن موضوع را یاد گرفتهاند. آنها در این خصوص میگویند: «مشکل این نیست که دانشآموز از تکنولوژی استفاده میکند؛ مشکل اینجاست که او دیگر اشتباه نمیکند. یادگیری واقعی زمانی اتفاق میافتد که دانشآموز تلاش کند، اشتباه کند و از آن اشتباه درس بگیرد. وقتی هوش مصنوعی نسخه بدون غلط را تحویل میدهد، مغز دانشآموز دیگر تلاشی برای یادگیری نمیکند.» این معلمان میگویند دانشآموزانی را میبینند که نمره کلاسیشان ۲۰ است، اما در امتحانات حضوری، حتی نمیتوانند جملاتی را که در تحقیقِ خودشان نوشته شده، توضیح دهند.
شب بیداری هوش مصنوعی
بررسی رفتارهای اینترنتی نشان میدهد که استفاده از سایتهای هوش مصنوعی در ایران، بین ساعت ۱۰ شب تا ۱ بامداد و همچنین ۸ تا ۱۱ صبح به شدت زیاد میشود. این یعنی هوش مصنوعی هم موقع انجام مشق شب در خانه و هم سر کلاس درس، حضور فعالی دارد. آمارهای غیررسمی میگویند بیش از ۴۰ درصد دانشآموزان سالهای آخر دبیرستان، برای خلاصهسازی کتابهای درسی از این ابزار استفاده میکنند. اما نکته نگرانکننده اینجاست که کمتر از ۱۵ درصد از این دانشآموزان به بررسی درست بودن اطلاعات میپردازند؛ امری که باعث میشود اطلاعات غلط به راحتی وارد حافظه بلندمدت آنها شود.
هوش مصنوعی و خطرِ طبقاتی شدن آموزش
یکی از مسائل کلیدی در این بین، موضوع «عدالت آموزشی» است. در حالی که دانشآموزان در مدرسههای خاص و گرانقیمت به نسخههای پیشرفته و پولی هوش مصنوعی دسترسی دارند، دانشآموزان در مناطق محروم حتی از داشتن اینترنت خوب و باسرعت هم رنج میبرند. این موضوع باعث میشود که موفقیت تحصیلی، بیشتر از همیشه به وضعیت مالی خانوادهها گره بخورد. اگر آموزش و پرورش قانون مشخصی برای شیوه استفاده از این ابزارها تدوین نکند، شاهد نوع جدیدی از فاصله طبقاتی خواهیم بود که «هوشِ ماشینی» به کمکِ «ثروتِ خانوادگی» میآید تا نخبگانی مصنوعی بسازند. موضوعی که میتواند باعث ایجاد یک شکاف بزرگ و ناعادلانه در جامعه شود.
به جای جنگیدن، همراه شویم
اما تجارب دیگر کشورها در این زمینه نیز به نوبه خودش قابل تامل است. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، به جای اینکه استفاده از هوش مصنوعی را ممنوع کنند، به سمت «ادغام هوشمندانه» حرکت کردهاند. در ایران نیز پیشنهاد شده است که روش نمره دادن از «نتیجهمحوری» (یعنی فقط دیدن فایل تحقیق) به «فرآیندمحوری» تغییر یابد. به این معنا که دانشآموز باید بتواند در حضور معلم، نحوه رسیدن به پاسخ و چگونگی استفاده از هوش مصنوعی برای حل مسئله را توضیح دهد.بدین ترتیب در این نگاه، هوش مصنوعی نه به عنوان نویسنده تکلیف، بلکه به عنوان یک «دستیار تحقیق» شناخته میشود که به دانشآموز کمک میکند تا بهتر یاد بگیرد، نه اینکه به جای او فکر کند.
خطر کمرنگ شدن زبان و ادبیات فارسی
یک نگرانی جدی در حوزه علوم انسانی، ضعیف شدن مهارت نوشتن در بین نوجوانان است. مدلهای هوش مصنوعی معمولاً از یک ساختار زبانیِ خاص و ترجمهمانند استفاده میکنند. دانشآموزی که تمام انشاها و تحلیلهای خود را به هوش مصنوعی میسپارد، در درازمدت توانایی «بیانِ خودش» و خلاقیت زبانی را از دست میدهد. این بحرانِ هویت زبانی، یکی از پیامدهای پنهان و خطرناک نفوذ بیرویه هوش مصنوعی در مشقهای شب است که میتواند به تدریج بر نحوه حرف زدن و فکر کردن نسل جدید تاثیر منفی بگذارد.
از «انبار کردن اطلاعات» تا «مدیریتِ الگوریتم»
محققان و آیندهپژوهان معتقدند که ما در حال گذار از عصرِ «دانستن» به عصرِ «توانستن» هستیم. در دنیایی که هوش مصنوعی تمامِ دانشِ بشری را در کمتر از یک ثانیه عرضه میکند، «حفظ کردنِ فرمولهای شیمی» یا «تاریخِ وقایع» کمترین ارزشِ اقتصادی و اجتماعی را خواهد داشت. گزارشهای بینالمللی نشان میدهند که تا سال ۲۰۳۰، مهارتِ «کار با هوش مصنوعی» و «تفکرِ انتقادی نسبت به جوابهای ماشین»، جزو برترین مهارتهای مورد نیاز برای استخدام خواهد بود. بنابراین، مدرسهای که امروز دانشآموز را به دلیل استفاده از هوش مصنوعی تنبیه میکند، در واقع او را برای بیکار ماندن در آینده آماده میکند.
تغییر نقش معلم؛ از دانای کل به مربیِ راهنما
در نهایت، بزرگترین قربانیِ این تحول، نه دانشآموز، بلکه «نقش سنتیِ معلم» است. معلمانِ ما برای دههها عادت کردهاند که توزیعکننده اطلاعات باشند. حالا که این انحصار شکسته شده، معلم دچار بحران هویت شده است. تحلیل نهاییِ این است که معلم آینده باید به یک «طراحِ سناریو» تبدیل شود. او باید بتواند در کلاس، شرایطی را خلق کند که در آن هوش مصنوعی نه یک «پاسخگو»، بلکه یک «طرف مناظره» باشد. معلمان باید یاد بگیرند که چگونه از دانشآموز بخواهند خروجی هوش مصنوعی را نقد کند، ایراداتش را بگیرد و آن را با واقعیتهای جامعه ایران تطبیق دهد.
عبور از آموزشِ حافظهمحور
اما برای خروج از این چرخه معیوب چه باید کرد؟ برای اینکه نظام آموزشی ما از این چالش به سلامت عبور کند، کارشناسان بر سه محور اصلی تاکید دارند:
۱. بازآموزی معلمان
معلمان ما باید یاد بگیرند که نقش «راهنما» را ایفا کنند، نه اینکه صرفاً به دنبال مچگیری از تقلب باشند. آنها باید خودشان کار با این ابزارها را بلد باشند.
۲. تغییر نوع تکالیف
باید تکالیفی که فقط با جمعآوری اطلاعات از اینترنت حل میشوند حذف شده و جای خود را به تکالیف «تحلیلی» بدهند که نیاز به فکر کردن و نقد کردن دارند.
۳. تدوین منشور اخلاق دیجیتال
باید مرز بین «استفاده مجاز برای یادگیری» و «تقلب آموزشی» به روشنی مشخص شود تا دانشآموزان تکلیف خود را بدانند.
و بالاخره اینکه وزارت آموزش و پرورش و نهادهای سیاستگذار باید بپذیرند که دورانِ کنترل اطلاعات به پایان رسیده است. بنابراین پیشنهاد میشود که به جای رویکردهای حذفی، «سواد هوش مصنوعی» به عنوان یک درس اجباری در تمام مقاطع گنجانده شود.






